دکتر سیف الرضا شهابی
کمیته نوبل نروژ که مسئولیت تعیین برندگان جایزه صلح نوبل را بر عهده دارد، بعد از چند سال محافظه کاری و انتخابهای سیاسی از جمله انتخاب افرادی که در مقابل حکومتهای مستقل به مخالفت بر میخیزند، بالاخره در سال ۲۰۲۶ خانم ناوانتم (ناوی) پیلای حقوق دان ۸۵ ساله اهل آفریقای جنوبی و رئیس پیشین کمیسیون تحقیق سازمان ملل درباره فلسطین را واجد صلاحیت برای دریافت جایزه صلح نوبل معرفی کرد.
کمیسیون تحت نظارت خانم پیلای در سال ۲۰۲۵ در کمال شهامت و بدون توجه به فضا سازیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود که اسرائیل در غزه به نسل کشی دست زده و مرتکب جنایت شده و باید محکوم شود.
انتخاب خانم پیلای به عنوان شایسته دریافت جایزه صلح نوبل، از چند نظر حائز اهمیت است:
۱ـ اعلاماین انتخاب در فاصله ی دو روز بعد از ۷ اکتبر و سومین سالگرد طوفان الاقصی در غزه قابل توجه ویژه است. طوفان الاقصی با همه اماها و اگرهایی که بر آن مترتب است در اسرائیل طوفانی از نا امنی و تلاطم داخلی و احساس غافلگیری و شکست و تحقیر به پا کرد. زیرا معلوم نشد چه غلطی میکردهاند آن پیشرفتهترین دوربین های مداربسته و مرزبان و غزه پای، و آن عقاب های تیزچشمِ به زبانِ حالِ شان مدعیِ شعر ناصر خسرو (بر راستیِ بال نظر کرد و چنین گفت/امروز همه مُلکِ جهان زیر پر ماست/گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد/جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست/ بر اوج چو پرواز کنم، با نظر تیز/می بینم اگر «ذرّه ای اندر تکِ دریا» ست!!)، و آن تکنولوژیهای انگلیسی مارکِ آمریکایی بخشِ به روز شونده، و آن رصدهای ماهواره ای دایمی (و خبر رسان از آسمان و زیر آسمان، زمین و زیر زمین، دریا و زیر دریا!)، و همه اینها نیز متمرکز بر روی یک بند انگشت زمین به نام «غزه»ی کاملا محاصره شده با گنبدهای آهنینی که به قول شفیعی کدکنی «حتی نسیم را/بی پرس و جو اجازه رفتن نمیدهند!»، و همچنین محصور در حلقه های پولادین و شکست ناپذیر نظامی و امنیتی و جاسوسیِ اسرائیل در شب و روز ۷ اکتبر و طوفان الاقصی؟!!
نتیجه این طوفان را میتوان ملاحظه کرد و کردیم در خشم و خروش حیوانی و افسارگسیخته سردمداران اسرائیل(همان نوع خشم و خروشی که به فلسطینیهای دفاع کننده از خودشان نسبت میدادند).
اسرائیلیهای مفتخر به دولت بودن و رسمی بودن و عضو سازمان ملل بودن و ارتش مجهز داشتن وَ بمب اتم داشتن، با افتخار تمام همه قوانین بین المللیِ دوران جنگ و صلح را به بدترین و شدیدترین وجه زیر پا گذاشتند. دولت فوقالعاده راستگرا و افراطی نتانیاهو چنان بوفالو وار و گلّه وار و خشمگینانه به غزه حمله کرد که با نسل کشی و تخریب مناطق مسکونی و قتل عام مردان و زنان غیر نظامی و کودکان بیخبر و بی گناه که با کسی سر جنگ نداشتند، جنایتی دامنه دار و بی نظیر و وحشتناک با ابعادی گسترده مرتکب شد. «سه سال» بمباران بی امانِ یک بند انگشت زمین(که هنوزهم ادامه دارد)، در اِزای «یک روز» طوفان الاقصای غزوه ی غزه.
این جنایتها از نظر عدالتخواهان و صلح طلبان جهان پنهان نماند، و دو تن از رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل در دادگاه کیفری بینالمللی به عنوان دو جنایتکار جنگی محکوم شدند و تحت پیگرد قضایی و حقوقیِ بینالمللی، البته بی پشتوانهی اجرایی، قرار گرفتند.
۲ـ ترامپ که جنگ افروزیاش اظهر من الشمس است برای کسب جایزه نوبل خوابهای طلایی دیده بود. حالا که در دریافت جایزه صلح نوبل ناکام ماند، شتابزده به کمیته نوبل نروژ حمله کرد و دیوان کیفری بینالمللی را هم تحریم کرد.
حرکت ناشایست و زشت ترامپ در انتقاد شدید از کمیته مزبور و تحریم دیوان کیفری بینالمللی، با واکنش سازمان ملل، اتحادیه اروپا، ژاپن و کانادا، سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای روبرو شد. آنها از تصمیم نا بخردانه ترامپ ایراد گرفتند و این حرکتش را نشانهای از تلاشهای کاخ سفید برای تضعیف استقلال دستگاه قضایی بینالمللی و محدود شدن امکان رسیدگی به جنایات جنگی قلمداد کردند.
اگر چه همینهایی که اکنون از ترامپ انتقاد کرده و برخورد وی را محکوم میکنند، در گستاخ شدن ترامپ بیتقصیر نیستند. همین منتقدان امروز، در گذشته بارها به نفع ترامپ فضا سازی کردند، تا اکنون رئیس جمهورِ حقیقتاً مبتلا به توهّم و خیالبافی و خودشیفتگی و اسکیزوفرنیای آمریکایی، در مقابل دستگاه قضایی بینالمللی این گونه دهن کجی کند.
با قاطعیت میتوان اعلام کرد: سازمان ملل و اتحادیه اروپا به اندازه ترامپ در توهین به کمیته نروژ و تحریم دیوان کیفری بینالمللی مقصرند. اگر سازمان ملل و اتحادیه اروپا و هرکدام از کشورهایی که حالا کار ترامپ را محکوم میکنند، برای بازداشت نتانیاهو قصور و تقصیر نمیکردند بلکه نخست وزیر اسرائیل را از طرق قانونی بازداشت میکردند، چه بسا ترامپ هم جرات تحریم کردن و حمله به استقلال دستگاه قضایی بینالمللی را پیدا نمیکرد.
۳ـ با فشار افکار عمومی و انتخاب خانم پیلای، اسرائیل بیش از پیش خود را در انزوای جهانی یافت. زیرا به چشم خویش دید همان حقوقدانی که برای محکومیت اسرائیل تلاش فراوان کرده بود، زیر فشار افکار عمومی و فراهم آمدن شرایط جدید، به عنوان برنده جایزه صلح نوبل برگزیده شد.
طنز تلخِ ماجرا این است که بلافاصله اسرائیل نیز همانند آمریکا این انتخاب را محکوم(!؟) و پیلای را به ترویج نفرت علیه اسرائیل(!؟) متهم کرد.
دولتمردان رژیم صهیونیستی که سر در برف فرو برده اند بهتر است به این واقعیت پی ببرند که اساساً این کارنامهی سیاهِ خود آنها است که مخصوصاً در سه سال اخیر در کشتار فلسطینیها و لبنانیها و بمبارانهای مکرر غزه و حتی سوریه جدید و حمله نظامی توجیه ناپذیرشان به ایران، سبب توسعه و ترویج نفرت و انزجار شدید از اسرائیل در سطح بینالمللی و در میان افکار عمومیِ جهانی شده است.
۴ـ اما واقعیت این است که برنده واقعی اهدای جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ فلسطینیها یند که حالا ملاحظه میکنند حامی پیشین شان برنده جایزه صلح شده و دست ترامپِ حامیِ همه جانبهی اسرائیل از دریافت جایزه صلح کوتاه مانده است.
واضح است که فلسطینیهای طراح عملیات البته بهانه آفرینِ طوفان الاقصی به خوبی واقف بودند که با این عملیات، اسرائیل نابود نمیشود. آنها به نظر خودشان خواسته بودند مظلومیت ساکنان محاصره شدهی هوایی و زمینی و دریاییِ غزه و ظلمهایی را که اسرائیلیها با تیغ بی دریغِ سکوت و عادی سازیِ جنایت در حقشان اعمال میکنند، به جهانیان نشان دهند. و تلاشهای رژیم صهیونیستی برای محو تدریجی و بی سر و صدای فلسطین را شفاف سازی کنند. بنابراین، اکنون با اهدای جایزه صلح نوبل به شخصی که مدافع حقوق فلسطینیها بوده است، به بخش نسبتاً مهمی از هدفشان دست پیدا کردهاند.
شما چه نظری دارید؟