شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۵
نظرات: ۶
۱
-
تقاص «تحریم‌ها کاغذپاره‌اند» را مردم دادند

یک اقتصاددان می‌گوید وقتی تحریم‌ها اِعمال شد، رئیس‌جمهور وقت گفت که تحریم‌ها کاغذ پاره‌اند و غربی‌ها آنقدر تحریم کنند تا تحریم‌دان‌شان پاره شود. امروز قصاص چنین رویکردهایی را مردم می‌دهند و می‌بینیم که چرخ زندگی مردم نمی‌چرخد.

انتخاب نوشت: وضعیت اقتصادی ایران نابسامان است و این امر بر کسی پوشیده نیست. نرخ ارز دچار تلاطم است، ارزش پول ملی کاهش یافته، تحریم‌ها همچنان به قوت خود باقی است و در نهایت قدرت اقتصادی مردم کم شده و سفره مردم کوچک‌تر از همیشه. حالا پرسش آن است چه شد که چنین شرایطی پدید آمد و با علم به چنین وضعیتی چشم‌انداز پیش‌رو را چگونه می‌شود ارزیابی کرد. 

برای پاسخ به این پرسش‌ها ساعتی را با محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، دبیرکل پیشین کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بین‌المللی و عضو بازنشسته هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن‌ را در ادامه می‌خوانید.

***

*آقای دکتر! در ابتدای بحث بگویید، چه شد که شرایط اقتصادی به این میزان دچار نابسامانی شد تا حدی که برخی باور دارند شاهد نوعی فقر عمومی هستیم؟

در ابتدا باید خلاصه‌ای از وضعیت اقتصادی ارائه داد و مشاهده کرد که چرا شرایط به این نقطه رسیده است. بسته‌شدن فضای اقتصادی عامل اصلی رشد منفی سرمایه‌گذاری، تورم‌ بالا و افزایش شدید نرخ ارز است. چنین وضعیتی نشان می‌دهد که حکمرانی اقتصادی درست نبوده است. پتانسیل‌هایی در کشور موجود است اما به درستی شناخته نشدند و استفاده مطلوبی نیز از آنها نشد؛ به این معنی که ما پتانسیل‌ها و مزیت‌های مهمی در کشور داریم که می‌توانند در اقتصاد ایران ارزش افزوده ایجاد کنند اما بهره درستی از آنها نبردیم؛ یکی از آن مزیت‌ها موقعیت جغرافیایی ماست، یکی دیگر مردم تحصیل کرده و باهوش ما هستند، دیگری منابع ایران مانند نفت، گاز، مس‌، زمین پهناور و ده‌ها مورد دیگر است که به جز نفت از هیچ کدام استفاده مطلوبی نشد و همواره سیاست‌هایی پیش گرفته شد که این مزیت‌ها را سرکوب کرد. ما از جغرافیای‌مان برای ترانزیت کالا و انسان بهره نبردیم؛ به ویژه در عصری تکنولوژی که از پتانسیل‌های نیروی انسانی‌مان می‌توانستیم بهره بگیریم که چنین نشد و صرفا تکیه کردیم به حجم کمی از نفت و تصور کردیم فروش نفت بهترین روش برای کسب سود اقتصادی است زیرا فروش آن سهل‌ و هزینه تمام‌شده‌اش کم است و سود بالایی دارد؛ از این رو بود که حاکمیت خود را به منبع نفت متصل کرد. همه این عوامل باعث شد که رابطه اقتصادی مردم با حاکمیت قطع شود و مردم نیز به دلیل وجود تحریم‌ها توان کنشگری‌ اقتصادی‌شان محدود شد و بازار هم به دلیل همان تحریم‌ها در شرایط سختی قرار گرفت.

*تحریم‌ها چه قدر بر اقتصاد ایران تأثیرگذار بود؟

امروز در دنیا هیچ کشوری به صورت خودکفا کالا و تکنولوژی تولید نمی‌کند. همه کشورها با یکدیگر ارتباط متقابل دارند و کار می‌کنند. ما این فاکتور را نداریم و طوری رفتار کردیم که دچار تحریم بین‌المللی شدیم و در ادامه راهی هم برای رفع تحریم‌ها پیدا نکردیم و خود را در تله‌ای اقتصادی گرفتار کردیم و صرفا تصور کردیم راه حل برون‌رفت از آن، سیاسی است و نخواستیم بپذیریم که در این مسئله باید نگاه اقتصادی حاکم باشد. در کشورهای دیگر اقتصاددان‌ها بر اساس علم اقتصاد راه‌هایی را پیشنهاد می‌دهند و تصمیم‌گیرندگان نیز بر اساس آن پیشنهادهای علمی پیش می‌روند اما در ایران اینطور نیست و همواره نگاه سیاسی غالب بر اقتصاد بوده است.

*نه فقط در مقطع کنونی بلکه در همه این سال‌ها نرخ ارز به طور مستمر رو به افزایش بوده است؛ مسئله‌ای که باعث کاهش شدید ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید مردم شده است. چرا تصمیم‌سازان قادر به کنترل نرخ ارز نیستند؟

نرخ ارز را عرضه و تقاضای ارز تنظیم می‌کند. در ایران حتی میزان نقدینگی در اختیار بانک مرکزی نیست. در کشورهای دیگر با نرخ مالیات بازی می‌شود تا کسب‌وکارهایی راه‌اندازی یا محدود شوند. در ایران مالیات نقش سیاست‌گذاری ندارد. فراتر از این، بسیاری از پارامترهای اقتصادی دیگر که در همه جای دنیا حتی در کشورهای اطراف ما نقشی اساسی دارند، در ایران جایگاهی ندارند. همان‌طور که ترموستات می‌تواند هوای خانه را تنظیم کند، نرخ بهره و نرخ ارز اقتصاد را تنظیم می‌کند. ما این فاکتورهای مهم را از دست دادیم و قادر به تنظیم اقتصاد نیستیم و فکر می‌کنیم با خودکفایی و قیمت‌گذاری می‌توانیم اقتصاد را تنظیم کنیم که طبیعی است چنین امری ممکن نیست. اگر بناست اقتصاد بهبود یابد، باید به متغیرها و پارامترهای واقعی اقتصاد برگردیم و

آنها را در جای اصلی خود قرار دهیم. نمی‌شود چند بودجه متفاوت داشتیم و انتظار داشته باشیم که دچار کسری بودجه نشویم. اکنون درآمد بسیاری از مؤسسات دولتی به بودجه سرازیر نمی‌شوند در حالی که دولت برای آنها هزینه می‌کند و اکنون هم مشخص نیست بودجه سال آینده دچار چه میزان کسری خواهد شد و این احتمال داده می‌شود که کسری بودجه به ۱۵۰۰ همت برسد. واقعیت این است که ما آنچه از دست دادیم، عقل اقتصادی است؛ البته نه در بین مردم زیرا مردم عقلشان می‌رسد که چگونه زندگی‌شان را اداره کنند بلکه در بین سیاستگذاران اقتصادی. این روند باید اصلاح شود و تا وقتی سیاست‌ها در ساحت سیاست خارجی درست نشود، قادر نخواهیم بود که دیگر پارامترها را اصلاح کنیم. اگر یک عامل درست شود اما عوامل دیگر اصلاح نشود مانند میزی است که با درست‌شدن یک پایه‌اش باز هم دچار تعامل نخواهد شد اما در اقتصاد باید این پایه‌ها به ترتیب اصلاح شوند. باید روابط بین‌المللی ما اصلاح شوند، کسری بودجه کاهش یابد و بودجه یکپارچه شود، یعنی سازمان‌های ملی درآمدزا، پولشان به بودجه سرازیر شود. اگر سیاست خارجی درست شود ولی حکمرانی اقتصادی درست نشود، نمی‌شود نرخ ارز را تنظیم کرد. اگر درسترسی به بازارها ممکن نشود و اوضاع صادرات بهبود نیابد، ارز وارد کشور نمی‌شود. فروش نفت در سال آینده هم کاهشی خواهد بود و درآمد نفتی کشور باز هم کم خواهد شد. در این شرایط وقتی ارز وارد کشور نمی‌شود و به تعبیری عرضه ارز کم باشد و تقاضا بالا، طبیعی است که نرخ ارز همچنان افزایش می‌یابد و اگر با همین دست‌فرمان جلو برویم نرخ ارز به بیش از اینها می‌رسد و در این شرایط فرقی نمی‌کند چه کسی رئیس بانک مرکزی باشد زیرا با وجود چنین مسائلی کاری از دست بانک مرکزی برنمی‌آید. نرخ ارز را عرضه و تقاضا تعیین می‌کند و اینکه دولت نرخی رسمی اعلام می‌کند صرفا زمینه رانت را باز می‌گذارد. بازار و حتی مردم در زندگی شخصی‌شان با نرخ ارز آزاد کار می‌کنند؛ بنابراین نرخ ارز آزاد مهم است و تا روابط بین‌المللی بازارها، صادرات و ورود ارز به کشور درست نشود، نرخ ارز آزاد هم درست نخواهد شد و در ادامه این مسیر، تورم هم افزایش می‌یابد.

*با همه این اوصاف چشم‌انداز پیش روی اقتصاد ایران را چگونه می‌بینید؟

برخی از فروپاشی اقتصادی سخن می‌گویند. من نمی‌دانم منظور از این عنوان چیست اما می‌دانم وقتی روز به روز سفره مردم کوچک و کوچک‌تر شود، نارضایتی‌ها و خشم خفته مردم بیشتر می‌شود و این نارضایتی و خشم با یک اتفاق به حرکت در می‌آید که هزینه‌های سنگینی هم ایجاد می‌کند. هرچه سرعت خراب‌شدن اقتصاد بیشتر باشد، این اتفاقات سریع‌تر رخ می‌دهد. در ابتدا باید درک درستی از شرایط اقتصادی کشور داشت و بعد تغییراتی اساسی و ساختاری در حوزه اقتصادی کشور ایجاد کرد؛ به بیان دیگر باید ساختارهای اقتصادی اصلاح شوند و با وصله و پینه هم این اصلاح میسر نخواهد بود؛ برای تغییر ساختار اقتصادی هم باید رویکردهای سیاسی اصلاح شود زیرا روابط بین‌المللی ایران با سیاست‌هایی که در پیش گرفته شده به این حال و روز رسیده است. من البته همچنان امید دارم؛ به آینده امیدوارم، به ایران امیدوارم اما امید برای اصلاح معطوف به آن است که سیاست‌های چند دهه گذشته اصلاح شود. تصور می‌شد که با همین میزان پول نفت و عده‌ای حامی سیاست‌های جاری، می‌شود جامعه را کنترل کرد؛ در صورتی که اگر اقتصاد جامعه درست نباشد، قابل کنترل نیست. وقتی تحریم‌ها اِعمال شد، رئیس‌جمهور وقت گفت که تحریم‌ها کاغذ پاره‌اند و غربی‌ها آنقدر تحریم کنند تا تحریم‌دان‌شان پاره شود. امروز قصاص چنین رویکردهایی را مردم می‌دهند و می‌بینیم که چرخ زندگی مردم نمی‌چرخد و بسیاری از جوانان عزیز این کشور شغلی ندارند. یکی باید بایستد و بگوید ما می‌خواهیم از این مسیر برگردیم. آمریکا خوب است یا بد اما تسلط مالی بر دنیا دارد و اکنون کاری کرده است که حتی چین هم نمی‌تواند به طور عادی با ایران ارتباط اقتصادی داشته باشد. منافع ما این نبود که با قدرت‌های بزرگ وارد جدال شویم. ما باید به منافع ملی‌مان می‌اندیشیدیم نه منافع گروهی خاص. ما یا منابع موجود در کشورمان را درست نمی‌شناختیم که از آنها استفاده نکردیم یا می‌شناختیم و برایمان مهم نبود که چه بر سر مردم می‌آید. این مسیر باید تغییر کند و اگر تغییر نکند، فشارها بیش از گذشته می‌شود. اکنون خط فقر ۳۰ میلیون تومان در ماه است و طبیعی است که یک میلیون تومان کالابرگ مردم را از فقر نجات نمی‌دهد. با همه این اوصاف باید فکری عاجل به حال کشور و ملت کرد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی