مخاطب قرآن کریم، همة انسان ها هستند پس نباید آن را در محدوده تنگ یک قوم یا یک زمان محدود کرد. با این همه در این کتاب آسمانی اشاراتی به ایرانیان و عقاید و آیین ایشان شده که طبیعتاً برای ایرانیان جالب است. در این قسمت تصریح بر نام «خلیج فارس» در متون کهن تفسیری شده  است که تازی و  ترک و هندی و  ایرانی بر آن تأکید کرده اند. امید است متعصبان ایران ستیز برای زدودن این سند استوار، به عنوان تصحیح متون در این کتاب ها دست نبرند و مقصود  غیر علمی خویش را بر آنها تحمیل نکنند!

   سورة کهف 
آنچه از این سوره با موضوع حاضر ارتباط دارد، یکی آیات مربوط به ذوالقرنین است و دیگری آیه‌ای که از مجمع‌البحرین (دو دریا) یاد می‌کند. نخست به سراغ آیه‌های ۶۰ تا ۶۵ و به‌ویژه ۶۰ می‌رویم که به داستان موسی و خضر(ع) معروف است. هرچند که اسمی از خضر در قرآن کریم نیامده و از او تنها به عنوان «عبداً من عبادنا: بنده‌ای از بندگان ما» یاد شد که علم لدنی داشت: «علّمناه من لدنا علما: از نزد خود بدو دانشی آموخته بودیم.» در این آیات می‌خوانیم:
۱۳ـ و اذ قال موسی لِفَتیهُ لا ابرح حتی ابلغُ مجمع‌البَحرین او اُمضی حُقُبا...: یاد کن آنگاه که موسی به جوان [همراه] خود گفت: «دست‌بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم، ‌هرچند سالها راه بروم.» پس چون به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی‌شان را فراموش کردند و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت [و رفت]. چون از آنجا گذشتند، موسی به خدمتکارش گفت: «غذا بیاور که سخت خسته شدیم.» گفت: «به یاد داری آنگاه که [برای استراحت] به کنار آن صخره پناه بردیم؟ من ماهی را فراموش کردم... و او به طرز شگفتی راهش را در دریا پیش گرفت.» [موسی] گفت: «این همان [جا]ست که می‌جستیم.» پس جستجوکنان رد پای خود را گرفتند و برگشتند تا بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمت [و موهبتی] عطا کرده و از نزد خود بدو دانشی آموخته ‌بودیم.(کهف، ۶۰ ـ ۶۵)
در متون تفسیری متعدد چند تعریف و تعبیر از «مجمع‌البحرین: محل برخورد دو دریا» عرضه می شود، همچون: بحر فارس و روم، افریقه، طنجه، دو دریای علم،رود کُر و ارس، دربند، دربند انوشیروان، دریای اردن و قلزم (سرخ)، دریای شور و شیرین، دریای اندلس و اقیانوس اطلس، دریای سرخ و اقیانوس هند، دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس، خلیج عقبه و سوئز در دریای سرخ، دریای مدیترانه و دریای حبشه، دریای مدیترانه و اقیانوس هند، دریای سفید و دریای سرخ و البته بیش از همه بحرالفارس یا دریای پارس و روم. به‌رغم همین تکرار، به لحاظ اهمیت موضوع  که تصریح بر نام «خلیج فارس» در متون کهن تفسیر قرآن کریم است که از تازی و ایرانی و ترک و هندی را در بر می گیرد و  تمام این تفاسیر در دسترس همگان قرار ندارد، متن اصلی تفسیرها را به ترتیب زمانی در ذیل می‌آوریم امید است متعصبان ایران ستیز در سالهای آتی برای زدودن این سند استوار، به عنوان تصحیح متون در این کتاب ها دست نبرند و مقصود  غیر علمی خویش را بر متون کهن تحمیل نکنند.
۱ـ مقاتل بن سلیمان بلخی (زادة ۸۰ تا ۹۰ ـ متوفای۱۵۰ق) در تفسیرش می‌نویسد: «مجمع البحرین (محل برخورد دو دریا)، گفته می‌شود یکی از آنها رش [احتمالاً: رسّ / ارس] است و دیگر کُر که به هم می‌رسند و رود واحدی را تشکیل می‌دهند، سپس به دریای بالای آذربایجان می‌ریزند. (ج۲، ص۵۹۲)
۲ـ عبدالرزاق بن همام الصنعانی (م ۲۱۱ق) در تفسیر القرآن  می‌نویسد: قتاده [م ۱۱۷ق] درباره مجمع‌البحرین گوید: «بحر فارس و بحرالروم.» (ج۲، ص۴۰۵)
۳ـ طبری (م ۳۱۰) در تفسیرش چند روایت را در کنار هم می‌آورد. 
یک) ابن وهب از ابن زید نقل می‌کند: «مجمع‌البحرین، اجتماع بحر فارس و الروم.» 
دو) قتاده گوید: «البحران، بحر فارس و بحر الروم...: دو دریا، دریای فارس و دریای مدیترانه هستند. مدیترانه در سمت مغرب و دریای فارس در جانب شرقی قرار دارند.»
سه) عبدالرزاق از قول قتاده می‌گوید: بحر فارس و بحر الروم. 
چهار) مجاهد [بن جبر ۲۱ ـ ۱۰۴ق] ‌گوید: مجمع‌البحرین، بحر الروم و بحر فارس. 
پنج) محمدبن کعب [م ۱۱۸ق] می‌گوید: «مجمع البحرین، یعنی طنجه.» (جامع‌البیان، ج۱۵، ص۳۳۶ـ۳۳۷)
۴ـ ابن ابی‌حاتم (۲۴۰ ـ ۳۲۷ق) در تفسیر القرآن العظیم می‌نویسد: «مجمع‌البحرین: بحر فارس و الروم. ابن کعب گوید: افریقیه.» (ج۷، ص۲۳۷۵).
۵ـ ابوجعفر نحاس (م۳۳۸ق) در  معانی‌القرآن می‌نویسد: مَعمَر [بن مثنی ۱۱۴ ـ ۲۱۰ق] به نقل از  قتاده گوید: «بحر الروم و بحر فارس.» (ج۴، ص۲۶۳)
۶ـ نصر بن محمد سمرقندی (م۳۷۳ یا ۳۷۴ق) در بحرالعلوم می‌نویسد: «مجمع البحرین  یعنی دریای شور که همان دریای فارس است و دریای روم و دریای شیرین. (ج۲، ص۳۵۴) و گفته شده: جایگاهی که دو عالم به هم می‌رسند، یعنی موسی و خضر و آنها دو دریای علم هستند. (همان، ص۳۵۴)
۷ـ احمد ثعلبی نیشابوری (م۴۲۷ق) در الکشف‌والبیان، معروف به تفسیر ثعلبی می‌نویسد: بحر فارس و الروم؛ طنجه. و افریقیه. (ج۶، ص۱۸۰)
۸ ـ شیخ طوسی (۳۸۵ـ۴۶۰ق) در التبیان دو قول را روایت می‌کند: بحر فارس و الروم؛ افریقیه (ج۷، ص۶۶).
۹ـ اسفراینی (م۴۷۱ق) در تاج‌التراجم می‌نویسد: «بحر فارس و روم؛ گروهی گفتند: افریقیه، و گروهی گفتند: بدین موسی و خضر(ع) می‌خواهد که ایشان هر یکی دریایی بودند از دریاهای علم؛ و گروهی گفتند: طنجه.» (ج۳، ص۱۳۲۴)
۱۰ـ ابوبکر عتیق سورآبادی (از مفسران سده ۵ قمری) می‌نویسد: «دریای پارس و دریای روم.» (ج۲، ص۱۴۳۶)
۱۱ـ حسین بن مسعود الفراء البغوی (م ۵۱۶ق): «بحر فارس و بحر الروم، طنجه، افریقیه». (ج۳، ص۲۰۳)
۱۲ـ جارالله زمخشری (۴۶۷ـ  ۵۲۸ق) در تفسیر کشاف می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، هو ملتقی بحرَی فارس و الروم...: مجمع‌البحرین محل برخورد دو دریای فارس و روم است... و از شگرف‌ترین تفسیرها اینکه: آن دو دریا، موسی و خضر بودند؛ زیرا هر دو دریای علم بودند.» (ج۲، ص۱۳۷)
۱۳ـ  میبدی در کشف‌الاسرار (نگاشتة قرن ششم) می‌نویسد: «مجمع‌البحرین آنجاست که دریای فارس و دریای روم به هم می‌رسند. و گفته شده: دریای شیرین و شور و...» (ج۵، ص۵۱۷)
۱۴ـ عمـر بـن محمـد نسفی (مفسـر قـرن ۶ق) در تفسیـر نسفـی می‌نویسـد: «جای گرد آمدن دو دریای پارس و دریای روم.» (ج۱، ص۵۶۵)
۱۵ـ ابن عطیه اندلسی (۴۸۱ ـ ۵۴۱ق) چند مصداق می‌آورد: مجتمع بحر فارس و بحر الروم؛ ذراع یخرج من البحر المحیط من شمال الی جنوب فی ارض فارس من وراء اذربیجان، طنجه، افریقیه؛ کنایۀ عن موسی و الخضر، لانّهما بحراً علم. (المحررالوجیز، ج۳، ص۵۲۷ـ۵۲۸)
۱۶ـ شیخ طبرسی (۴۶۸ ـ ۵۴۸ق): «ملتقی البحرین: بحر فارس و بحر الروم؛ طنجه، افریقیه.» (مجمع‌البیان، ج۶، ص۳۶۲)
۱۷ـ شیخ‌ طبرسی در تفسیر دیگرش یعنی می‌نویسد: «مجمع‌البحرین محل برخورد دو دریای فارس و روم است. دریای روم (مدیترانه) از مغرب و دریای فارس از مشرق.» (جوامع‌الجامع، ج۲، ص۴۲۴) 
۱۸ـ شیخ ابوالفتوح رازی (م حدود ۵۵۲ق) در روض‌الجنان می‌نویسد: «قتاده گفت: دریای پارس و روم است، کعب گفت: طنجه است. ابی کعب گفت:‌ افریقیه است.» (ج۳، ص۶)
۱۹ـ محمود نیشابوری (م۵۵۳ق) در ایجازالبیان می‌نویسد: مجمع‌البحرین: بحر روم و بحر فارس که یکی از مشرق آغاز می‌شود و دیگری از مغرب و هر دو به هم می‌رسند. (ج۲، ص۵۲۷) 
۲۰ـ ابوالفرج ابن‌ جوزی (۵۰۸/ ۵۱۱ ـ ۵۹۷ق) در زادالمسیر فی علم التفسیر می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، بحر فارس و بحر الروم.» (ج ۵، ص۱۱۵)
۲۱ـ محمد فخرالدین رازی (۵۴۴ ـ ۶۰۶ق) در مفاتیح الغیب می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، هو ملتقی بحرَی فارس و الروم...» (ج۲۱، ص۴۷۹)
۲۲ـ محمد شیبانی (مفسر سده ۷ قمری) در تفسیر نهج‌البیان می‌نویسد: «مجمع‌البحرین یعنی بحر الروم و بحر فارس؛ و قال السُدّی: بحر الروم و بحر الحبشه.» (ج۳، ص۲۸۳) 
۲۳ـ ابی‌عبدالله محمد القُرطُبی (۵۸۰ ـ ۶۷۱ق) در الجامع ‌لاحکام‌القرآن (تفسیر قرطبی) می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، قال قتاده: هو بحر فارس و الروم» و نظریات دیگری را هم مطرح می‌کند: «ذراع یخرج من البحر المحیط من شمال الی جنوب فی ارض فارس من وراء أذربیجان...» و نظرسُدّی: «الکُر و الرّس بارمینیه» (کُر و ارس در ارمنستان).  (ج۱۱، ص۹)
۲۴ـ عبدالله بن عمر بیضاوی (م ۶۸۵ یا ۶۹۱ق) در انوارالتنزیل و اسرار التأویل، (تفسیر بیضاوی) می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، ملتقی بحری فارس و الروم مما یلی المشرق و...» یعنی: گویند دو دریا، موسی و خضر هستند؛ چه، موسی دریای علمِ ظاهر بود و خضر دریای علم باطن. (ج۳، ص۲۸۶).
۲۵ـ  ابوالمحاسن حسین جرجانی (زنده در سال۷۲۲ق) در تفسیر فارسی جَلاءالاذهان و جِلاء الاحزان (تفسیر گازر) می‌نویسد: «مجمع‌البحرین... جایی است که مجمع دریای فارس و دریای روم است...» (ج۵، ص۳۹۹)
۲۶ـ نظام‌الدین حسن نیشابوری معروف به نظام اعرج (م۷۲۸ق) در تفسیر غرائب‌القرآن و رغائب‌الفرقان می‌نویسد: «مجمع‌البحرین یعنی ملتقی بحری فارس و الروم...» (ج۴، ص۴۴۵) آنگاه به نقد تفسیری می‌پردازد که حضرت موسی و خضر را دو دریای علم بیان می‌کند؛ زیرا اگر موسی(ع) یکی از دو دریا باشد، چگونه رواست بگوید: «حتی ابلغ مجمع‌البحرین:  تا به محل برخورد دو دریا برسم»؟! 
۲۷ـ علی بن محمد بغدادی مشهور به خازن (۶۷۸ ـ ۷۴۱ق) در لباب‌التأویل (تفسیر خازن) می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، قیل اراد بحر فارس و الروم...» و تکرار مطالب قبل (ج۳، ص۷۰).
۲۸ـ محمد غرناطی (۶۹۳ـ۷۴۱ق) در کتاب التسهیل لعلوم التنزیل می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، عند طنجه... و قیل: هو مجمع بحر فارس و بحر الروم.» (ج۱، ص۴۶۹)
۲۹ـ ابوحیان محمد بن یوسف اندلسی (۶۵۴ـ ۷۴۵ق) در البحر المحیط فی التفسیر می‌نویسد: قال مجاهد و قتاده: «هو مجتمع بحر فارس و بحر الروم». قال ابن عطیه: «و هو ذراع یخرج من ‌البحر المحیط من شمال الی جنوب فی ارض فارس من وراء أذربیجان.» آنگاه دیدگاه‌های پیشین را تکرار می‌کند (ج۷، ص۱۹۹ و ۲۰۰). 
۳۰ـ ابوالفداء ابن کثیر دمشقی (۷۷۴ـ۷۹۰ق) در تفسیر القرآن العظیم همان نظرات را تکرار می‌کند؛ ازجمله اینکه: «هُما بحر فارس مما یلی ‌المشرق و بحر الروم مما یلی المغرب.» (ج۳، ص۹۷)
۳۱ـ عبدالرحمن بن محمد ثعالبی (م۸۷۵ق) در الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن‌ مشهور به تفسیر ثعالبی می‌نویسد: مردم درباره مجمع‌البحرین اختلاف نظر دارند. مجاهد و قتاده گویند: «هو مجمع بحر فارس و بحر الروم» و قیل غیر هذا. (ج۳، ص۵۳۴)
۳۲ـ واعظ کاشفی سبزواری (۸۴۰ ـ ۹۱۰ق) در تفسیر فارسی مواهب‌ علّیه می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، و آن ملتقی بحر فارس و روم بوده... دربند نوشیروان» نیز گفته‌اند. (ج۱، ص۶۵۱)
۳۳ـ نعمت‌الله نخجوانی (از مفسران سده ۱۰ق) در الفواتح الالهیه و المفاتح الغیبیه می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، ای ملتقی بحری فارس و الروم.» (ج۱، ص۴۸۷)
۳۴ـ نظر جلال‌الدین محلّی (۷۹۱ ـ ۸۶۴ق) و جلال‌الدین سیوطی (۸۴۹ ـ۹۱۱ق) را در تفسیر الجلالین چنین آورده‌اند: مجمع‌البحرین، ملتقی بحر الروم و بحر فارس...» (ص۲۸۹)
۳۵ـ جلال‌الدین سیوطی (۸۴۹‌ ـ ۹۱۱ق) در الدّرالمنثور فی تفسیر المأثور چهار قول درباره مجمع‌البحرین روایت می‌کند: یکم ـ «بحر فارس و الروم و هما بحر المشرق و المغرب.» دوم‌ـ افریقیه. سوم‌ـ طنجه. چهارم‌ـ «الکُر و الرّس، حیث یصبان فی‌البحر.» (ج۴، ص۲۳۵)
