علیرضا امیری - روزنامه اطلاعات| کشور آفریقایی سودان از زمان کسب استقلال این کشور در سال ۱۹۵۶ تاکنون شاهد ناآرامی ها، جنگ ها و تنش های طولانی بوده و درگیری های مختلفی را تجربه کرده است.
بر اساس گزارش ها، حداقل ۲۰ تلاش برای براندازی نظام های سیاسی در این کشور به وقوع پیوسته است. بخش عمده ای از این درگیری ها با هدف تجزیه و استقلال سودان جنوبی بود که این امر با حمایت های همه جانبه اسرائیل در سال ۲۰۱۱ محقق شد. پس از کودتای دوباره ارتش در سال ۲۰۱۹ و سرنگونی دولت «عمرالبشیر» رئیس جمهوری سودان که به حکومت ۳۰ ساله او پایان داد، رقابت، اختلاف و تنش میان کودتاگران، شامل بدنه اصلی ارتش و یگان های «پشتیبانی سریع» بر سر قدرت درگرفت که در ۲۶ فروردین ۱۴۰۲ وارد مرحله درگیری شدید نظامی شد.
درگیریهای مسلحانه کم سابقه کنونی در این کشور میان نظامیان ارتش به فرماندهی «عبدالفتاح البرهان» و نیروهای پشتیبانی سریع به فرماندهی «محمد حمدان دقلو» ملقب به «حمیدتی» بر سر قدرت، در نوع خود بی سابقه بوده و با جنایاتی وحشیانه و کشتاری گسترده همراه شده است.
این در حالی است که تمامی میانجیگریهای بینالمللی برای پایان دادن به آن تاکنون بی نتیجه بوده است. اخیراً و به دنبال عقب نشینی نیروهای ارتش و تصرف شهر «الفاشر» در ایالت «دارفور» سودان توسط شبه نظامیان پشتیبانی سریع، هزاران غیرنظامی از جمله زنان و کودکان توسط این گروه قتل عام شدند. با هدف بررسی تحولات این کشور، مصاحبه ای را با دکتر جعفر قناد باشی، سفیر سابق کشورمان در لیبی و تحلیلگر مسائل آفریقا انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.
***
سوال: دلایل وقوع جنگ داخلی در سودان و علل اولیه بروز تنش و درگیری میان ارتش و نیروهای «پشتیبانی سریع» این کشور چیست؟
قناد باشی: نظامیان ارتش و شبه نظامیان پشتیبانی سریع هر دو از طرف حکومت سابق سودان یعنی دولت عمرالبشیر ماموریت حفاظت از این کشور را بر عهده داشتند و خارطوم در آن موقع، نیروهای پشتیبانی سریع را که یگان هایی زبده با توانایی های بالا بودند، برای مقابله بهتر و سریعتر با جدایی طلبان و شورشیان دارفور در کنار ارتش تشکیل داد، اما پس از چندی هر دوی این نیروها با انجام کودتایی به حکومت عمرالبشیر در سودان پایان دادند و قدرت را در این کشور به دست گرفتند. دو طرف اما در ادامه بر سر اینکه نیروهای پشتیبانی سریع بخشی از بدنه ارتش باشند یا به صورت مستقل فعالیت کنند، به اختلاف برخوردند و تنش میان آنها از همین موضوع آغاز شد.
«محمد حمدان دقلو»، معروف به «حمیدتی» که فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع است، مخالف ادغام نیروهای خود در ارتش بود اما «عبدالفتاح البرهان» که رئیس شورای حاکمیتی سودان و فرمانده ارتش این کشور است، با استناد به اینکه درگیری ها و جنگ با جدایی طلبان ایالت دارفور پایان یافته است، بر ضرورت ادغام نیروهای پشتیبانی سریع در ارتش تاکید داشت. لذا نزاع بر سر قدرت آغاز شد و هر دو رهبر خواستار کنترل و رهبری بر سودان شدند.
با تشدید این تنش ها، درگیری شدید میان نیروهای دو طرف در خارطوم آغاز شد و به سرعت به سایر مناطق سودان سرایت کرد که نزدیک به دو سال است این نبرد ادامه دارد. این درگیر ها به نابودی زیرساخت ها، مدارس و مراکز آموزشی و غیره منجر شده است؛ جنگی بین دو گروه نظامی در یک کشور که در سودان، آفریقا و حتی در جهان سابقه ندارد و هیچ کدام از دو طرف خطوط قرمز را رعایت نمی کنند. آمارهای تلفات این جنگ متفاوت است و برخی حتی تا یک میلیون کشته و ۱۵ میلیون آواره را نیز گزارش کرده اند که دو میلیون تن از آوارگان به خارج رفته اند.
سوال: با توجه به جنایات گسترده و وحشیانه نیروهای پشتیبانی سریع سودان در پی حملات و پیشروی های خود بویژه پس از اشغال شهر «الفاشر» در دارفور و قتل عام غیرنظامیان این شهر، آیا شاکله و هویت این نیروها همانند ارتش هستند یا قومیتی خاص دارند؟
قناد باشی: این جنگ به هیچ عنوان یک نبرد قبیله ای نیست و هویت و شاکله نیروهای هر دو طرف مانند هم هستند؛ هر دو گروه نظامی هستند که بر سر قدرت درگیر شده اند. نیروهای پشتیبانی سریع پس از شکست از ارتش و عقب نشینی از خارطوم پایتخت، به ایالت دارفور در غرب سودان رفتند و آنجا را به صورت کامل در اختیار گرفتند و در آنجا تشکیل دولت خود را اعلام کردند.
نیروهای پشتیبانی سریع سپس در دارفور به دلیل وجود معادن طلا و به واسطه فروش آن به اماراتی ها، مبالغ هنگفتی پول به دست آوردند که آنها را به تسلیحات پیشرفته مجهز کرد. سودان اکنون به دو قسمت غربی و شرقی تقسیم شده است، قسمت شرقی که بیشترین جمعیت را دارد در اختیار دولت قانونی سودان و نیروهای حکومتی است و نیروهای پشتیبانی سریع نیز در غرب و دارفور هستند.
سوال: دلیل وقوع این حجم از خشونت و کشتار و قتل عام مردم شهر الفاشر پس از اشغال آن به دست نیروهای پشتیبانی سریع چیست؟
قناد باشی: این شهر تاریخی ۲۶۰ هزار نفر جمعیت دارد و مردم آن ۱۸۰ روز در برابر نیروهای پشتیبانی سریع مقاومت کردند اما پس از اینکه مقاومت مردم شهر شکست و نیروهای پشتیبانی سریع که هیچ خط قرمزی ندارند وارد این شهر شدند، شروع به کشتار و قتل عام شهروندان و تجاوز به زنان و دختران آنان به جرم مقاومت کردند. گفته می شود حدود پنج هزار نفر در این شهر به دست نیروهای پشتیبانی سریع کشته و دهها هزار هم آواره شدند.
سوال: دلایل عدم واکنش عملی نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل، شورای امنیت و حتی مدعیان حقوق بشر از جمله دولت آمریکا به جنایات نیروهای پشتیبانی سریع در الفاشر چیست؟
قناد باشی: نخست آنکه نهادهای بین المللی از جمله شورای امنیت و سازمان ملل از نظر ماهیت، وظیفه کمک به ملت ها را ندارند و از همان ابتدا بر پایه حمایت از انسان ها و حفظ منافع ملت ها بنا نهاده نشده اند؛ آنها بیشتر تلاش می کنند منافع برخی دولت های خاص را پیش ببرند و تامین کنند.
نکته دوم اینکه مناطق درگیری در دارفور از سواحل دریای سرخ بسیار دور هستند و از طرفی سازمان ملل نیرویی برای مداخله در این درگیری ها ندارد که مانع از تداوم نبردها شود. این سازمان فقط پس از پایان جنگ ها نیروهای میانجی و حافظ صلح را مستقر می کند و گذشته از آن، دنیای استکبار و غربی ها در موضوع حقوق بشر، گزینشی عمل می کنند و هر وقت بحران علیه منافع آنان باشد وارد عمل می شوند اما در غیر این صورت، سکوت اختیار می کنند.
الان معادن طلای سودان که عمده آن در دارفور است، این کشور را به بزرگترین تولید کننده طلا در شرق آفریقا و سومین تولید کننده و صادر کننده طلا در آفریقا تبدیل کرده است. این در حالی است که علاوه بر دارفور، ۱۲ ایالت دیگر سودان دارای معادن طلاست که کشورهای غربی به آنها چشم دوخته اند، آنهم در شرایطی که قیمت جهانی طلا به شدت بالا رفته است.
سوال: نقش کشورهای خارجی از جمله امارات در جنگ داخلی سودان چیست؟
قناد باشی: استعمار در گذشته از نیروهای نیابتی و شورشی که در کشورهای مختلف بودند برای پیشبرد منافع خود استفاده می کرد، اما در حال حاضر امارات عامل مستقیم انگلیس برای استعمار در آفریقا است. امارات خود در اندازه ای نیست که بتواند به عنوان کشوری استعمارگر عرض اندام کند و به همین دلیل اکنون به عنوان نیرویی نیابتی در خدمت منافع لندن و بعضاً واشنگتن است و در راستای منافع آنها در آفریقا و سودان عمل می کند.
این کشورها در کسب سود و منفعت از معادن طلای سودان با هم شریک هستند و منافع آنها در این کشور به نوعی با یکدیگر همپوشانی پیدا کرده است. در استعمار نوین، کوشش بر این است که یک نمایی از دموکراسی در برخی کشورها ایجاد شود و در سایه آن، غربی ها و استعمارگران بتوانند به مقاصد خود برسند، اما اکنون پیشبرد این روند دموکراسی برای نفوذ در کشورها پروسه ای زمانبر و پُرهزینه است، بنابراین الان امارات دست به حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع در سودان زده است و در این کشور دخالت های نظامی می کند.
آقای عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای حاکمیتی سودان اخیراً ۲۱ سند و مدرک مختلف از نقش امارات و کمک ابوظبی به نیروهای پشتیبانی سریع در جنگ داخلی سودان را به سازمان ملل ارائه کرده که نشان دهنده مداخله مستقیم این کشور است. اکنون سودان در حال تبدیل به کشوری همانند لیبی با تشکیل دو دولت موازی است و از طرفی، این بحران هر چه بیشتر ادامه یابد به سود استعمار است زیرا منافع آنها تامین می شود و این در حالی است که سلاح های ارسالی به سودان از مجاری قانونی و رسمی فرستاده نمی شوند و از طریق مرزهای مشترک از جمله لیبی و دیگر همسایه ها قاچاق می شوند. عمده پول های طلای سودان که در اختیار فرماندهان یگان های پشتیبان سریع این کشور قرار دارد برای خرید تسلیحات به ابوظبی یا لندن فرستاده می شود.
سوال: با توجه حمایت های جمهوری اسلامی ایران از دولت قانونی خارطوم به ریاست عبدالفتاح البرهان در جنگ داخلی سودان، آیا می توان کمک های ایران و امارات به طرف های درگیر جنگ داخلی این کشور را نوعی نبرد نیابتی میان تهران – ابوظبی در این کشور آفریقایی قلمداد کرد؟
قناد باشی: ایران همواره تلاش کرده است با کشورهایی که در سازمان ملل به صورت رسمی شناخته شده اند ارتباط داشته باشد یا از آنها در راستای منافع خود حمایت کند. اکنون دولت مستقر در خارطوم مورد تایید جامعه جهانی است و کرسی سودان در سازمان ملل نیز در اختیار عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای حاکمیتی این کشور است که در خارطوم پایتخت مستقر است و لذا دولت قانونی تلقی می شود، اما حمایت های تهران به معنی ورود ما به یک جنگ نیابتی در این کشور نیست.
عبدالفتاح البرهان همزمان با ایران، مورد حمایت عربستان سعودی نیز است و طی سال های گذشته در جریان بحران یمن، هزاران نیروی سودانی به فرماندهی وی و با دستور عمرالبشیر، رئیس جمهوری معزول سودان به درخواست ریاض در جنگ یمن و علیه انصارالله حضور داشتند؛ لذا با توجه به این سبقه البرهان، دولت خارطوم حکومتی نیست که تهران بتواند با آن وارد یک اتحاد استراتژیک شود. مردم و ارتش سودان مسلمان هستند و هر دو از سبقه اسرائیل ستیزی برخورداند؛ همچنین نیروهای ارتش زیرمجموعه البرهان، گرایش اخوانی دارند و با حماس همکاری داشته اند و این در حالی است که آنها پیش از آن نیز در دوره عمرالبشیر کمک های زیادی به مقاومت فلسطین کردند.
سوال: با توجه به موقعیت استراتژیک سودان در سواحل دریای سرخ و اهمیت آن برای ایران، تهران چگونه می تواند با حمایت از دولت مستقر در خارطوم، توازن قدرت در این کشور را به سود خود تغییر دهد؟
قناد باشی: علیرغم وجود بنادر مهم سودان در دریای سرخ، اما منافع ایران در این کشور آنگونه که می گویند، زیاد نیست و موقعیت آن بر افزایش قدرت بازدارندگی ما و ترتیبات امنیتی تهران در منطقه تاثیر چندانی ندارد. با این حال، منافع ایران در تقویت همکاری با کشورهایی است که در راستای محور مقاومت در منطقه حرکت می کنند و مردم و ارتش سودان با دارا بودن روحیه اسرائیل ستیزی، از این ظرفیت بالا برخوردار هستند. از نظر اقتصادی اما سودان اکنون در شرایطی نیست که بتواند همکاری با آن منافعی برای کشورمان داشته باشد.
