یارانههای انرژی در ایران، که روزگاری ابزار پشتیبانی از خانوار و توانبخشی به تولید بود، اکنون خود به سرچشمهای از نابسامانی تبدیل شده است. چندنرخی شدن بنزین، ناترازی دیرپا در برق و گاز، فرسودگی زیرساختها و ایستایی سرمایهگذاری، نشان میدهد که رویکرد کنونی دیگر توان پشتیبانی از آینده کشور را ندارد.در چنین بستری، پرسش اصلی تنها «چگونگی افزایش یا کاهش قیمت» نیست؛ بلکه این است که چگونه میتوان رویکرد پرداخت یارانههای انرژی را بازاندیشی و بهسازی کرد تا به جای هدررفت، به سازندگی و آیندهنگری بینجامد؟پاسخ روشن است: بازسازی ساختار حکمرانی انرژی بر پایه داده، شفافیت و سیاستگذاری یکپارچه.
۱. مسئله انرژی در ایران اقتصادی نیست
ایران یکی از بزرگترین پرداختکنندگان یارانه انرژی در جهان است، اما چالش اصلی، اندازه یارانه نیست؛ بلکه چگونگی اداره انرژی است. پیامد این ناکارآمدی نهادی چنین است:قیمتهای نابههنجار و دور از واقعیت،مصرف بیرویه و غیرخردمندانه ،نبود انگیزه برای سرمایهگذاری ،بهرهبرداری رانتی و فساد در زنجیره انرژی وتحلیل توان مالی دولت و گسترش بدهی پنهان. اینها همه نشان میدهد که پیش از هرگونه اصلاح اقتصادی، باید ساختار حکمرانی انرژی بهسازی شود. بازاندیشی در یارانهها یعنی گذار از سیاستهای کوتاهمدت و واکنشی به سیاستگذاری دادهمحور، پایدار و مشارکتجو.
۲. چرا بهسازی یارانههای انرژی گریزناپذیر است؟
۲.۱. ناترازی پایدار در برق و گاز :وقتی انرژی به بهایی کمتر از ارزش آن عرضه میشود، سرمایهگذاری بیمعنا میگردد، بهرهوری کاهش مییابد و مصرف از مرز توان تولید پیشی میگیرد.
۲.۲. فزونی فشار بر بودجه و سرمایه ملی :یارانه پنهان انرژی هرچند در بودجه رسمی دیده نمیشود، اما منابع دولت را میفرساید و به کسری، تورم و رکود در اقتصاد دامن میزند.
۲.۳. نابرابری در بهرهمندی: الگوی کنونی یارانه، بیش از همه به نفع پرمصرفهاست. این یعنی یارانه انرژی به جای عدالت، نابرابری را بازتولید میکند.
۳. پایههای یک بهسازی واقعی و پایدار
بازاندیشی و بهسازی در رویکرد یارانهها تنها تغییر قیمت نیست؛ این یک دگرگونی در نگرش است: از سیاست ارزانفروشی به سیاست بهینهسازی مصرف و توانمندسازی تولید.
۳.۱. آشکارسازی دادهها :هزینههای واقعی، یارانه پنهان و الگوهای مصرف باید شفاف شود.
۳.۲. اصلاح آرام و قابل پیشبینی :اصلاح شتابزده بیثباتی میآورد؛ اصلاح مرحلهای و اعلامشده، مصرف را سامان میدهد.
۳.۳. پشتیبانی معیشتی پیش از اصلاح :پرداخت نقدی، کارت انرژی یا اعتبار انرژی باید پیش از تغییر قیمتها انجام شود.
۳.۴. هدایت منابع آزادشده به سوی سازندگی :این منابع باید صرف نوسازی صنعت، افزایش بهرهوری، انرژیهای پاک و زیرساختهای برق و گاز شود.
۳.۵. نوسازی نظام نظارت : بدون نظارت مستقل و شفافیت دیجیتال، اصلاح به رانت جدید تبدیل میشود.
۴. مسیر پیشنهادی برای بازاندیشی و بهسازی
۴.۱. بنزین: گذار به سهمیه هوشمند :سهمیه پایه، سهمیه افزوده برای مناطق محروم، قیمت واقعی برای مصرف اضافی و بازار رسمی سهمیه.
۴.۲. برق: تعرفهگذاری پلکانی :تعرفه حمایتی برای مصرف پایه، واقعی برای میانه و بازدارنده برای مصرف لوکس.
۴.۳. گاز: تخصیص بر پایه اولویتهای ملی :خانوار، نیروگاه، صنایع صادراتمحور و در پایان صنایع کمبازده.
۵. چگونه بدون تورم میتوان اصلاح کرد؟
با اصلاح تدریجی، حمایت معیشتی پیشاپیش، سرمایهگذاری منابع آزادشده و انضباط مالی دولت.
۶. نقش حکمرانی خوب
حکمرانی خوب بر شفافیت، پاسخگویی، سلامت اداری و تصمیمگیری دادهمحور استوار است و ستون اصلی کامیابی این دگرگونی است. درنهایت،اگر رویکرد پرداخت یارانه انرژی با بازاندیشی، شفافیت و بهسازی نهادی همراه شود، میتواند ناترازی را کاهش، بهرهوری را افزایش و سرمایه ملی را در مسیر سازندگی قرار دهد.
حسن فروزانفرد ، رئیس کمیسیون حکمرانی اتاق بازرگانی تهران

شما چه نظری دارید؟