علی البرزی - اطلاعات آنلاین : سال ها است که نگاه ما به مسجد تنها به عنوان یک مجموعه ای با معماری به سبک مذهبی است با ساعتی برای اذان و صفی برای نماز، غافل از اینکه مسجد پیش از آنکه معماری باشد «معنا» است، پیش از آنکه نهاد باشد «رابطه» است و پیش از آنکه تریبون باشد یک شبکه اجتماعی زنده، ریشه دار و اثرگذار در جامعه ایران است.
شبکهای که خیلی قبل تر از اینستاگرام و توییتر آدمها را به هم مرتبط کرد. این شبکه بحران را مدیریت و البته خشم را به گفت وگو تبدیل می کند.
در سالهای گذشته هر جا جامعه ایران با بحران های اجتماعی و اقتصادی مواجه بوده، مسجد ناگزیر وارد میدان شده است، ناگزیر نه از سر مأموریت اداری بلکه از جنس مسئولیت اجتماعی.
کافی است کمی به عقب تر برگردیم، در دوران دفاع مقدس مسجد تنها محل اعزام نیرو نبود، اتاق فکر محله بود، پایگاه خبر، قرارگاه معنا، مسجد جایی بود که سیاست، اجتماع و ایمان به صورت طبیعی به هم می رسیدند نه دستوری بلکه دلی و مردمی.
در دهههای بعد هر جا تحولی اجتماعی شکل گرفت، مسجد یکی از نخستین نقاطی بود که جامعه در آن خودش را باز تعریف میکرد، مسجد همیشه محل تمرین گفت و گو بوده است.
روزهای کرونایی را به خاطر بیاوریم، زمانی که بسیاری از مراکز درمانی و بهداشتی با کمبود امکاناتی مانند ماسک و مواد ضد عفونی کننده مواجه شدند درب مساجد در بسیاری از محلهها باز بود، با توزیع کمک های مردمی، با آرام سازی ترس و نگرانی خانواده ها با گفت و گو، موعظه و خطابه در جلسات سخنرانی و حتی با راه اندازی کارگاه های مردمی تولید ماسک و لوازم بهداشتی مورد نیاز در دوران کرونا، این شبکه اجتماعی مسجد بود که خوش درخشید.
از سوی دیگر در جنگ تحمیلی دوازده روزه که دشمنان این آب و خاک با تمام قوا به دنبال به چالش کشیدن همبستگی اجتماعی بودند، مسجد دوباره نقش اتصال دهنده را بازی کرد، در فشارهای اقتصادی زمانی که سفرهها کوچک شد و صبرها کوتاه، مسجد برای بسیاری آخرین پناه گفت و گو و همدلی بود، حتی در برخی ناآرامی های سال های گذشته مسجد در بسیاری از نقاط نقش ضربه گیر اجتماعی را داشت، جایی میان خشم خیابان و سکوت خانه.
البته اینبار در ناآرامی های روزهای گذشته این نهاد اجتماعی خودش مظلوم واقع شد، نه به عنوان یک نماد رسمی و حاکمیتی بلکه به عنوان یک شبکه اجتماعی مردمی که سالها بار بحران را به دوش کشیده بود اینبار در آتش کینه افروزی دشمنان این آب و خاک سوخت، دشمنانی که بی شک به دنبال از بین بردن یک پایگاه مهم مردمی در کشور بوده و خواهند بود.
امروز اما خطر اصلی این نیست که مسجد تضعیف شود، خطر این است که نقش مهم آن به عنوان یک شبکه اجتماعی قدرتمند و فعال نادیده گرفته شود، شبکهای که نادیده گرفته میشود، نه می میرد و نه حذف میشود بلکه از جامعه و مردم فاصله میگیرد و فاصله گرفتن نهادهای مردمی، خطرناک تر از هر تقابل مستقیم است.
اول این مدیران و سیاست گذاران هستند که باید دوباره مسجد را برای خود و سازمان های فرهنگی و اجتماعی باز تعریف کنند نه در قابهای کلیشه ای و مناسبتها بلکه به صورت جدی و همه جانبه و به عنوان یک نهاد مهم در ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور باید لحاظ شود.
مسجد نیاز به دستورالعمل تازه ندارد، نیاز به اعتماد و شنیده شدن دارد، مردم هم باید سهم خودشان را بپذیرند، مسجد بدون مردم تنها یک ساختمان با حال و هوای مذهبی است و مردم بدون مسجد یکی از قدیمی ترین شبکههای همبستگی شان را از دست میدهند.
بدون تعارف باید گفت که در سال های گذشته از نقش مهم شبکه اجتماعی به نام مسجد غفلت کرده ایم، کمتر درباره کارکرد واقعی مسجد حرف زدهایم، اینکه مسجد چگونه در محلهها نقش میانجی ایفا میکند، چگونه شکاف نسلی را ترمیم میکند، چگونه می تواند پیش از آنکه اعتراض به خیابان برسد آن را در گفت وگوی درون محلهای حل و فصل کند؟
مسجد را بیشتر «ابزار» دیدهایم تا «بازیگر» و همین نگاه ابزاری بزرگ ترین ظلم به مسجد و مردم بوده است، این شبکه اجتماعی هنوز میتواند نقشآفرین باشد، پس قدردان آن باشیم و حفظ و تقویت کنیم.
