محمود رضا امینی - روزنامه اطلاعات|ظهور و بازگشت دونالد ترامپ به صحنه سیاسی آمریکا، صرفاً یک جابهجایی قدرت در ساختار دموکراتیک این کشور نیست، بلکه نشانهای عمیق از تحول گفتمانی در شیوه اعمال قدرت در نظام بینالملل است. گفتار و رفتارهای ویژه ترامپ در عرصههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهان - از تهدید بیپرده سران کشورها گرفته تا تحقیر متحدان سنتی و نفی آشکار قواعد پذیرفتهشده دیپلماسی - بیانگر وقوع یک اتفاق مهم و هشداردهنده جهانی است که نمیتوان آن را صرفاً به ویژگیهای شخصیتی یک سیاستمدار فروکاست.
از سیاست متعارف تا قدرت عریان
دونالد ترامپ نماینده نوعی از سیاست است که بسیاری از نظریهپردازان غربی از آن با عنوان «Post-Truth Politics » یا سیاست پساحقیقت یاد میکنند؛ سیاستی که در آن قدرت، بدون نقاب اخلاق، قانون و عرف دیپلماتیک اعمال میشود. تهدید علنی کشورها به تحریم، فشار اقتصادی، خروج از پیمانهای بینالمللی و حتی اشاره به استفاده از زور، بخشی از زبان روزمره ترامپ در عرصه جهانی است. برخلاف رؤسای جمهور پیشین آمریکا که تلاش میکردند اهداف یکسان امپریالیستی را در لفافهای از حقوق بشر، دموکراسی و نظم لیبرال جهانی بپوشانند، ترامپ این پوشش را کنار زده است. به تعبیر برخی تحلیلگران اروپایی، ترامپ چهره واقعی هژمونی آمریکا را آشکار کرد.
یکجانبهگرایی افراطی و تحقیر متحدان
یکی از برجستهترین ویژگیهای ترامپیسم، یکجانبهگرایی خشن است. خروج از برجام، توافق اقلیمی پاریس، یونسکو، شورای حقوق بشر سازمان ملل و تهدید به خروج از ناتو، تنها نمونههایی از این رویکرد است. ترامپ حتی با متحدان دیرینه آمریکا در اروپا، کانادا و ژاپن با زبانی سخن گفت که پیش از آن سابقه نداشت. رهبران اروپایی بارها نسبت به این رویکرد هشدار دادهاند. امانوئل مکرون صراحتاً از «مرگ مغزی ناتو» سخن گفت و آنگلا مرکل هم تأکید کرد که اروپا دیگر نمیتواند امنیت خود را صرفاً به آمریکا واگذار کند. این واکنشها نشان میدهد که ترامپ نهتنها دشمنان، بلکه دوستان آمریکا را نیز دچار تردید و بیاعتمادی عمیق کرده است.
خودشیفتگی سیاسی و شخصیسازی قدرت
ترامپ بیش از آنکه نماینده نهاد ریاستجمهوری آمریکا باشد، خود را تجسم آمریکا میداند. این خودشیفتگی سیاسی که در ادبیات روانشناسی قدرت نیز مورد بررسی قرار گرفته، موجب شده است تصمیمات کلان جهانی به شدت شخصی، هیجانی و غیرقابل پیشبینی شوند. تهدید برخی رهبران ازجمله رهبر کره شمالی در توییتر، تحقیر علنی نخستوزیر کانادا یا برخورد تحکمآمیز با رؤسای جمهور کشورهای در حال توسعه و ربودن رئیس جمهور ونزوئلا همگی نشاندهنده فروکاست دیپلماسی به سطح نزاعهای فردی است. این وضعیت، امنیت بینالملل را وارد مرحلهای پرریسک کرده است.
اجرای راهبردهای کلان آمریکا
نکته کلیدی این است که بسیاری از صاحبنظران، از جمله تحلیلگران منتقد در داخل آمریکا معتقدند ترامپ لزوماً راهبردهای کلان آمریکا را تغییر نداده، بلکه آنها را بیپرده و بیواسطه اجرا کرده است. سیاست مهار چین، تضعیف روسیه، کنترل خاورمیانه، حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی و فشار حداکثری بر ایران، پیش از ترامپ نیز وجود داشت. تفاوت در این است که ترامپ زبان قدرت را جایگزین زبان دیپلماسی کرد. به تعبیر مقام معظم رهبری، «آمریکا همان آمریکاست؛ فقط نقاب از چهره برداشته است». این بیان، بهروشنی نشان میدهد که ترامپ بیش از آنکه یک استثنا باشد، نماد واقعیت پنهان سیاست آمریکا است.
نگاه رهبرمعظم انقلاب
مقام معظم رهبری در بیانات مختلف، ترامپ را نه یک قدرت، بلکه نشانهای از افول عقلانیت سیاسی آمریکا دانستهاند. ایشان تأکید کردهاند که رفتارهای غیرعقلانی، توهینآمیز و متکبرانه ترامپ، موجب سقوط وجهه آمریکا در افکار عمومی جهان شده است. از این منظر، ترامپ محصول بحرانهای درونی آمریکاست: شکاف طبقاتی، نژادپرستی، فروپاشی طبقه متوسط و بیاعتمادی عمومی به نهادهای سیاسی. بنابراین ترامپیسم را باید پیامد زوال درونی تمدن لیبرال–سرمایهداری دانست، نه علت آن.
پیامدهای جهانی
رفتارهای ترامپ بیشک در دوران ریاستجمهوری او، حوادث مهمی را در آمریکا و جهان رقم خواهد زد. تضعیف نهادهای چندجانبه، افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی، تشدید جنگهای اقتصادی و گسترش ناامنی در مناطق مختلف دنیا، از جمله این پیامدهاست.
