دکتر بهمن آرمان، اقتصاددان در گفت وگو با اطلاعات، درباره چرایی وضعیت موجود اقتصادی کشور با مرور چهار دهه سیاستگذاری اقتصادی، معتقد است این ناآرامیهای بازار و فرسایش زندگی اجتماعی، محصول انباشت تصمیمهایی است که تولید و سرمایهگذاری را به حاشیه رانده و اقتصاد را به مسکنهای کوتاهمدت وابسته کرده است؛ مسیری که پیامدهای آن امروز در کوچه و بازار، خانه و محل کار، بهوضوح دیده میشود.
بهمن آرمان با اشاره به این که در شعارها و اهداف سال های آغازین پس از انقلاب، کمتر به توسعه زیرساختی و تبدیل ایران به قدرت اول اقتصادی منطقه - کشوری که از نظر ذخایر نفت، گاز، معادن و تنوع اقلیمی، در زمره غنیترین کشورهای جهان قرار دارد - توجه شده است، گفت: همین بیتوجهی ها باعث شد توسعه اقتصادی هیچگاه به یک راهبرد پایدار و غیرقابلعدول تبدیل نشود.
به گفته آرمان، سیاست توسعه و سازندگی در دوران ریاست جمهوری مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی بهطور جدی در دستور کار دولت قرار گرفت. و در آن دوره با استفاده از تکنوکراتهای داخلی و مشاوران معتبر خارجی و آغاز پروژههای بزرگ ملی، مسیر تازهای برای اقتصاد ایران گشوده شد. اگر این مسیر تداوم مییافت، میتوانست بنیانهای تولیدی کشور را متحول کند.
آرمان افزود: پروژههایی مانند طرح توسعه نیشکر که امروز نزدیک به نیمی از شکر مصرفی کشور را تأمین میکند، ساخت سدهای بزرگ کارون و کرخه، و شکلگیری فولاد مبارکه - بهعنوان بزرگترین واحد فولادسازی خاورمیانه - و بسیاری از طرح های دیگر در دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رقم خورد و این طرحها علاوه بر افزایش تولید، موجب اشتغال گسترده و شکلگیری صنایع پاییندستی شد و نشان داد که تبدیل منابع طبیعی به ارزش افزوده، امکانپذیر است.
به باور این اقتصاددان، این مسیر پس از پایان دولت سازندگی بهتدریج متوقف شد. دولتهای بعدی یا اولویت خود را بر حوزههای غیر اقتصادی گذاشتند یا با اتخاذ سیاستهای پوپولیستی، بنیانهای تولید را تضعیف کردند.
آرمان با اشاره به ظهور و بروز دولت احمدینژاد گفت: اقتصاد کشور در این دوره به سمت توزیع منابع بهجای تولید حرکت کرد و سبب هدررفت صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و تشدید وابستگی به واردات شد.
وی افزود: ادامه همین رویکرد، امروز در بحران انرژی کشور خود را نشان میدهد. حدود ۷۰ درصد گاز استخراجی ایران در بخش خانگی و تجاری مصرف میشود و صنایع بزرگ مانند پتروشیمی و فولاد که موتور ارزآوری کشور هستند، به دلیل کمبود گاز و نبود سرمایهگذاری، با کاهش تولید روبهرو شدهاند. این در حالی است که عدمالنفع ناشی از نرسیدن گاز به این صنایع، سالانه میلیاردها دلار برآورد میشود.
به گفته آرمان، امروز فشار این سیاستها مستقیماً بر معیشت مردم نمایان شده است. افزایش شدید تورم مواد غذایی، حذف تدریجی گوشت و برخی اقلام اساسی از سفره خانوارها و افزایش تجمعات اعتراضی، نشانههایی از فرسایش قدرت خرید جامعه است.
آرمان افزود: وقتی درآمد ثابت وجود ندارد و آینده شغلی مبهم است، طبیعی است که ازدواج کاهش یابد و نرخ رشد جمعیت به زیر یک درصد برسد.
وی با اشاره به این که در بیش از ۱۴ سال گذشته نرخ تشکیل سرمایه ناخالص داخلی در ایران یا صفر بوده یا منفی، گفت: طبعا اقتصادی که نه سرمایه مالی در آن شکل میگیرد و نه سرمایه انسانی حفظ میشود، عملاً امکان رشد پایدار را از دست میدهد.
این اقتصاددان بخش کشاورزی و مدیریت آب را نمونه دیگری از فرصتهای از دسترفته میداند. به گفته او، در حالی که فناوریهایی مانند آبیاری زیرسطحی توانسته بهرهوری را تا ۴۵ درصد افزایش دهد، این روشها بهصورت گسترده اجرا نشدهاند. در نتیجه، با وجود بارندگیهای قابلتوجه در برخی استانها، آب هدر میرود و اشتغال و تولید شکل نمیگیرد.
بهمن آرمان گفت: آنچه امروز در اقتصاد ایران دیده میشود، حاصل مجموعهای از تصمیمات نادرست و اولویتدادن به آرامسازی کوتاهمدت جامعه بهجای سرمایهگذاری و تولید است. در حالی که راهحلها شناختهشدهاند و تجربههای موفق داخلی نیز وجود دارد، اما تا زمانی که توسعه اقتصادی به اولویت اصلی سیاستگذاری تبدیل نشود، بحران معیشت، بیکاری و مهاجرت همچنان ادامه خواهد داشت.
