در چهلمین شماره، «به روایت ۱۰۰ سالگی روزنامه اطلاعات» به تاریخ چهارم دی ماه امسال، گزارشی درباره روزنامه ارمنی زبان «آلیک» و تاریخچه انتشار آن، چاپ شده بود که نکته ناگفتهاش همکاری یکی از خبرنگاران روزنامه اطلاعات با آن، علیرغم تفاوتهای عقیدتی با «آلیک» بود. احمد نوریزاده، روزنامه نویس، شاعر و مترجم ادبیات ارمنی، هنگامی که در کودکی در بندرانزلی زندگی و مادرش برای ارامنه کار میکرد، در خلال رفت و آمد با آنان تا حدی با زبان ارمنی آشنا شد، که بعدها زمینه را برای تحصیل او در رشته کارشناسی زبان و ادبیات ارمنی دانشگاه اصفهان، فراهم ساخت. این رشته تحصیلی به مرور به ترجمه شعرهای فارسی به ارمنی و شعرهای ارمنی زبانان به فارسی و ترجمة آثار شاعران شاخص آنان در کتابی به نام «صد سال ادبیات ارمنی» انجامید که با استقبال گسترده مردم و دولت جمهوری ارمنستان روبرو شد. تا آنجا که نوریزاده به درجه پروفسور افتخاری در آن کشور نایل آمد. و از او در جوامع ارمنی زبان جهان، چهره شناخته شدهای ساخت.
نوریزاده اگر چه «داشنا کسوتیون» به معنای برج را روزنامهای دست راستی میدانست، اما با دست اندرکاران آن، مراوداتی داشت، که به همین دلیل در آیین بزرگداشت احمد نوریزاده، با بیانیهای از خدمات او به زبان و ادبیات ارمنی قدردانی کردند.
احمد نوریزاده (با نوریزادههای دیگر اشتباه نشود) سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با سرویس شهرستانهای روزنامه اطلاعات همکاری داشت، تا این که مدتی بعد به اتهام عضویت در یکی از احزاب چپ دستگیر و زندانی شد. وی پس از چند سال که در خانه به ترجمه و سرودن شعر پرداخت، در نامهای به مرحوم آقای دعایی با اشاره به ۲۷ عنوان کتاب که نوشته و چاپ کرده بود، تقاضا کرد که دوباره در اطلاعات مشغول کار شود، که با مساعدت و چشم پوشی مرحوم دعایی، با این تقاضا موافقت شد. و به این ترتیب مدتی در مجله اطلاعات هفتگی فعالیت کرد و سپس به تحریریه روزنامه منتقل و در خط ارتباطی مردم با روزنامه اطلاعات، همکار من و مرحوم آقای محمد صالحی آرام(نویسنده و شاعر و طنزپرداز) شد. اما اوضاع جسمانیاش متاسفانه رو به وخامت گذاشت که در نهایت به بیماری «ام.اس» انجامید و او را خانهنشین کرد. به دستور مرحوم دعایی، در ایام خانهنشینی هم تا مدتی حقوق به او پرداخت میشد. نوریزاده روزهای آخر عمر را در آسایشگاه کهریزک گذراند و سرانجام به کمک آقای «خال»، مدیرعامل وقت سازمان بهشت زهرا، در قطعه نامآوران آرام گرفت.
بهروز قطبی

شما چه نظری دارید؟