بنا بر اظهارات مقامات ایرانی و آمریکایی مذاکرات بین دو طرف طی روزهای آینده نیز برگزار خواهد شد اما درباره زمان، مکان و محورهای این مذاکره اطلاعاتی منتشر نشده است. این درحالیست که نیروهای آمریکایی همچنان در منطقه حضور دارند و سایه جنگ از منطقه دور نشده است.
جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در گفتگو با اقتصادنیوز تاکید می کند؛ «تمام تلاشها باید در راستای پرهیز از جنگ باشد، چرا که جنگ چیزی جز تخریب نیست.»
اقتصادنیوز: هرچه این بنبست در روابط ایران و آمریکا طولانیتر شود، احتمال آنکه حمله نهایی آمریکا گسترده باشد، افزایش مییابد. یک دیپلمات غربی در خلیج فارس میگوید: ترامپ نمیتواند این همه تجهیزات را به منطقه بیاورد و بعد فقط چند پایگاه خالی سپاه پاسداران را بمباران کند.
او درباره پیشنهادات ایران در مذاکرات مسقط هم می گوید؛«معتقدم ایران به هیچ وجه غنیسازی صفر را نپذیرفته اما در مقابل، پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم یا هولدینگ بینالمللی را ارائه داده است.»
*****
*آقای ساداتیان! هفته گذشته پس از تنش لحظه آخری بر سر محل مذاکرات، در نهایت عمان، مقصد نهایی مذاکرات انتخاب شد. با اینکه پیش بینی می شد مذاکرات مستقیم برگزار شود اما این مرحله از مذاکرات هم غیرمستقیم و با واسطه عمانی برگزار شد. ارزیابی شما از این دور مذاکرات و حواشی آن چیست؟
در ابتدا باید اشاره کنم امروزه کشورهای همسایه ایران حساسیت ویژهای پیدا کردهاند تا از شکلگیری یک جنگ فرسایشی در منطقه جلوگیری شود؛ چرا که هر یک از این کشورها، از جمله عربستان سعودی، برنامههای توسعهای خاص خود را دنبال میکنند.
کشورهایی نظیر مصر به دلیل درگیریهای مرزی با اسرائیل و ترکیه به واسطه تجربیات تلخ و فریبهایی که در مسئله سوریه و حمایت از گروههایی مانند جولانی متحمل شد، مایل به تشدید تنش نیستند. در واقع، هر کدام از این کشورها انگیزه هایی دارند.
از یک سو، هاکان فیدان به تهران آمد که ایران در مسئله سوریه به ترکیه کمک کند. از سوی دیگر، هیچ کدام از کشورهای منطقه خواهان این نیستند که در منطقه دوباره تنش افزایش پیدا کند. این ها را قرار دهید در مقابل لابی اسرائیل که مدام ترامپ را ترغیب به حمله به ایران می کند؛ آن هم به خاطر اهداف خاص و قدیمی خودش مبنی بر سیطره یافتن بر نیل تا فرات.
امروز درباره سوریه به همسایگان ثابت شده است که اسرائیل جاه طلبی های دیگری دارد و می خواهد بر همه کشورهای منطقه سلطه پیدا کند. در حال حاضر، شاهد تقابل لابی اعراب با لابی صهیونیستی(آیپک) هستیم؛ در حالی که صهیونیستها به دنبال شروع جنگ آمریکا با ایران هستند، کشورهای عربی تلاش میکنند امور تنها از کانال گفتگو پیش برود.
چرا محل مذاکرات از ترکیه به عمان تغییر کرد؟
در این میان، آقای اردوغان پیشنهاد میانجیگری داد و تمایل کشورهای عرب را به حضور در میز مذاکره جلب کرد. اما ایران احساس کرد شلوغ شدن میز مذاکره به زیان منافع ملی است. با توجه به مسائلی نظیر طرح ابراهیم و روابط امارات با اسرائیل، حضور گسترده اعراب میتوانست ملاحظات امنیتی و اطلاعاتی ایجاد کند.
بنابراین ایران ترجیح داد محل مذاکرات به عمان منتقل شود که در آنجا به جای واسطههای متعدد اروپایی یا منطقهای، تمرکز اصلی بر گفتگو با آمریکا باشد. تجربه، تجربه چندانی مطلوبی نبود که با واسطه تعدادی از کشورها مذاکره صورت گیرد. هر چند در ماجرای برجام واسطه گری کشورهای اروپایی وجود داشت اما ظریف با توانمندی که داشت از پس این کار بر آمد و توافقات خوبی در موقع خود و در چارچوب شرایط آن روز اتفاق افتاد.
* دو طرف خروجی مذاکرات را خوب ارزیابی کردند و جزئیاتی مطرح نشد، برخی خبرها حکایت از آن دارد که ایران از غنی سازی عقب نشینی نکرده ولی احتمال انعطاف نشان دادن وجود دارد. از سوی دیگر ترامپ عنوان کرده که ایران پیشنهادات خوبی را ارائه کرده است. می توان حدس زد که ایران با چه پیشنهاداتی می تواند نظر مقامات آمریکایی را جلب کرده باشد یا ...؟
از ابتدای این مناقشه، طرف غربی به دنبال غنیسازی صفر درصد بود و در کنار آن، درخواست های دیگری درباره گروه های نیابتی و برد و تعداد موشکها را مطرح میکرد.
ایران به صراحت اعلام کرده که توان موشکی، برد و تعداد موشک به عنوان وسیله دفاعی اصلاً قابل مذاکره نیست. در بحث هستهای، اکنون موضوع غنیسازی ۶۰ درصدی و ذخایر ایران که ۴۴۰ کیلوگرم تخمین زده میشود، مطرح است. این زمزمه شنیده می شود که ایران این اورانیوم را به کشوری مثل روسیه یا فرانسه انتقال دهد.
پیشنهادات احتمالی ایران درباره غنی سازی اورانیوم
معتقدم ایران به هیچ وجه غنیسازی صفر را نپذیرفته اما در مقابل، پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم یا هولدینگ بینالمللی را ارائه داده است. این هولدینگ با مشارکت کشورهایی که نگران فعالیت هستهای ایران هستند (مانند عربستان، ترکیه، امارات، فرانسه و...) تشکیل شود تا هم نظارت مستقیم داشته باشند و هم سهم خود را از تولید اورانیوم بردارند.
ایران اعلام کرده اگر تحریمها لغو شود، حاضر است به تعهدات قبلی بازگشته، نظارتها را از سر بگیرد و غنیسازی را به سطح ۳.۶۷ درصد بازگرداند و میزان مصرف خود را بردارد و باقی را به کشورهای عضو این هولدینگ بدهد. اما هرگز حاضر به گدایی برای نیازهای هستهای خود از دیگران نخواهد بود. به نظرم این ها موضوعاتی است که درباره آن گفتگو شده است و از گذشته هم مطرح بود.
ایران در برابر آمریکایی که از برجام خارج شد و اروپایی که به تعهداتش عمل نکرد، گام به گام عمل کرده است. ابتدا غنی سازی را 5 درصد، بعد 20 درصد و بعد 60 درصد انجام داد و سپس دوربین ها را خاموش کرد. همه این ها واکنشی بود در برابر فشار و تحریمی که آژانس به ایران وارد کرد.
*احتمال اینکه مباحث موشکی و گروه های نیابتی مذاکرات را به بن بست بکشاند را جدی می بینید؟
در حال حاضر طبق گزارشها، تمرکز اصلی بر مباحث هستهای است و فعلاً بحثی از مسائل منطقهای یا موشکی به میان نیامده است.
*آقای ساداتیان! برخی کارشناسان و رسانه های خارجی عنوان می کنند که آمریکا در حال زمان خریدن برای تجهیز نیروهای خود در منطقه است و البته برخی اظهارات در داخل مثل حرف های آقای شمخانی هم جنگ را حتمی می دانند، تحلیل شما چیست؟ این مذاکرات می تواند جلوی وقوع جنگ را بگیرد؟
تمام تلاشها باید در راستای پرهیز از جنگ باشد، چرا که جنگ چیزی جز تخریب نیست. از گذشته های دور و از زمان وزارت محمد جواد ظریف تاکنون بحث همین بود. اما این ترامپ بود که از برجام خارج شد و مسئله اسنپ بک هم که به آن استناد می کنند، روی توافقی بود که با آمریکا انجام شد. ایران هم در قبال آنها موضع گیری کرد.
دنبال تحریک جنگ نباشیم، بگذاریم دیپلماسی کار خود را انجام دهد
در نهایت کار به این جایی رسید که بحث جنگ مطرح است. همه ماجراهای منطقه ای و ترورهایی که اتفاق افتاد و زیان هایی که متوجه ایران شد ناشی از آن بود که برجام حاصل نشد. این ها نتیجه تفکراتی است که همین جمع جنگ طلب مطرح می کنند. در مقابل این، گفت فضا، باید گفت اجازه دهید دیپلماسی کار خود را انجام دهد.
ما باید توان دفاعی خود را تقویت کنیم تا دشمن خیال خام نکند، اما نباید به دنبال تحریک برای جنگ باشیم. دیپلماسی باید کار خود را انجام دهد و دولت باید از ظرفیت تمامی شخصیتهای صاحبنام و دیپلماتهای برجسته گذشته برای تبیین حقانیت جمهوری اسلامی استفاده کند تا جلوی هزینههای گزاف جنگ گرفته شود.
ما جنگ طلب و به دنبال شروع جنگ نیستیم. اما باید قدرت دفاعی داشته باشیم و در مقابل این قضیه، به افکار عمومی و دپیلماسی توجه کنیم. امیدواریم شورای عالی امنیت ملی که هماهنگ کننده این برنامه ها و جهت گیری هاست، به خوبی واقعیت را درک کند. نه از ترس و زبونی بلکه با درک واقعیت های وجودی که از یک سو اسرائیل فشار می آورد و از یک سو شرایطی که ما در آن قرار داریم.
* ترامپ و ایران اعلام کردند به خاطر اصرار کشورهای منطقه تن به مذاکره داده ند، آیا قدرتهای منطقهای واقعاً توان آرام کردن این تنشها را دارند؟
کشورهای منطقه به شدت نگرانند، زیرا رهبری ایران هشدار دادهاند که در صورت وقوع جنگ، این نبرد منطقهای خواهد بود؛ یعنی اگر آمریکا از پایگاههایش در قطر، کویت، بحرین یا امارات علیه ایران استفاده کند، ایران نیز آن پایگاهها و ناوهای هواپیمابر را هدف قرار خواهد داد.
الگوی ونزوئلا در ایران تکرار نمی شود
* لشکرکشی نیروهای آمریکایی به منطقه میتواند تکرار الگوی ونزوئلا برای فشار یا حمله به ایران باشد؟
شرایط ایران کاملاً متفاوت است. وسعت جغرافیایی، موقعیت استراتژیک و تجربه نیروهای مسلح ایران مانع از اجرای سناریوهای پارتیزانی یا حملات محدود میشود؛ شبیه آنچه که در ونزوئلا اتفاق افتاد. غرب امیدوار بود از طریق اعتراضات داخلی، شرایط ایران بهم بریزد که این اتفاق رخ نداد.
هرچند اعتراضات و انتقادات به حق مردم نسبت به مسائل اقتصادی و معیشتی در بطن جامعه وجود دارد و حاکمیت هم پذیرفت باید برای جلب رضایت مردم و ترمیم سرمایه اجتماعی تلاش کند، اما این ناآرامی ها به شکل خوبی تمام نشد. اعتراضات در درون جامعه وجود دارد و باید دید دولت به چه شکلی رضایت مردم را جلب می کند.
اکنون غرب و آمریکا به این درک رسیدهاند که با توجه به توان پهپادی و موشکی ایران، امکان پیادهسازی الگوی عراق وجود ندارد و به همین دلیل، در کنار تهدیدها و تحرکات نظامی برای کسب امتیاز به گفتگو متمایل شده اند.
