شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
نظرات: ۱
۰
-
[دکتر محمدمهدی مظاهری] از فشار حداکثری به مدیریت بحران

حضور هیئت‌های عالی‌رتبه از کشورهای عضو «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در تهران، در شرایطی که منطقه درگیر تنش‌های نظامی و فرایند شکننده مذاکرات ایران و آمریکاست، نقطه عطفی در معادلات امنیتی خلیج فارس و غرب آسیا محسوب می‌شود.

این رویداد نشان‌دهنده تغییر پارادایم کشورهای عربی از اتکای صرف به آمریکا به سمت «مدیریت منطقه‌ای» و تعامل مستقیم با تهران است؛ تحولی که می‌تواند هم فرصت‌هایی برای کاهش تنش و هم خطراتی برای محاسبات دیپلماتیک ایجاد کند.

تهران، میزبان ائتلافی نوظهور

روز دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، تهران میزبان هیئتی متشکل از مقامات ارشد امنیتی و دفاعی از سه کشور عضو «توافقنامه دفاع مشترک مکه» بود؛ پیمانی که مردادماه امسال (اوت ۲۰۲۶) میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در جده امضا شد و بر اساس آن، هرگونه حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه تلقی می‌شود.

 رئیس جمهور و دبیرشورای عالی امنیت ملی، بالاترین مقامات اجرایی و امنیتی ایران میزبان اعضای این هیئت بودند که در رأس آن خالد بن سلمان (وزیر دفاع عربستان)، عاصم منیر (فرمانده ارتش پاکستان) و ابراهیم کالین (رئیس سازمان اطلاعات ترکیه) حضور داشتند.  این نخستین دیدار در این سطح میان ایران و نمایندگان این سه کشور پس از تشدید درگیری‌های نظامی از فوریه ۲۰۲۶ است.

اهمیت این نشست را باید در دو سطح تحلیل کرد: نخست، سطح  اعلامی که «کاهش تنش» و «حمایت از دیپلماسی» ذکر شده است. مقامات سعودی صراحتاً هدف از این سفر را حمایت از تلاش‌های دیپلماتیک و کاهش تنش میان طرف‌های درگیر عنوان کرده‌اند . اما در سطح زیرین، این نشست حامل پیامی راهبردی است: کشورهای منطقه، حتی آن‌هایی که در سال‌های اخیر به دنبال موازنه‌سازی علیه ایران بودند، دریافته‌اند که در فضای جنگ و ناامنی، «امنیت قابل خریداری» نیست و نمی‌توانند ثبات خود را صرفاً به واشینگتن گره بزنند.

چرخش راهبردی خلیج فارس: از فشار حداکثری به مدیریت بحران سیاست کشورهای حاشیه خلیج فارس در قبال ایران طی ماه‌های اخیر دستخوش تحولی پیچیده شده است. این تحول را باید در چارچوب جنگ ویرانگری دید که از اسفند ۱۴۰۴  آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران آغاز کردند و در خردادماه همان سال با یک تفاهم‌نامه شکننده متوقف شد. در جریان این جنگ، ایران نه تنها به اسرائیل بلکه به پایگاه‌های آمریکایی در خاک کشورهای منطقه از جمله عربستان نیز حمله کرد و انصارالله یمن نیز حملات خود به تأسیسات نفتی و زیرساخت‌های غیرنظامی عربستان را تشدید کردند. این تجربه تلخ، محاسبات ریاض را عمیقاً تغییر داده است.

ریاض که دهه‌ها امنیت خود را به چتر حمایتی آمریکا گره زده بود و گمان می کرد حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می تواند این رقیب منطقه ای دیرینه را تضعیف و عربستان را به قدرت برتر منطقه تبدیل کند، اکنون با این پرسش بنیادین مواجه شده است که اگر آمریکا نتواند از پایگاه‌های خود در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران دفاع کند، چگونه می‌تواند از متحدانش دفاع کند. این پرسش، انگیزه اصلی شکل‌گیری پیمان مکه و همچنین حضور وزیر دفاع این کشور در تهران است.

البته به طور همزمان، نشانه‌هایی از آمادگی ریاض برای سناریوی جنگ طولانی نیز دیده می‌شود: برنامه ذخیره‌سازی نفت خام در تأسیسات زیرزمینی سنگاپور از نیمه دوم سال آینده میلادی، نشان می‌دهد عربستان برای اختلال‌های طولانی‌مدت در مسیرهای انتقال انرژی برنامه‌ریزی می‌کند.

از سوی دیگر، ترکیه و پاکستان نیز انگیزه‌های خاص خود را  دارند. آنکارا به دنبال ایفای نقش میانجی و تقویت جایگاه منطقه‌ای خود است و اسلام آباد، از این شرایط برای تقویت وزن ژئوپلیتیک خود بهره می‌برد. پاکستان از زمان آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴، نقش کلیدی میانجی میان واشینگتن و تهران را ایفا کرده و سفر پیشین عاصم منیر به تهران در هفته پیش، زمینه‌ساز برگزاری این اجلاس چهارجانبه در تهران شد. بنابراین، پیمان مکه را نباید صرفاً یک ائتلاف ضدایرانی دید؛ بلکه ترکیبی از منافع متفاوت و بعضاً متعارض است که ایران می‌تواند از شکاف‌های درونی آن بهره ببرد.

با این حال، قرائت بدبینانه‌ای نیز وجود دارد: هر سه کشور عضو این پیمان روابط نزدیکی با آمریکا و رژیم اسرائیل دارند و عربستان در جنگ‌های پیشین در کنار آمریکا قرار داشته است. از این منظر، حضور آنها در تهران ممکن است بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، تلاشی تاکتیکی برای کاهش فشار جنگ بر آمریکا و متحدانش و پایین اوردن قیمت نفت در آستانه انتخابات آمریکا تلقی شود. این قرائت را نمی‌توان نادیده گرفت، اما حتی اگر انگیزه اصلی اعضای پیمان مکه تاکتیکی باشد، ایجاد کانال ارتباطی مستقیم میان تهران و ریاض در اوج تنش، به خودی خود ارزش راهبردی دارد.

تأثیر بر مذاکرات ایران و آمریکا: پیام دوگانه

این نشست در تهران، همزمان با ادامه روند مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان، قطر و پاکستان انجام می‌شود. یک روز پیش از حضور اعضای پیمان مکه، هیئتی از قطر به تهران آمده بود؛ سفری که به گفته سخنگوی وزارت خارجه ایران ماهیت دوجانبه داشت و با نقش میانجی‌گرانه دوحه در روابط تهران و واشینگتن مرتبط بود. وزیر خارجه ایران، اعلام کرده که تهران طرحی هفت‌روزه به میانجی‌ها ارائه داده که بر مبنای آن آمریکا ظرف شش روز محاصره دریایی و تحریم‌ها را لغو می‌کند و سپس ایران تنگه هرمز را باز خواهد کرد.

این موضع نشان می‌دهد که تهران تلاش می‌کند مذاکرات منطقه‌ای و موضوع هسته‌ای را از هم تفکیک کند و از حضور کشورهای منطقه به عنوان اهرمی برای مشروعیت‌بخشی به مواضع خود استفاده کند.

 اما در سوی دیگر، آمریکا نیز ضمن تدارک برای سناریوی حمله مجدد نظامی، از تلاشهای منطقه ای برای  راضی کردن ایران به مصالحه و دیپلماسی استقبال می کند و آرزوی شرایطی را دارد که بتواند سریعتر به مخاصمه با ایران پایان داده، فضای پر التهاب سیاسی ـ امنیتی موجود را ارام و اعلام کند در مورد ایران نیز به اهداف اعلامی اش دست یافته است.

در نتیجه، برای آمریکا نیز، این تحول(حضور اعضای پیمان مکه در تهران) حاوی پیامی دوگانه است. از یک سو، واشینگتن شاهد آن است که متحدان سنتی‌اش در خلیج فارس، مسیر تعامل مستقیم با تهران را در پیش گرفته‌اند. از سوی دیگر، این تعامل می‌تواند به کاهش تنش‌ها و ایجاد فضایی برای پیشبرد دیپلماسی کمک کند.

 اما نکته حائز اهمیت آن است که کشورهای عربی،دغدغه های کاملا مشابهی با آمریکا ندارند. برخلاف تصور اولیه، این کشورها از هرگونه توافق جامع که به تقویت بیش از حد ایران منجر شود نیز هراس دارند. عربستان و امارات همچنان ترجیح می‌دهند ایران در وضعیت تعلیق کنونی و بدون دستیابی به امتیازات بزرگ باقی بماند، در حالی که قطر و عمان رویکردی مبتنی بر کاهش تنش و دیپلماسی را دنبال می‌کنند.

جنگ و صلح: محاسبات خطرناک در بعد نظامی، حضور هیئت مکه در تهران همزمان با حملات مستمر انصارالله به عربستان و تهدیدهای متقابل ایران و آمریکا صورت می‌گیرد. پیمان مکه که قرار بود «حمله به هر عضو را حمله به همه اعضا» تلقی کند، اکنون با نخستین آزمون جدی خود مواجه شده است. واقعیت آن است که این پیمان بیشتر یک چتر سیاسی ـ امنیتی برای مدیریت بحران است تا یک ائتلاف نظامی عمل‌گرا. عربستان به خوبی می‌داند که ورود به یک درگیری مستقیم با ایران، حتی با پشتیبانی پاکستان (که دارای سلاح هسته‌ای است) و ترکیه، می‌تواند به ویرانی زیرساخت‌های حیاتی‌اش منجر شود.  

ایران نیز از این واقعیت آگاه است. وزیر خارجه ایران تأکید کرده که تهران «آماده‌تر از گذشته» برای دفاع از خود است، اما این آمادگی را «برای جلوگیری از جنگ» می‌داند، نه استقبال از آن. بنابراین، حضور هیئت مکه در تهران را می‌توان تلاشی برای ایجاد یک «کد ارتباطی» میان طرف‌های متخاصم دانست تا از طریق آن، خطرات ناشی از سوءتفاهم و ماجراجویی نظامی کاهش یابد. 

در این میان، متغیر اسرائیل نیز نباید نادیده گرفته شود. بنیامین نتانیاهو در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی خود مدعی شده که «۹۰ درصد کار نابودی برنامه هسته‌ای ایران انجام شده» و برخی گزارش‌های غیررسمی حاکی از فشار او بر ترامپ برای حمله پیش از انتخابات است. در سوی دیگر، ترامپ ترجیح می‌دهد تا قبل از انتخابات کنگره در ۱۲ آبان جنگی آغاز نشود. این شکاف زمانی، پنجره‌ای محدود برای دیپلماسی ایجاد می‌کند که نشست تهران دقیقاً در آن قرار گرفته است.

 دیپلماسی در سایه شمشیر

در چنین شرایطی، حضور اعضای پیمان مکه در تهران، نشان‌دهنده واقعیتی انکارناپذیر است: کشورهای منطقه دریافته‌اند که در غیاب یک چارچوب امنیتی بومی و پایدار، هیچ‌کس نمی‌تواند امنیت خود را تضمین کند. ایران نیز با پذیرش این هیئت، نشان داد که حاضر است در عین حفظ مواضع راهبردی خود، با رقبای منطقه‌ای خود گفت‌وگو کند.

سخنگوی وزارت خارجه ایران پیش‌تر این پیمان را تهدید علیه ایران ندانسته و آن را نشانه ناامیدی کشورهای منطقه از تضمین‌های امنیتی آمریکا توصیف کرده بود ؛ موضعی که نشان می‌دهد تهران ترجیح می‌دهد این تحول را به عنوان فرصتی برای بازتعریف معماری امنیتی منطقه ببیند، نه تهدیدی نظامی. با این حال، نباید فراموش کرد که این گفت‌وگوها در سایه جنگ و تهدید نظامی جریان دارد. تا زمانی که چالشهای اساسی از جمله موضوع هسته‌ای، حضور نیروهای آمریکایی در منطقه و حمایت از گروه‌های مقاومت به عنوان مسائل حل‌نشده باقی بمانند، هرگونه تعامل منطقه‌ای شکننده و آسیب‌پذیر خواهد بود. آنچه اکنون اهمیت دارد، تبدیل این نشست‌ها به یک روند پایدار و نهادینه‌شده است تا منطقه از چرخه بی‌پایان تنش و تقابل خارج شود.

ایران، به عنوان یکی از بازیگران کلیدی، می‌تواند با هوشمندی دیپلماتیک، این فرصت را به یک سازوکار امنیت جمعی تبدیل کند؛ سازوکاری که در آن، امنیت همه کشورهای منطقه به هم گره خورده باشد، نه آنکه امنیت یکی، به قیمت ناامنی دیگری تأمین شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • سیماگندآباد IR ۱۱:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۹
    بارویکرد خاص اقتصادی می‌توان از راه برون رفت خارح شد

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی