محمد رضا حیدر زاده
روزی که بهاندازه کافی با ترکه خیس به جانم افتاد، هنوز هفت سالم نشده بود. بعد مچ دستم را گرفت تا کشانکشان مرا ببرد بهسمت خانه اِچو. خانه میان پسکوچههای تنگ و تاریک فرورفته بود که اگر آن میدانچه نبود، به این آسانی پیدا نمیشد.
پسکوچهها مانند دل ورودههای پیچ درپیچ به هم راه داشتند؛ گاهی سربالا بودند و گاه با یک شیب تُند یا چند پله سِمنتی، به یک میدانچه میرسیدند. پسکوچهها ظاهراً به هم شبیه نبودند، اما همین که وسط شان گرفتار میشدی، انگار کسی با تردستی همه پسکوچهها را به هم شبیه میکرد. این شباهت هولناک غافلگیرکننده بود و آدم بههیچوجه نمیتوانست از آن رازی که در معماریشان پنهان مانده بود سر دربیاورد...
***
مجموعه داستان «خوکچه بادنما» نوشته احمد آرام، توسط انتشارات نیماژ به بازار کتاب آمده است.این مجموعه داستان که برگزیده آخرین دوره جایزه مهرگان ادب هم شده، ادامه مسیر داستانی نویسندهای است که سالهاست علاقه خود را به نواحی ناپایدار تجربه انسانی نشان داده است. احمد آرام در این کتاب، بار دیگر خواننده را در موقعیتی قرار میدهد که نه میتواند دستاورد قطعی روایت را پیشبینی کند و نه با آسودگی از خواندن دست بکشد و همین وضعیت است که تجربهای شگفت و اضطرابآور خلق میکند.
نویسنده در این کتاب، جغرافیای آشنای خود را بازسازی میکند؛ جغرافیایی که حال و هوای جنوبی دارد و همزمان نه صرفاً مکانی فیزیکی، بلکه ترکیبی از فضا، حافظه، زبان و مختصات و جادوی مربوط به این خطه است. یکی دیگر از عناصر شاخص این مجموعه داستان، طنز سیاه جاری در آن است؛ طنزی که ریشهدار و نافذ است و پل میان خیال و واقعیت را محکم میسازد. این طنز از همنشینی غیرمنتظره حوادث و واکنشهای شگفتآور شخصیتها سر برمیآورد و لحظهای شگفتی و اضطراب همزمان را در دل روایت میکارد. در چنین فضایی، طنز نه صرفاً سرگرمی است، بلکه تجربه خواندن را زیر و رو میکند و مخاطب در موقعیتی میان حیرت و دغدغه قرار میگیرد.
«احمد آرام» متولد 1330، داستان نویس و نمایشنامه نویس و مدرّس تئاتر و سینما است. او فارغ التحصیل دوره کارشناسی بازیگری- کارگردانی از دانشگاه آزاد و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری است. او طی دوره اشتغال در دانشگاه علوم پزشکی، به عنوان مدرس تئاتر و ادبیات نمایشی در آنجا به صورت فوق برنامه تدریس کرده و هماکنون در شیراز در تعدادی از مدرسههای هنری، بازیگری و فیلمنامهنویسی تدریس میکند و به نوشتن داستان میپردازد.جوایز و افتخاراتی که کسب کرده است، شامل لوحتقدیر از نخستین دوره جایزه ادبی یلدا (۱۳۸۰)، رتبه سوم در بخش داستانکوتاه هفتمین دوره جایزه ادبی اصفهان (۱۳۸۸) و بهترین مجموعه داستان در سومین دوره جشن فرهنگ فارس برای مجموعه داستان«غریبه در بخار نمک» است.کتاب های «مردهای که حالش خوب است»، «آنها چه کسانی بودند؟!»، «همین حالا داشتم چیزی میگفتم»،«به چشمهای هم خیره شده بودیم»، «حلزونهای پسر»، «بیدار نشدن در ساعت نمیدانم چند»و «باغ استخوانهای نمور»، از دیگر آثار این نویسنده است.
شما چه نظری دارید؟