کسی که به فردوسی بی‌احترامی می‌کند چون فردوسی نماد فرهنگ و ادب است، احیاناً یک انسان «بی‌ادب» است و طبعاً باید تا آنجاکه اخلاق در خطر است «بلاک» یا «آنفالو» شود نه بیش از این! «جرم‌انگاری» در این مقوله خود نشانه‌ی ضعف فرهنگی یعنی نقص فرهنگ مدارا و بردباری است.
اساس حکمت فردوسی در این است که «نه فردوسی نه جمشید نه کیخسرو نه رستم نه هیچ انسانی مقدس نیست همه خطاپذیرند». به یاد داشته باشید در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که با تقدسِ اشخاصی هر گونه نقدی «جرم‌انگاری» شده است و همین از عوامل بسته بودن این اجتماع است.
شاهنامه داستان زندگی انسان‌هایی است که در هر مقامی در معرض خطاها، آزمون‌ها، انتخاب‌ها و غم‌ها و شادی‌ها هستند. هدف شاهنامه به قول سعدی این است که «اینکه در شهنامه‌ها آورده‌اند، رستم و روئینه‌تن اسفندیار/ تا بدانند «این» خداوندان ملک، کز بسی خلق است دنیا یادگار». حکمت درک گردش روزگاران هدف فردوسی از سرایش این اثر است. بدین معنا شاهنامه یک اثر انتقادی-سیاسی نیز هست که به خداوندان ملک هشدار دهد که شما نیز رفتنی هستید، هیچ کس جاوید نیست. 
فردوسی هرگز نمی‌خواست مقدس شود. توهینی به خود را هرگز جرم‌انگاری نمی‌کرد، در ظرف اخلاقی‌اش ممکن بود واکنشی نشان دهد یا ندهد. 
شاهنامه اثر ملی من هست، «ایرانی بودن‌ام» را به من یادآور می‌شود اما می‌افزاید که «ایرانی بودن چیست؟» و آن را در منش و اخلاقی فروتنانه توضیح می‌دهد. چنانکه نیچه به نقل از زرتشت‌اش می‌گوید «مرز یک ملت را نه خطوطی که با گچ روی زمین کشیده‌اند بلکه «جداول اخلاقی» آن ملت تعیین می‌کنند». جدول اخلاقی‌ای که فردوسی به تو می‌دهد، عدم غرور، عدم منیت، رشد مدارا و همدلی است، جدولی که در گاتاهای زرتشت هم همان است. پس به قول محمد علی فروغی «تا کی به فردوسی و حافظ افتخار کنم، ما یک حوزه‌ی عمومی می‌خواهیم». فردوسی سند افتخار نیست، مدرک سربه‌زیری است. حکمت فردوسی قوی‌ترین سلاح دربرابر غرور خودمقدس‌پندارِ نقدناپذیرِ این خداوندان ملک است که چون خدا بودند ناخدا نبودند و کشتی مملکت به گل نشست.
علی‌نجات غلامی

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی