بهروز قطبی
کتاب «از حریم تا حرم»، سفرنامه ابوالحسن خان فخرالملک(اردلان) به عتبات، از معدود کتابهایی است که از سوی انتشارات سازمان اسناد ملی ایران و به کوشش محمدرضا عباسی در سال ۱۳۷۲ منتشر شده است. به این سازمان عریض و طویل با برخورداری از بهترین و پیشرفتهترین امکانات نگهداری از اسناد تاریخی این انتقاد وارد است که از میان میلیاردها اسناد یاد شده، تاکنون چه تعداد از آنها کتاب شده و در دسترس دوستداران تاریخ معاصر ایران قرار گرفته است و آیا نگهداری دلخواه از اسناد بهتنهایی میتواند به کارنامه سازمان اسناد ملی نمره خوب دهد؟
در مقدمه کتاب میخوانیم:
«حاجی ابوالحسن خان از اولاد خاندان کهن اردلان کردستان بود که سر سلسله بابا اردلان یا قباد اردلان نام داشته است و پس از قباد، اولاد و احفاد او تا قرن سیزدهم هجری بر کردستان حکومت کردهاند.
از سوی دیگر، فخرالملک به خانواده قاجار نیز بستگی داشت. وی در سال ۱۲۷۹ هجری قمری در تهران متولد شد و از همان ابتدا در زمره غلام بچگان و سپس پیشخدمتان مخصوص ناصرالدین شاه درآمد...
از ابوالحسن خان ملقب به فخرالملک خاطرات سفرش به عتبات عالیات در سال ۱۳۰۴ هجری قمری(۱۲۶۸شمسی) به جای مانده است که هم اکنون نسخه اصلی این دستنوشته در مخزن گنجینه اسنادی سازمان اسناد ملی ایران نگهداری میشود.»
فخرالملک در آغاز سفرنامه چنین مینویسد: «به عزم زیارت عتبات عالیات و دعاگوئی وجود مسعود مبارک سرکار بندگان اعلیحضرت شاهنشاهی ولی نعمت کل روحنا فداه که اصل مقصود بود، از دارالخلافه طهران عازم شدیم...»
در سفرنامه فخرالملک جادهها، پلها، شهرها و آبادیها، فواصل شهرها و رودخانهها به دقت مورد توجه قرار گرفته است که در پژوهشها میتواند استفاده شود.
در سفر به عتبات ۵۰ نفر سواره جزو ملتزمین رکاب بودند. این سفر که از روز پنجشنبه یازدهم محرم سال ۱۳۰۴ هجری قمری (۱۴۳ سال قبل) آغاز شده بود، شنبه بیست و دوم رجب همان سال و با این عریضه ابوالحسن خان فخرالملک (اردلان) به مظفرالدین شاه قاجار، پایان یافت. «حسبالامر سرکار بندگان اعلیحضرت شاهنشاهی روحنا فداه، شرح مسافرت خود را این اقل خانهزادان بدون هیچ ملاحظه و کسر و نقصان معروض داشت. ابوالحسن پیشخدمت اردلان کردستان سنه ۱۳۰۴ هجری».
تنوع موضوع در سفرنامه ابوالحسن خان فخرالملک
در سفرنامه ابوالحسن خان فخر الملک به موضوعهای پرشمار و بسیار جالبی پرداخته شده است که اشاره به تمامی آنها امکانپذیر نیست، اما یک نکته از این یادداشتها به خوبی پیدا است، که آن هم فراوانی حیات وحش و به ویژه انواع پرندگان زیبا در مناطق غربی ایران و در مسیر سفر به عراق و زیارت عتبات بوده است، که نگاهی به آنها خالی از لطف نیست و این که این فراوانی شرایط دلخواهی را برای شکارچیان حیوانات یاد شده برای فخرالملک و همراهان او، فراهم کرده بوده است:
*به شکار تیهو۱ رفتیم. محمدحسن میرزا سه تیهو زده بود که یک قطعه آن را برای من فرستاد. در تاج خاتون دو تیر احمدخان انداخت، یک تیهو هم بنده زدم و دو قطعه تیهو برای غلامعلیخان و محمدحسن میرزا فرستادم(ص۸).
*امروز از شدت خستگی که دیروز عقب کبکها دویده بودم، تب کرده بودم، غلام علی خان به احوال پرسی بنده آمده بود(ص۲۷).
*صبح را نایب عجم مسیب به دیدن بنده آمده بود. یک دراج هم خودش زده بود برای بنده تعارف آورده بود. در دو طرف جاده چند آهو دیده شد. بنده و خان سرهنگ تاخت کردیم، بنده خیلی نزدیک رسیدم دو تیر ساچمه انداختم، نزد. دو تگه آهو۲ بزرگی داشت که خیلی اسباب افسوس و حسرت فراهم کردند(ص۵۷).
* چند دراج پریدند. سرهنگ یک دراج زد، بنده هم یک باقرقره به تاخت زدم(ص۶۳).
*در کنار شط، احمدخان یک روباه را با تفنگ زد، زخمی شد. دراج زیادی در کنار شط پریدند، دو قطعه بنده زدم(ص۶۷).
*چند دسته مرغابی دیدیم. احمدخان یکی را زد. نهری بود که گفتند دراج دارد. رفتم به شکار، چند دراج پرید، یک توله زیبا را زنده گرفتیم. قدری دیگر آمدیم، یک خرگوش برخاست. دو تازی۳ همراه سوارهای عثمانی همراه ما آمده بودند. تازیها خرگوش را عقب۴ کرده نتوانستند بگیرند. محمودخان هم پیاده شد، دو تیر انداخت، گویا ساچمه عوض خرگوش به تازی خورده بود، اما معلوم شد نمرده است. اگر تازی میمرد، اسباب حرف بود. برای شکار دراج هر یکی از یک طرف پراکنده شدیم. دراجی را پیدا کرده بودند میخواستند بگیرند. احمدخان تیری انداختند دراج را با توله به یک تیر زدند. توله بیچاره فریاد کنان افتاد دیگر طاقت نیاوردم بایستم، ناچار سر را به زیر انداخته با کمال تاسف رو به راه نهادم(ص۷۲).
*امروز تهیه رفتن فردا را میکنیم که انشاالله به کردستان برویم. به رودخانه قرهسو رسیدیم، باتلاقهای زیادی سر راه بود. غاز و مرغابی و انقوت زیادی بود که میتوان گفت همچه شکارگاهی دیده نشده، کرورها مرغابی میپرید و دو قطعه مرغابی و یک حواصیل را بنده زدم(ص۸۸).
*در نوبران کردستان دو روباه از نزدیکی ملک خرابه فرار کردند(ص۱۱۰)
پا نویس
۱ـ دراج و تیهو: پرندگانی شبیه کبک، اما از آن کوچکترند.
۲ـ آهوی پیشرو گله
۳ـ سگ تازی(عرب)
۴ـ تعقیب

شما چه نظری دارید؟