با وجود تاثیرپذیری مثبت بورس از تغییر سیاستهای ارزی اخیر دولت، تداوم ابهام در مسایلی چون قیمتگذاری دستوری میتواند رشد را متوقف کند
بازار سرمایه در هفتهای که گذشت، صحنه نمایشی بود که در آن هیجان جای خود را به محاسبه داد. پس از شروعی کمرمق، یک تصمیم کلان ارزی، موتور محرک رشد شد و شاخص کل را به نزدیکی کانال ۳/۴ میلیون واحد رساند. بااین وجوداین پرسش باقی است که آیا این موج یک رشد ماندگار است یا تب تندی است که زود عرق می کند.
برخی کارشناسان می گویند آنچه در معاملات چند روز اخیر بازار سرمایه دیده شد، بیشتر از آن که یک موج هیجانی مقطعی باشد، نشانهای از تغییر فاز بازار است. بورس کار خود را با تردید آغاز کرد، اما خیلی زود نشان داد که اینبار محرک رشد، نه شایعه و انتظار، بلکه عدد و سودآوری واقعی شرکتهاست.تصمیمهای ارزی و نزدیکتر شدن نرخهای مبادلهای به بازار، بهویژه در صنایع دلاری، برای نخستین بار پس از مدتها اثر مستقیم خود را در محاسبات سود شرکتها نشان داد. همین موضوع باعث شد ورود نقدینگی به گروههایی مانند پتروشیمیها، پالایشیها و تا حدی بانکها هدفمند و معنادار باشد.گستردگی رشد بازار در دو روز میانی هفته گذشته– همراهی شاخص کل و هموزن و کاهش محسوس صفهای فروش – حاکی از آن بود که بازار تنها با چند نماد شاخصساز حرکت نمیکند. چهارشنبه هفته گذشته اما صحنه تغییر رفتار معاملهگران بود؛ جایی که بخشی از بازار به استقبال شناسایی سود رفت و احتیاط جای هیجان را گرفت.
با این حال، این مکث را نمیتوان نشانه ضعف دانست. ورود بازار به کانال بالاتر، همراه با افت کنترلشده و جابهجایی پول بین گروهها، بیشتر به بلوغ یک روند شباهت دارد تا پایان آن. در چنین فضایی، حرکت بخشی از نقدینگی به سمت صندوقهای طلا نیز بیشتر کارکرد پوشش ریسک دارد تا خروج از بورس.
در مجموع، بازار این روزها کمتر به «امید» و بیشتر به «محاسبه» واکنش نشان میدهد و تا زمانی که این منطق سودآوری پابرجاست، اصلاحها احتمالاً کوتاهمدت و درونگروهی خواهند بود، نه ریزشی و فراگیر.
تردید و فشار بر سهمهای کوچک
نگاهی به روند طی شده بازار سرمایه در ۱۰ روز اخیر نشان می دهد سرمایهگذاران در نخستین روز کاری سال جدید میلادی با تردید وارد بازار شدند.
شاخص کل بورس تنها با رشد ناچیز ۹۶۲ واحدی، در تراز ۴ میلیون و ۷۱ هزار واحد متوقف شد. این در حالی بود که شاخص هموزن، که آینه واقعی سهام کوچکتر است، با افت بیش از ۱۵ هزار واحدی نشان داد که فشار فروش بر بازیگران کوچکتر بازار سنگینتر است.
با وجود ثبت ارزش معاملات خرد در سطح قابل قبول ۸/۳۲ هزار میلیارد تومان، اما ۷۲ درصد از بازار در مدار منفی قرار داشت و نقدینگی بیشتر به سمت شیمیاییها و پالایشیها هجوم برد، در حالی که خودرو و بانکها شاهد خروج بودند.
بااین وجود، روز دوشنبه هفته گذشته ، بازار شاهد یک انفجار مثبت بود. سیاست یکسانسازی نرخ ارز که به زعم تحلیلگران، بساط رانت ناشی از چندنرخی بودن را جمع کرد، محرک اصلی شاخص ها شد.
بدین ترتیب ،شاخص کل با صعود چشمگیر ۱۰۵ هزار واحدی به چهار میلیون و ۱۷۶ هزار واحد رسید. این بار، رشد همگام بود؛ شاخص هموزن نیز بیش از ۱۸ هزار واحد صعود کرد و سقف یک میلیون و ۱۰۷ هزار واحد را فتح کرد.این مشارکت گسترده نمادها حاکی از آن بود که نقدینگی، اینبار، نه فقط به دنبال چند سهم بزرگ، بلکه در جستوجوی شرکتهایی بود که میتوانستند از این تغییر ساختاری سود ببرند.
نمادهای بزرگ پتروشیمی، پالایشی و حتی بانکیها شاهد ورود بیش از ۵/۳ هزار میلیارد تومان پول حقیقی بودند و ارزش بازار از مرز ۵/۱۲ هزار هزارمیلیارد تومان عبور کرد.
این روند سبزپوش در روز سهشنبه گذشته نیز ادامه یافت و بازار با رشد ۱۱۱ هزار واحدی شاخص کل، به مرز ۳/۴ میلیون واحد نزدیک شد، بهطوریکه بیش از۹۰ درصد نمادها در مدار مثبت قرار گرفتند.
چهارشنبه گذشته اما ، بازار هوشمندانهتر عمل کرد. شاخص کل در نهایت با رشد ۷۲ هزار واحدی در سطح چهار میلیون و ۳۶۰ هزار واحد تثبیت شد و برای اولین بار وارد کانال ۳/۴ شد. با این حال، شاخص هموزن اندکی عقب نشست و نقدینگی شروع به شناسایی سود کرد.
خروج حدود ۶۵۵ میلیارد تومان پول حقیقی و خروج نقد از صندوقهای طلا، نشان داد که بخشی از هیجان هفته جای خود را به احتیاط داده است.
همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، در همین رابطه در گفت و گو با ایرنا، رفتار هفته گذشته بازار سرمایه را نشانهای از ورود بازار به فاز سودآوری واقعی میداند.
به گفتهی وی، رشد اخیر از هیجان یا جو روانی تغذیه نمیشود، بلکه از جنس واقعیشدن اعداد و نسبتهای مالی است.
اما واگر های تداوم رشد بورس
دارابی توضیح میدهد: تصمیمات ارزی اخیر باعث شد درآمد شرکتهای صادراتی با نرخهایی نزدیکتر به واقعیت محاسبه شود؛ همین موضوع محرک ورود نقدینگی به سهام دلاری شد. الان بازار نه از امید، که از عدد جان گرفته است.
این کارشناس بازار سرمایه تاکید میکند که موتور رشد بازار در صنایع پتروشیمی، پالایشی و بانکی روشن شده، اما مسیر پیشرو بدون چالش نیست. اما باید متوجه بود که اگر اصلاحات ساختاری در گروههای خودرویی، دارویی و غذایی انجام نشود و قیمتگذاری دستوری ادامه پیدا کند، بخشی از انرژی بازار تخلیه خواهد شد.
نگرانی دیگر این کارشناس، ابهامات مالیاتی و بودجهای است و بر همین اساس این نکته را مطرح می کند که تمدید معافیتهای مالیاتی برای افزایش سرمایه از محل سود انباشته اگر در بودجه حفظ نشود، فشار هزینهای قابل توجهی بر شرکتها، بهویژه بانکها، وارد میکند؛ بازار این موضوع را دقیق دنبال میکند.
وی به تأثیر روانی نرخهای بهره بالا اشاره میکند و آن را عاملی میداند که ممکن است جریان نقدینگی تازه را تا حدی کندتر کند. دارابی با این حال معتقد است: اصلاحهای فعلی کوتاهمدت و درونگروهیاند. منطق سودآوری هنوز دست بالا را دارد و تا وقتی این منطق برقرار باشد، ترس از ریزش فراگیر شاخص های بورس معنایی ندارد.
در نهایت او نتیجه میگیرد که سیاست یکپارچگی تالارهای ارزی هرچند از منظر مالیاتی و انضباطی اثر مثبت دارد، اما برای بازار سرمایه، تغییر بنیادی محسوب نمیشود؛ بورس مسیر خودش را بر اساس سود واقعی شرکتها میرود، نه تیترهای سیاستی.
در نهایت باید گفت رفتار بورس در هفته خاص منتهی به ۱۷ دی ، فقط یک رشد عددی نبود؛ بلکه نشانهای بود از تغییر رفتار. بازاری که دیگر به وعده واکنش نشان نمیدهد، بلکه حساب و کتاب میپرسد و تا وقتی عددها راست بگویند، بازار آرامش خود را حفظ خواهد کرد.
در مجموع، بازار این روزها کمتر به امید و بیشتر به محاسبه واکنش نشان میدهد. تصمیمات ارزی، بهویژه در صنعت شیمیایی که همچنان مقصد اصلی ورود پول باقی ماند، مستقیماً بر محاسبات سودآوری شرکتها اثر گذاشته است.تا زمانی که این منطق سودآوری پابرجاست، اصلاحات مشاهدهشده، بیشتر کوتاهمدت و درونگروهی خواهد بود؛ اصلاحاتی که نشانه بلوغ یک روند است تا پایان آن.بااین وجود ، چالشهای پیشرو، همچون ابهامات باقیمانده در گروههای خودرو و دارو و همچنین مسائل بودجهای، تعیینکننده سرعت و پایداری حرکت بعدی بازار خواهد بود.

شما چه نظری دارید؟