بهرام امیر احمدیان - روزنامه اطلاعات:مدتی بود که ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده کارزاری علیه نیکلاس مادورو به راه انداخته و دولت ونزوئلا را متهم به همکاری یا سهل انگاری در مبارزه با کارتل های قاچاق مواد مخدر از ونزوئلا به آمریکا می کرد و از مادورو می خواست داوطلبانه از قدرت کناره گیری کند. تشدید حملات آمریکا به قایق های حامل مواد مخدر از ونزوئلا به سوی ایالات متحده، بحرانی در روابط دوکشور ایجاد کرده و این حملات موجب کشته شدن تعدادی از سرنشینان قایق های مورد اتهام شده بود.
این وضعیت، روابط دو کشور را تیره کرده و رئیس جمهور ونزوئلا دست داشتن در هر نوع فعالیت قاچاق مواد مخدر را تکذیب می کرد. خبر حمله کماندوهای ارتش آمریکا در سحرگاه روز شنبه ۱۳ دی ماه به ونزوئلا و دستگیری رئیس جمهور مادورو به همراه همسرش و انتقال آنها به ایالات متحده، در جامعه بین الملل شوک ایجاد کرد.
درباره اهمیت تاریخی این رویدادها نمی توان اغراق کرد. صرف نظر از اینکه کسی درباره حکومت مادورو یا اهداف اعلام شده ترامپ برای اداره ونزوئلا و کنترل ذخایر نفتی آن فکر کند، استفاده آشکار از نیروی نظامی آمریکا علیه یک دولت آمریکای جنوبی، شکاف عمیقی در رویدادهای منطقه ای است. ظاهرا با حمله به ونزوئلا و دستگیری رئیس جمهور آن بدون مجوز کنگره آمریکا یا سازمان ملل، دونالد ترامپ ممکن است آنچه از هنجارهای بین المللی باقی مانده را نابود کرده و راه را برای اعمال جدید تجاوز از سوی رقبای آمریکا شامل چین و روسیه در صحنه جهانی باز کرده باشد.
در مقابل، احتمالا ترامپ دستاورد چندانی در جلوگیری از جریان مواد مخدر به ایالات متحده نداشت. حتی آنچه را که ترامپ نتیجه «دکترین مونرو» می نامد و در استراتژی امنیت ملی جدید خود مطرح می کند که هدف آن «بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی» است، شاید نتواند با موفقیت قرین باشد.
اگر چه برخی گزارش ها از نارضایتی از نتایج انتخابات ریاست جمهوری و عدم مشروعیت رئیس جمهور مادورو در بین ونزوئلایی ها خبر می دادند و در ایالات متحده وی را به دست داشتن در قاچاق مواد مخدر متهم می کنند، ولی برخی منتقدان و کارشناسان می گویند ترامپ اکنون سابقه ای بالقوه ویرانگر ایجاد کرده است. پکن و مسکو هم دیگر می توانند تصمیم بگیرند به شیوه ای مشابه علیه رهبران منطقه ای که آن ها را تهدید می دانند (به ویژه در اوکراین و تایوان) عمل کنند، بدون اینکه نگران مشروعیت چنین اقداماتی باشند.
البته نباید از نظر دور داشت که روسیه بدعت گذار این نوع اقدامات بوده که با سوء استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت، بدون هیچ مستندات حقوقی یا مجوز شورای امنیت، در سال ۲۰۰۸ دو بخش تجزیه طلب از جمهوری گرجستان را از حاکمیت دولت آن خارج و در آنها کشورهای خودخوانده تاسیس کرد.
در سال ۲۰۱۴ روسیه بدون مجوز شورای امنیت و مشروعیت، در شبه جزیره کریمه(قلمرو قانونی دولت اوکراین) انتخابات فرمایشی برگزار و آن را از خاک جمهوری اوکراین منتزع و به خاک خود منضم کرد. از آغاز سال ۲۰۲۲ روسیه به خاک اوکراین حمله نظامی کرده و هم اکنون نیز ۲۵ درصد خاک اوکراین را در اشغال خود دارد و جنگ (و بنا به گفته رئیس جمهور روسیه «عملیات ویژه») همچنان ادامه دارد.
ساعاتی پس از آنکه آمریکا به ونزوئلا حمله و مادورو را دستگیر کرد، ترامپ به دولت های مکزیک، کوبا و کلمبیا هشدار داد که کشورهای آن ها نیز ممکن است هدف بعدی باشند.
حمله شگفت انگیز به کاراکاس پس از ادعای اخیر ترامپ درباره نسخه خودش از دکترین مونرو و اظهارات وی مبنی بر اینکه آمریکا از اعزام نیروی زمینی نمی ترسد، نشان می دهد که دولت آمریکا برای حضور مداوم در منطقه تردید نخواهد کرد. ترامپ گفت آمریکا تا زمانی که یک انتقال مناسب انجام شود، کنترل ونزوئلا را بر عهده خواهد داشت.
از طرفی ترامپ وقتی از او پرسیده شد کشورهای کارائیب باید عملیات ونزوئلا را چگونه تفسیر کنند، گفت: «فکر می کنم کوبا موضوعی خواهد بود که در نهایت درباره اش صحبت خواهیم کرد، چون کوبا در حال حاضر کشوری در حال شکست است و ما می خواهیم به مردمی که مجبور به زندگی در این کشور شده اند کمک کنیم.»
ترامپ همچنین ادعا کرد که رئیس جمهور مکزیک کشورش را خوب اداره نمی کند، بلکه کارتل های مواد مخدر کنترل این کشور را در دست دارند. وزارت امور خارجه مکزیک طبق ترجمه بیانیه خود اعلام کرد: «آمریکای لاتین و کارائیب منطقه ای برمبنای صلح است که بر پایه احترام متقابل، حل مسالمت آمیز اختلافات و ممنوعیت تهدید به زور بنا شده است، بنابراین هر اقدام نظامی به طور جدی ثبات منطقه ای را به خطر می اندازد.»
ونزوئلا با توجه به اینکه بیشترین ذخایر نفتی را در بین کشورهای نفت خیز جهان دارد، توجه کارتل های نفتی ایالات متحده را به خود جلب کرده است. ترامپ از آمادگی برای سرمایه گذاری دهها میلیارد دلاری کمپانی های نفتی آمریکا در ونزوئلا خبر می دهد. چین رقیب اقتصادی آمریکا بزرگترین وارد کننده نفت در جهان است و روسیه بزرگترین صادر کننده نفت خام به چین است.
آمریکا در دوره نخست ترامپ از توافق تغییرات اقلیمی پاریس خارج شد و با کاستن از سوخت های فسیلی و حرکت بسوی جایگزینی آن با انرژی های تجدید پذیر مخالفت و بر استخراج بیشتر نفت از منابع جدید و نفت شیل تاکید کرد.
در کنفراس «کاپ ۳۰» در برزیل نیز کشورهای شرکت کننده موفق به گنجاندن بندی در رابطه با کاهش سوخت های فسیلی در قطعنامه پایانی نشدند، زیرا کشورهای عضو از تخصیص اعتبارات لازم به کشورهای فقیر برای کاستن از سوخت های فسیلی خودداری کردند و کشورهای صادر کننده نفت نیز به سبب کاهش درآمدهای نفتی در صورت کاسته شدن از تقاضای نفت، با آن مخالف بودند.
اخیرا ادوارد توپول(کارگردان و نویسنده مشهور روسی مخالف پوتین) در نامه ای به ترامپ، شکست روسیه در جنگ با اوکراین را در کاهش قیمت جهانی نفت موثر می داند و توصیه می کند تولید نفت خام افزایش یابد تا قیمت آن کاهش یابد، زیرا کاسته شدن از درآمد حاصل از صادرات نفت موثر می تواند ماشین جنگی روسیه را زمینگیر و آن را وادار به صلح با اوکراین کند. در این صورت ایالات متحده از یک سو در ونزوئلا به منابع غنی نفت(با هزینه تولید کمتر از ایالات متحده) دست یافته و کمپانی های نفتی هم در ونزوئلا حضور می یابند و از سوی دیگر چین و روسیه را نیز از هم دور کرده و بازار جهانی نفت را در کنترل خواهد داشت.
شناسایی سومالی لند در شاخ آفریقا، جنگ در سودان و تحول در خاورمیانه نقشه هایی برای تغییر در عرصه جهانی است که باید منتظر ماند و در سال ۲۰۲۶ نتایج آن را دید.
