به گزارش اطلاعات آنلاین، تیم فوتبال امید ایران در سومین دیدار خود از مرحله گروهی جام ملتها برابر ضعیفترین تیم گروه خود یعنی لبنان تن به شکست داد؛ تیمی که در بازی های قبلیاش برابر کره جنوبی و ازبکستان شکست خورده بود اما برابر ایران طعم پیروزی را چشید.
نمایش تیم کشورمان در این سه مسابقه نشان داد که آنها برای گشودن دروازه رقبا پلن کارساز و تاثیرگذاری ندارند. این تیم پرمهره که نفرات آن از دل لیگ برتر بیرون آمده و اغلب تجربه تنه به تنه شدن با بزرگان فوتبال ایران را دارند به سبب ضعف فنی و ساختاری بخصوص در دیدار سوم برابر لبنان هر چه زدند به درهای بسته خورد. با توجه به مدت زمان مناسبی که این تیم در اختیار امیدرضا روانخواه بوده است این انتظار وجود داشت که امضای این مربی را پای آن مشاهده کنیم اما ترکیبی ناهمگون و بازیکنانی سرآسیمه در فاز هجومی محصول تفکر مربیای است که درباره حضور او در راس این تیم مهم ابهاماتی وجود داشت. عدم تجربه در زمینه هدایت چنین تیم مهمی و البته کارنامه پر فراز و نشیب وی در سالهایی که مربیگری می کند همه و همه نشان می داد که در پس پرده انتخاب وی برای هدایت تیم فوتبال امید فکر و برنامه فنی وجود نداشته و همه چیز متاثر از برخی لابیهای غیر فنی و گاها بیرون از فضای بوده است.
فشارهای بیرونی برای یک انتخاب مبهم
مجید جلالی مدیرفنی سابق فدراسیون فوتبال مدتی قبل از انتخاب امیدرضا روانخواه به عنوان سرمربی تیم امید استعفا داد. بعدها مشخص شد که یکی از دلایل کنار رفتن وی برخی دخالت های غیرفنی بوده است. اختلافات جلالی با اعضای کیمته فنی فدراسیون زمانی اوج گرفت که وی به دنبال انتخابی فنی و کارشناسانه برای تیم امید بود اما دیگر اعضا به سبب توصیه های بیرونی و البته مشخصا اصرار یکی از نمایندگان مجلس با این روند فنی مخالفت می کردند.
نقش قلعهنویی چه بود؟
امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم ملی در آن جلسات نقشی کلیدی داشت. او با جلالی اختلافاتی زیرپوستی داشت اما دو طرف تلاش می کردند این موضوع رسانه ای نشود. قلعهنویی مدعی بود که با استناد به قوانین فدراسیون انتخاب سرمربی تیم امید باید با نظر مستقیم وی انجام شود و جلالی این موضوع را نمی پذیرفت و در نهایت با رفتن جلالی، فضایی فراهم شد تا گزینه قلعهنویی روی نیمکت تیم امید بنشیند. قلعهنویی برای تقویت این کادر فنی حتی دستیار ایتالیایی خود را در کنار روانخواه قرار داد و ... نسخه های این فرد اما برای تیم ملی جز شکست عایدی دیگری نداشت.
فدراسیون شکستها
حضور امیدرضا روانخواه در راس کادر فنی تیم امید در روزگاری که بیش از انگشتان دو دست گزینه بهتر از وی برای این مسئولیت وجود داشت، محصول یک بده و بستان بیرونی بود. یکی از نمایندگان مجلس به رغم تمام تکذیب کردنهایش نقش اصلی را در این راه ایفا کرد و انفعال مدیران فدراسیون در برابر این فشارها همچون آبی بود بر آسیاب حامیان روانخواه. برخی مدیران فدراسیون نیز افراد مورد وثوق و دوستان بدون کارنامه خود را در بخش های مختلف این تیم از مدیر رسانه تا سرپرست و ... قرار دادند تا یک ترکیب نازیبا تیم امید ایران را به سمت شکستی دیگر سوق دهد. در این شرایط سکوت فدراسیون فوتبال در برابر چنین فاجعه ای نیز نشان می دهد که آنها همچون دیگر شکست هایشان روند بی تفاوتی را در پیش گرفته اند و دریغ از یک عذرخواهی و پذیرش اشتباه. فدراسیون آقای تاج و رفقایش در طول این سالها، از زمان فاجعه ویلموتس تا همین شکست اخیر تیم امید، نشان داده که نه پاسخگو است و نه خود را در برابر جامعه مسئول می داند. طی چند ساعت اخیر برخی از کارشناسان فوتبال با انتقاد از فدراسیون فوتبال این ناکامی را محصول انتخاب مبهم سرمربی تیم امید دانستند و خواستار پاسخگویی شدند؛ البته بعید است این انتقادات به پاسخگویی مدیران فدراسیون منتهی شود که اگر چنین خواسته ای محقق شود باید افراد پشت پرده ای که زمینه ساز سرمربیگری روانخواه شده بودند نیز خیلی زود رخ عیان کنند؛ افرادی که دردمندانه در اتفاقات فوتبال ایران از ملی تا باشگاهی دخل و تصرف دارند و نتایج درخشان(!) این تاخت و تازشان را بارها دیده ایم و آخرین نمونه آن نیز همین شکست تلخ تیم امید است.
