دکتر میرجلال الدین کزازی

سفر و سفرنامه
 

سفر، واژه‌ای تازی است. دستِ‌کم، در ریخت چنین است. اگر آن را در بنیاد، واژه‌ای تازیکانه بدانیم نه تازی. در زبان پارسی، واژه‌ای آشنا برای این واژه نیست که کاربردی گسترده یافته باشد و آن را در این زبان، از واژه‌های پایه بتوان دانست. اما واژه‌ای که در زبان پارسی، برابر و همتای سفر بتواند بود، واژه‌ اِوَرز یا در ریخت پارسیانه‌تر آن: اَوَرز است.
 اِوَرز( ewarz) بُنِ اکنون است از سَرواژ اِوَرزیتن( ewarzitan) در پهلوی، به معنی سفر کردن و از جای جنبیدن. از همین بُن. در این زبان، واژه‌ی اورزیک( ewarzig) به کار می‌رفته است، به معنی راهی و سفرگر و جنبنده از جای. 
هنجاری در دیگر گشتِ واژه‌هایی که به اِو(ew)آغاز می‌گیرند، از پهلوی به پارسی، آن است که اِو به آو(aw)دیگرگون می‌شود. 
نمونه‌ای دیگر از آن را در واژه‌ی اِوَر(ewar)و اِوَرِیگ (ewarig )در پهلوی می‌یابیم که در پارسی، به ریخت آوَر و آوَری درآمده است. به معنی بی‌گمان و هرآینه یا آنکه در بی‌گمانی و هرآینگی و باورمندی است.
 نمونه را، فرزانه‌ فرّمند و فرّخ نهاد توس، در بیت زیر از داستان دَهاک ماردوش، آوری را در کاربرد قیدی و برابر با به باورمندی و بی‌گمانی، به کار برده است: یکی گفت: «ما را به خوالیگری  بباید بَرِ شاه رفت، آوری.»
نیز فرّخی سیستانی، در بیتی از چامه‌ پرآوازه‌ سومنات، واژه‌ آور را در همین کاربرد و معنی در کار آورده است: گروه دیگر گفتند: «نی! که این بت را  بر آسمان برین بود جایگاه آور.»
نمونه‌ای دیگر از این هنجار و ریختارِ زبانی را در واژه‌ اِوِن(ewen)و اِوِنگ (ewenag)می‌یابیم که در ریخت پارسی، پس از دیگرگونی به آوین و آوینه، آیین و آیینه شده است.
واژه‌ای آشناتر برای سفر، در زبان پارسی، سِپَر است که از آن سَرواژِ سِپَردن در این زبان، به معنی در نوشتن و پیمودن و زیرپای نهادن کاربرد دارد. گاه این سرواژ در کنار واژه‌ راه نیز به کار می‌رود: راه سِپَردن.
 این واژه، در زبان پهلوی، در ریخت «سپَر»  به کار می‌رفته است و بُنِ اکنون از سرواژ «سپُرتَن»بوده است. واژه‌ «سپُریگ» از همین سرواژ، در ریخت سِپَری، در پارسی کاربرد یافته است. ریختی دیگر از سِپَردن در پارسی، سپاردن است. نیز اِسپَردن و اِسپاردن که نمونه را در واژه‌ رهسپار دیده می‌آید. 
این دو ریختِ بازپسین، از آن روی در پارسی به کار برده شده است که در این زبان، واژه با بی‌آوا (= صامت) آغاز نمی‌تواند گرفت. پس یا/ به آغاز این‌گونه واژگان افزوده می‌آید؛ یا آغاز آنها از بی‌آوایی می‌رهد و بآوا (= مصوّت) می‌شود.
این بآوایی نیز می‌تواند، با زیر یا زبر یا پیش انجام بپذیرد. سپَرِ پهلوی، در پارسی، بزیر (= مکسور) شده است: سِپَر.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی