پیروزی قاطع دموکراتها و تسلط دوباره آنها بر هر دو مجلس سنا و نمایندگان، یک جابهجایی ساده قدرت نبود. گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد شش نفر از هر ۱۰ رایدهنده آمریکایی، اقدام نظامی علیه ایران را یک خطای بزرگ میدانستند. جهش قیمت سوخت و هزینههای سرسامآور نظامی، جنگ خاورمیانه را مستقیما به سفره شهروندان و صندوقهای رای در آمریکا کشاند و دونالد ترامپ را با یکی از تلخترین شکستهای سیاسی کارنامهاش روبهرو کرد؛ شکستی که حتی خود او نیز نقش گرانی بنزین را در رقم خوردن آن پذیرفت.
اما این شکست انتخاباتی، معادله رویارویی با ایران را وارد مرحلهای به مراتب پیچیدهتر کرده است. اکنون ما با یک رئیسجمهور زخمخورده روبهرو هستیم که میان «تشدید آتش برای بازسازی اقتدار از دست رفته» و «تن دادن به توافق با تهران» سرگردان است؛ آن هم در شرایطی که ایران دیگر یک بازیگر صرفا تدافعی نیست و زمین بازی را تغییر داده است. کنگره جدید آمریکا از سیزدهم دیماه رسما کار خود را آغاز میکند و از آن تاریخ، دموکراتها میتوانند با اهرم نظارت بر بودجه و استفاده از قانون اختیارات جنگی، ادامه عملیات نظامی بیش از ۶۰ روز را به مجوز کنگره وابسته کرده و دست و پای دولت را ببندند. بنابراین، ترامپ در این فاصله دو ماهه تا استقرار کنگره جدید، در یک «وقت اضافه» سیاسی قرار دارد که در آن از آزادی عمل بیشتری برای تصمیمات پرخطر برخوردار است.نشانههای میدانی حاکی از آن است که وسوسه جبران شکست سیاسی از طریق ماجراجویی نظامی، در واشنگتن کاملا جدی است.
خبرگزاری رویترز پیشتر در یازدهم شهریورماه گزارش داده بود که مشاوران ترامپ به او توصیه کردهاند برای جلوگیری از شکست حزب جمهوریخواه، گسترش دامنه جنگ را به بعد از انتخابات موکول کند. اکنون که رایگیری تمام شده، تحلیلگران سابق سیا به آسوشیتدپرس گفتهاند ترامپ ممکن است پس از این شکست، خود را از قیدوبند ملاحظات سیاسی رها ببیند. گزارش نشریه تایمز اسرائیل مبنی بر فرود بیش از ۱۰ هواپیمای ترابری نظامی آمریکا در پایگاههای سرزمینهای اشغالی در روزهای پایانی مهر و آغازین آبانماه، در کنار ارائه گزینههای جدید نظامی توسط فرماندهی مرکزی آمریکا به کاخ سفید، نشان میدهد سناریوهایی نظیر ادامه محاصره دریایی یا حمله به تاسیسات زیرزمینی ایران همچنان روی میز قرار دارد.
با این وجود، محاسبات کاخ سفید با یک مانع بزرگ روبهروست؛ ایران در این معادله صرفا یک هدف نظامی نیست که منتظر تصمیم واشنگتن بماند. آمارهای آسوشیتدپرس تایید میکند که در جریان درگیریهای ماههای گذشته، بیش از ۱۱۵ حمله علیه ۲۶ پایگاه و مرکز نظامی آمریکا در منطقه انجام شده که به آسیب دیدن بخشهایی از تجهیزات راداری، ارتباطی و پشتیبانی آنها انجامیده است. این واقعیت میدانی ثابت کرد که برتری تسلیحاتی آمریکا، برای نیروهای این کشور در منطقه مصونیت ایجاد نمیکند. در همین چارچوب، تاکید اخیر آیت الله مجتبی خامنه ای رهبر معظم انقلاب بر پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی به هرگونه تهدید، پیام روشنی به واشنگتن مخابره میکند: اگر تهران به این جمعبندی برسد که تهدیدی فوری در حال شکلگیری است، خود را به زمان و جغرافیای انتخابی آمریکا محدود نخواهد کرد و به سراغ خنثیسازی پیشدستانه تهدید خواهد رفت.
ایران همزمان در میدان سیاست نیز تلاش میکند شکست انتخاباتی ترامپ را به اهرمی برای تثبیت بازدارندگی تبدیل کند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، پس از انتخابات اعلام کرد ایران یک شکست راهبردی را به ترامپ تحمیل کرده و هزینه جنگ را از میدان نبرد به داخل آمریکا کشانده است. سفر روز پنجشنبه او به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین برای تحویل پیام رهبر معظم انقلاب و رایزنی درباره ترتیبات امنیتی پساجنگ، نشان میدهد که تهران فراتر از درگیریهای روزمره، در حال طراحی جایگاه خود در نظم آینده منطقه است. در کنار این دیپلماسی فعال، اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز نیز به ایران امکان میدهد در برابر محاصره دریایی آمریکا، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را به معادلات جنگ پیوند بزند.
اما در تحلیل این شرایط، نباید از روی دیگر سکه غافل شد. درست است که موقعیت سیاسی ترامپ در داخل آمریکا تضعیف شده، اما ضعف سیاسی در واشنگتن لزوما به معنای ضعف نظامی نیست. این یک خطای محاسباتی خطرناک خواهد بود اگر شکست انتخاباتی ترامپ با ناتوانی ارتش آمریکا یکسان پنداشته گرفته شود. گروهی از کارشناسان حوزه بین الملل معتقدند پیشروی بیش از حد در مطالبات برخی اقدامات میدانی با این فرض که کاخ سفید فلج شده است، میتواند نتیجه معکوس بدهد و ترامپ را برای فرار از تصویر یک رئیسجمهور ضعیف، به سمت بازگشت تمامعیار به جنگ سوق دهد.
در جنین شرایطی باید گفت، صحنه امروز در خلیج فارس فراتر از انتخاب ترامپ میان حمله یا مذاکره است. ما شاهد تقابل دو اراده برای تحمیل هزینه عقبنشینی به طرف مقابل هستیم. ترامپ شاید برای جبران شکست خود به تشدید جنگ فکر کند، اما تجربه ماههای گذشته نشان داده که آغاز حمله، به معنای توانایی آمریکا برای کنترل دامنه و پایان آن نخواهد بود. راهبرد هوشمندانه در این مقطع حساس، حفظ بالاترین سطح آمادگی دفاعی برای پشیمان کردن دشمن، در کنار مدیریت دقیق تنش است تا از شکلگیری چرخهای ناخواسته از حملات متقابل جلوگیری شود. در شطرنج امروز خاورمیانه، برنده، بازیگری است که فراموش نکند رقیب زخمخورده، خطرناکترین تصمیمها را در وقت اضافه میگیرد.