۳۶ـ ملافتح‌الله کاشانی (م ۹۸۸ق) در تفسیر فارسی منهج‌الصادقین فی‌الزام‌المخالفین می‌نویسد: «مجمع‌البحرین ملتقای بحر فارس و روم است در جانب شرق... «دربند»ش نیز گفته‌اند و... (ج۵، ص۳۵۴)
۳۷ـ همو در زبدةالتفاسیر به عربی می‌نویسد: «مجمع‌البحرین ملتقی بحری فارس و الروم مما یلی ‌المشرق و...» (ج۴، ص۱۲۷)
۳۸ـ فخرالدین الطُریحی (م ۱۰۸۵ق) در تفسیر غریب‌القرآن می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، هو ملتقی بحر فارس و الروم.» (ص ۳۶۰)
۳۹ـ ملامحسن فیض ‌کاشانی (۱۰۰۷ ـ ۱۰۹۱ق) در تفسیر صافی می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، ملتقی بحری فارس و الروم.» (ج۳، ص۲۴۸)
۴۰ـ همو در تفسیر الاصفی این سخن را تکرار می‌کند. (ج۲، ص۷۲۰)
۴۱ـ سید نعمت‌الله جـزائری (م۱۱۱۲ق) در النـور المبین فی  ‌قصص ‌الانبیـاء والمرسلین می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، ملتقی‌البحرین: بحر فارس و بحر ‌الروم و قیل...» (ص ۳۳۱)
۴۲ـ محمد کاشانی معروف به اخباری (م پس از ۱۱۱۵ق) در تفسیر المعین می‌نویسد: «مجمع‌البحرین: بحرَی فارس و الروم.» (ج۲، ص۷۶۹)
۴۳ـ شیخ محمد القمی‌ المشهدی (زنده تا ۱۱۲۵ق) در تفسیر کنزالدقائق و بحرالغرائب می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، ملتقی بحری فارس و الروم و قیل...» (ج۸، ص۱۰۰)
۴۴ـ علی بن حسین عاملی (۱۰۷۰ـ ۱۱۳۵ق) در الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز می‌نویسد: «مجمع‌البحرین: ملتقی بحری فارس و الروم.» (ج۲، ص۲۳۸)
۴۵ـ اسماعیل حقی بروسوی (۱۰۶۳ ـ ۱۱۳۷ق) در تفسیر روح‌البیان می‌نویسد: «مجمع‌البحرین، هو ملتقی بحر فارس و الروم...» سپس ادامه می‌دهد: سعدی مفتی گوید: دو دریا، فارس و روم هستند که در اقیانوس غربی به هم می‌پیوندند و در آن اشاره‌ای به موسی و خضر(ع) است. هر دو از کثرت دانش، دریا هستند. موسی دریای ظاهر و باطن است با غلبه ظاهر یا شریعت بر او؛ و دریای دیگر خضر است که باطن یا حقیقت بر او چیره است؛ چرا که تفاوت پیامبران به لحاظ غلبه جمال یا جلال بر وجودشان است. (ج۵، ص۲۶۴)
۴۶ـ احمد بن محمد بن عجیبه (۱۱۶۱ ـ ۱۲۲۴ق) در البحر المدید فی تفسیر ‌القرآن المجید می‌نویسد: «مجمع‌البحرین و هو ملتقی بحر فارس و الروم...: مجمع‌البحرین محل برخورد دریای فارس و روم از جانب شرقی است و این برداشت بیشتر [مفسران] است...»(ج۳، ص۲۸۴) 
۴۷ـ قاضی محمد ثناءالله مظهری (۱۱۴۳ ـ ۱۲۲۵ق) در التفسیر المظهری می‌نویسد: «مجمع‌البحرین ملتقی بحر الفارس و الروم...» (ج۶، ص۴۶)
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی