اشاره: مطلب وارده زیر درباره یکی از آموزگاران و شعرای بختیاری است که با سخن و آموزش و شعر خود در ترویج ادب و فرهنگ کوشیده و در ترویج آثار و ادبیات بختیاری و پارسی نقش آفرینی کحرده است. لذا با اعلام این که روزنامه اطلاعات متعلق به مردم ایران است با کمال افتخار به معرفی شاعر ارجمند جناب سلحشوری می پردازیم و از این که امکان درج اشعار بیشتری از ایشان میسر نبود، به ویژه اشعار نغز و زیبای بختیاری که نیازمند توضیح و شرح است، از وی پوزش می خواهیم.
استاد علی سلحشوری مشهور به علی آقا، در روز آدینه هشتم فروردین ماه ۱۳۱۴ خورشیدی در خانواده ای بختیاری در روستای بیدکَل از توابع شهرستان فارسان چشم به جهان گشود. وی در مورد زایش و زادگاه خود چنین سروده است:                    
من به سال یکهزار و سیصد و ده با چهار
هجری شمسی به روز هشتم فصل بهار                                                                    
دیده بر عالم گشودم من به حکم ایزدی
در سرای روستایی، کلبه ای تاریک و تار                                                                                  
بود در ییلاق ایران روستای کوچکی
زندگی می کرد آنجا خانواری پنج و چار                                                                             
نام آن دِه را بگویم بود سرخی سرخیها 
حومه فارسان و میزدج چارمحال و بختیار
او از شاخه هفت لنگ، بابادی باب، طایفه مُلمُلی (راکی مالملی)، تیره سلحچین، تَش بهلول، اولاد کربلایی فتحعلی است. علی سلحشوری در سال ۱۳۴۸ به استخدام کارخانه ذوب آهن اصفهان درآمد و در دهه هفتاد خورشیدی بازنشسته شد. اگرچه ایشان به هر دلیلی نتوانست دوره کلاسیک تحصیلی خود را بگذراند، ولی از علاقه اش به تاریخ و به ویژه زبان و ادبیات فارسی کاسته نشد و همانند بسیاری از بختیاری ها با شاهنامه نیز مأنوس بود. وی چون از طبع شعری برخوردار بود تمایل داشت اشعارش را به رشته تحریر درآورد. او در سال ۱۳۵۰ و در سن سی و شش سالگی توانست گواهی نامه ششم ابتدایی اش را دریافت کند:
آرزویم بود درس و دانش و علم و هنر  
لیک فرصت را ندادم آن مکان و روزگار
نی معلم نی مدارس نی قرار و نی فنون
در تکاپو  بود ایل دامدار و کشتکار  
مختصر گویم عزیزان من در آن کُهسارها
بی خبر عمرم رسیدی در حدود سی و چار
بیشتر از گفته هایم بود در آنجا چنین
با عروض و نظم و وزنی عاشقانه چون شعار
یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت منهای ده
در صفاهان ذوب آهن من شدم مشغول کار
من شدم مشغول کاری در دیار دیگری
باز هم فرصت نبودی بهر من در این دیار
فرصتی از بهر درس و دانشی نایافتم
از فزونی کار کردن خسته می شد پود وتار
سال دیگر چون بیامد سخت بودی بیشتر
یاد می کردیم ما از آن گذشت سال پار
آرزوی درس خواندن ماند یاران در دلم
گشت استعداد من با درد بی درمان دچار
باز هم در گیرودار کار و رنج زندگی
سعی کردم تا بگیرم یاد از همکار و یار
  امتحانی دادم از بهر مدارک در کلاس
شش کلاسی را گرفتم مدرکی با اعتبار             
با این حال، وی به تدریج آغاز به نگارش اشعار خود کرد و دفترهایی را از چامه ها به پایان رساند. او تنها به نگارش اشعار خویش بسنده نکرد، بلکه توانست در سال ۱۳۸۱ بخشی از آنان را تحت عنوان «طوفان عشق» منتشر کند. اگرچه این کتاب شعرش (فارسی- بختیاری) جنجال برانگیز شد، ولی ایشان را از انتشار بخش های دیگر اشعارش، باز نداشت؛ زیرا چندین کتاب شعر دیگری همچون «سیمای عشق، فرزند عشق، آوای زردکوه، اسرار آمال، گلزار عشق و آوای اردم» را به چاپ رساند. استاد سبکی نوگرا دارد و کتاب های شعرش بیشتر جنبه اجتماعی و حاوی مضامینی مانند عشق ورزی، درستکاری و دادجویی است. تخلص وی در اشعارش «سلحشوری» است. کتاب «اسرار آمال» وی سرتاسر «بدون نقطه» است که می توان آن را تفننی مانند شعرای دوران صفویه و پس از آن دانست:
اگر امر موسی عصا کرد مار
اگر کرد دادار او را عمار
اگر داد عصا و ردا کردگار
عصا و ردا را که دارد حصار
همچنین کتاب دیگرش به نام «آوای اردم» نیز پیوند و ترکیبی از «نقطه و بدون نقطه» نیز از همین نوع آثار جالب و نشانگر تسلط او به واژه و ترکیبات نظم است:
همه عالم سراسر درد و آلام
 بُوَد کشتار کودکهای ناکام
سِلَحداری که رحم و مهر اصلاً   
  بسوزاند دل طفلانِ ایتام
استاد سلحشوری دست نوشته های منتشر نشده ای نیز دارد که امید است این آثار توسط انتشارات معتبر چاپ گردد. عبدالعلی خسروی مشهور به قائد بختیاری در کتاب فرهنگ و ادبیات بختیاری (جلد سوم/ ۱۳۷۵) شعری از استاد سلحشوری تحت عنوان «مقام معلم» را در صفحات ۱۴۴ و ۱۴۵ منتشر کرد. برخی ابیات آن چنین است:
کسی کاو بهترین استاد کار است
همانا ای جوان آموزگار است
خطیر و خیرخواه و یار جانی
 که بعد از خالق پروردگار است
چنین استاد را بنما ستایش
که او بهتر ز هر اقوام و یار است
که می باشد از آن استاد بهتر
که هم مخدوم و هم خدمتگزار است
نهد چون گام در صحن مدارس
همه گامش متین و استوار است
مدارس بوستان لاله باشد
معلم صاحب این لاله زار است
کند تقدیر و تجلیلش «سلحشور»
که فرهنگ وی از آموزگار است   
سید محمد آدینه پور شاعر بختیاری در مدح و صفات علی سلحشوری به نظم گفته است:
به نام خداوند هفت و چهار 
خدای سلحشور عالی تبار
سخنور، سراینده نامدار
در اقلیم ارزش خداوندگار
ز دیدار او پیر گردد جوان
به پاکی و نیکی بُوَد جاودان
چو خوانی تو «اسرار آمال» او
بُوَد مایه عزت و آبرو  
اهورایی آریایی منش
نه از کینه گوید و نه از تنش
به وقت هم اندیشی و اتحاد
به اشعار ایشان شود استناد
و در هر نشستی و برخاستی
نمودار عینیست از راستی
چو حافظ، چو سعدی، چو ابن یمین
شخیص و نفیس و امین و متین
به خیام اُنسش بُوَد بی نظیر
 بیانش بُوَد دلگشا، دلپذیر                                                                                                                                                 
به عشقش به فردوسی نامدار
زبانزد بُوَد بین هفت و چهار  
برای جلوگیری از کج روی
بُوَد شعر او عِطری از مولوی
حقوق زنان را رعایت نمود 
در این باره راه نوینی گشود
کس و کار کَلار و مُنگَشت اوست
به توصیف او هرچه گویم نکوست
بسی برتر از حد توصیف ماست
فرستاده حضرت کبریاست
  به پندار و گفتار و کردار نیک
به رفتار نیک و به اشعار نیک
به خدمت رسانی به ایل و تبار
به حق هست یک چهره ماندگار 
و من همچو طفلی که در مکتبش
کنم توشه برداری از مطلبش
گزند زمانه از ایشان به دور 
سلیمان وی و مور آدینه پور
سلحشوری این را به ما یاد داد
«چو ایران نباشد تن من مباد»   
ملک محمد انصاری آرپناهی شاعر بختیاری نیز در توصیف علی سلحشوری چندین شعر جالب سروده است. نگارنده برای شاعر برجسته بختیاری که در حوزه شعر و ادب فارسی تلاش های فراوانی کرده است، آرزوی تندرستی و شادکامی دارد. همچنین از ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری زرین شهر خواهشمند است به پاس یک عمر کوشش شاعر بختیاری ساکن زرین شهر در راستای حفظ زبان و ادبیات فارسی، گویش بختیاری و اشعار بدون نقطه (اثر جاودانه اش) نکوداشتی در شأن و جایگاه وی برگزار و حتی پیشنهاد می شود برای حفظ  و حراست از نام و یاد شاعر، خیابان، میدان یا مجموعه ای فرهنگی را به نام او مزین کرده تا نام و یاد وی در خاطر و ذهن نسل ها بماند؛ چرا که ادیبان چراغ روشن جامعه هستند. او همچون داراب افسر بختیاری اشعار زیبایبه لهجه و زبان بختیاری هم سروده و در پایان، توجه خوانندگان ارجمند را به بیت هایی از یک چکامه بلند از اشعار استاد علی سلحشوری در ذم بیسوادی جلب می نمایم:
از آنچه می نگارم، گویا که درد  دارم
با ناکسان ستیزم، تا   آن که جان سپارم
تا اینکه بیسواد است، تا این همه تضاد است
 محصول زحمت ما، آخر به کام باد است
انسانیت نه این است، این رسم کی متین است
حاصل بیسوادی، آری برادر این است
روزی سعادت آید، مهر و محبت آید
از نو میان ماها، پیمان و وحدت آید
شوق و هوس نماند، کار عبث نماند
نیکی کنید یاران، دنیا به کس نماند
خواننده چون بخواند، منظور ما بداند
خواهش که این مطالب، بر دوستان رساند
این شعر چون سرودم، از بس غمین بودم
چون این تضادها را، با درد و غم شهودم
گفتا اگر «سلحشور»، با سوز سینه و شور 
فریاد و ناله ای بود، از مردمان دل کور

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی