تاریخ معاصر لبریز از حکایت ها و روایتهایی ست که از مرحوم صنیع الدوله درگوشه و کنار آن نقل و منتشر و یا چاپ شده است . او به خاطر داشتن شایستگیهایش پلههای ترقی دراین مملکت را طی کرد تا بدانجا که به ریاست اولین مجلس شورای ملی رسید واین ریاست سرنوشت عجیبی را برای او رقم زد ، زیرا او چندی بعد به دست دوتبعه گرجستان (شوروی سابق) به قتل رسید، و لی به خاطررعایت قانون کاپیتولا سیون قاتلان او حتی در ایران محاکمه هم نشدند و برای محاکمه به گرجستان و روسیه منتقل شدند.
مرتضی قلیخان هدایت (صنیعالدوله) نخستین رئیس مجلس شورای ملی در ایران بود. او در سال ۱۲۲۴ خورشیدی در کوی چالهمیدان تهران بهدنیا آمد. پدرش علیقلیخان هدایت ملقب به مخبرالدوله از معتمدین دربار ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار بود و سمتهایی چون وزارت تلگراف، معادن، علوم، تجارت و وزارت داخله را برعهده داشت که کارنامه موفقی نیز از خود بهجای گذاشته است. او همچنین مردی فرهنگدوست بود و به دستور او کتابهای زیادی تالیف یا ترجمه شد.
مرتضی قلی در ۷ سالگی در صف غلامبچگان دستگاه سلطنتی درآمد و درهمین هنگام، تحصیلات مقدماتی را آغاز کرد. سپس صرف و نحو عربی و ادبیات را فرا گرفت و در سال ۱۲۴۹ وارد دارالفنون شد. او از دوران کودکی بهکارهای صنعتی علاقه داشت و به همین مناسبت پدرش در سال ۱۲۵۴ وی را برای ادامه تحصیل به آ لمان اعزام کرد.
او در مدارس صنعتی برلن با شوق وافر مشغول تحصیل و فرا گرفتن فنون صنایع شد و پس از سالها تحصیل از مدرسه صنعتی برلن در رشته مهندسی معدن گواهینامه گرفت و در میان شاگردان همدوره خود رتبه اول رابه دست آورد. از آن پس چند سال در کارخانههای بزرگ برلن و بروکسل به مطالعه و کسب تجربیات علمی پرداخت.
مرتضیقلیخان در مدت اقامت طولانی در اروپا علاوه بر تحصیلات فنی و تخصصی در معدنشناسی و مطالعات صنعتی، در مقررات و قوانین و نظامات اجتماعی اروپا بهویژه آ لمان اطلاعات سودمندی کسب کرد و در سال ۱۲۶۹ به تهران بازگشت.
وی چند هفته پس از مراجعت، در اداره معدن که تابع وزارت علوم و زیرنظر پدرش بود مشغول بهکار شد و پس از اینکه محمدحسنخان صنیعالدوله لقب اعتمادالسلطنه گرفت، مرتضیقلیخان به صنیعالدوله ملقب شد. او در سال۱۲۷۲ با شاهزاده خانم احترامالسلطنه، دختر مظفرالدین میرزای ولیعهد، ازدواج کرد و از او صاحب ۱۰ فرزند شد.
وی پس از آن مدت کوتاهی وزارت قورخانه را برعهده گرفت. سپس در سال ۱۲۷۷ بهوزارت پست منصوب شد و در اصلاح پستخانه کوشید، اما پس از دو سال باز هم سوءنیت و فشار میرزا محمودخان وزیر دربار اتابک را وادار کرد تا پستخانه را از صنیعالدوله بگیرد و به وزیر همایون از ایادی حکیمالملک بدهد. در سال ۱۲۸۲ صنیعالدوله بهدستور شاه برای خرید کشتی جنگی به انگلستان رفت و کشتی جنگی جدید و مجهز بهتوپهای سنگین خریداری کرد و به ایران آورد و این ناو به کشتی مظفری نامگذاری شد.
وی از نخستین کسانی بود که طرح احداث راهآهن در ایران رامطرح کرد و علاقه مفرطی به احداث راه آهن در شهرهای ایران بهویژه راه آهن تهران - مازندران داشت، اما کوشش او در راه اندازی کارخانه آهنتراشی به دلیل وضعیت نابسامان مملکت و بیکفایتی مظفرالدینشاه ثمری بهبار نیاورد. او در سال ۱۲۸۴ معدن سرب را در تپههای داوودیه شمیران احداث کرد و کارگران بسیاری را به کار گماشت. پس از برکناری عینالدوله از صدارت و صدور فرمان مشروطه در ۱۷ مرداد ۱۲۸۵، میرزا نصراللهخان مشیرالدوله نائینی رئیس وزرای جدید، آقایان صنیعالدوله، محتشمالسلطنه و مخبرالسلطنه را به رستمآباد شمیران دعوت کرد و کمیسیونی بهریاست صنیعالدوله برای تهیه و تنظیم نظام انتخابات تشکیل داد. این نظامنامه پس از تدوین در ۱۷ شهریور به توشیح مظفرالدین شاه قاجار رسید و انتخابات اولین دوره مجلس بر اساس آن برگزار شد.
ادامه دارد...
در انتخابات دور اول که صنفی بود، صنیعالدوله از سوی اعیان و ملاکان تهران بهنمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. او همچنین در ۱۵ مهر ۱۲۸۵ که اولین جلسه نمایندگان در مدرسه نظام برگزار شد، بهریاست نخستین مجلس شورای ملی برگزیده شد. البته ریاست بر مجلس اول که تازه مردم و نمایندگان مشق مجلس میکردند، کار بسی دشوار بود.
بیشتر نمایندگان بهوظیفه و حدود اختیارات مجلس آشنا نبودند و نمیدانستند چه باید بکنند.
دولت و رجال مستبد درباری هم بهآسانی حاضر نبودند از اقتدار خود بکاهند، آنها میخواستند مجلس مرکز قانونگذاری باشد و در امور سیاسی و اجرایی دخالت نکند، چنانکه مشیرالدوله در روزهای نخست مجلس بهسعدالدوله گفته بود اینجا مشروطه نیست، شاه یک مجلسی به شما داده که بنشینید و قانون وضع کنید.
صنیع الدوله بهعنوان اولین رئیس مجلس شورای ملی در چنین شرایطی رئیس مجلس شد و به کمک جمعی از نمایندگان توانست با نهایت حسن نیت وکلا رابا وظایف خود آشنا کند و مفهوم حکومت مشروطه رابه جمعی از مردم بفهماند، همچنین دولت، رجال و وزیران مغرور و خودسر رادر برابر قدرت مجلس به پاسخگویی و تمکین وادارد. مهمترین اقدام مجلس اول تدوین و تصحیح قانون اساسی بود. قانون اساسی در ۸ دی ۱۲۸۵ در حالی به توشیح مظفرالدین شاه رسید که در بستر احتضار بود و سپس بهامضای محمدعلی میرزای ولیعهد هم رسید.
از دیگر اقدامات مجلس در دوران ریاست صنیعالدوله رد لایحه قرضه دولت از دولتین روس و انگلیس و طرح تاسیس بانک ملی و تصویب اساسنامه آن و تصویب قانون انجمن ایالتی و ولایتی و قانون بلدیه بوده است. پس از اینکه اتابک در ۸ شهریور ۱۲۸۶ مقابل مجلس به قتل رسید صنیعالدوله هم بهمرگ تهدید شد؛ به همین دلیل وی مرعوب شد و در ۱۵ شهریور همان سال از ریاست مجلس استعفا کرد و اصرار اکثریت نمایندگان مجلس بر او اثر نکرد. جمعی از مجلسیان بر آن شدند که وی را از تصمیم استعفا بازدارند، اما صنیعالدوله بهمناسبت روابط حسنه و خانوادگی که با اتابک داشت، چنان مرعوب شده بود که به هیچ قیمت حاضر نبود ریاست مجلس رابپذیرد و پس از پذیرش استعفایش تا یک ماه از آمدن به مجلس خودداری کرد.
صنیعالدوله در شهریور ماه ۱۲۸۸ در انتخابات دومین دوره مجلس شورای ملی با کسب ۱۵۱۳ رای از ۵۸۲۵ رای ماخوذه از تهران بهنمایندگی مردم انتخاب شد. او چندی بعد در نهم آذر ۱۲۸۸ در کابینه سپهدار تنکابنی ابتدا بهوزارت علوم و اوقاف و بعد در ۸ اردیبهشت ۱۲۸۹ در ترمیم کابینه به سمت وزیر فواید عامه منصوب شد.
سرانجام صنیعالدوله در زمانی که فکر و طرح خود رادر زمینه احداث راه آهن دنبال میکرد و با بانک شرقی آلمان برای دادن امتیاز وارد مذاکره شده، سپس رساله نجات ایران را که فکر اقتصادی وی بود، نوشت و در باره راه آهن و اثرات آن در اقتصاد بحث میکرد، به قتل رسید.
او نقشه راه آهن تهران ـ ورامین رامورد مطالعه قرار داد و با کمپانی بلژیکی وارد مذاکره شد
تا راه آهن ورامین از یک خط منشعب شود، اما قبل از آنکه افکار وی بهثمر برسد در ۱۸ بهمن ۱۲۸۹ در چهارراه مخبرالدوله توسط دو کارگر گرجی تبعه روس هدف گلوله قرار گرفت و بهقتل رسید و در مقبره هدایت واقع در خیابان هدایت به خاک سپرده شد. قاتلان بعد از دستگیری و بازپرسی در عدلیه، بهدرخواست دولت روسیه با استفاده از حق کاپیتولاسیون به روسیه برده شدند. آنها بیان کردند بهدستور سردار موهی و تحریک سپهسالار دست به قتل او زدهاند.
بنا به گزارشی که خبر گزاری تسنیم هم آنرا تایید و منتشر کرده ،ظاهرا روسها هم که منتقد اصلاحات صنیعالدوله در امور مالی بودند در قتل او دست داشتند. لباس صنیعالدوله که بر اثر اصابت گلوله سوراخ شده بود در موزه مردمشناسی و تابلوی تصویر او به قلم کمالالملک در موزه کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. این پایان زندگی نخستین رئیس مجلس شورای ملی در ایران بود.
شما چه نظری دارید؟