نادر مازوجی - روزنامه اطلاعات|دکتر علی اکبرصالحی وزیر امور خارجه و رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی به عملکرد برخی مسئولین در دولتهای مختلف، انتقاد جدی دارد ودر گفتگو با روزنامه اطلاعات، پیشنهادهایی را برای برون رفت کشور از بن بست کنونی ارایه می دهد.
آنچه پیش رودارید، بخشی از گفتگوی مفصل اطلاعات با ایشان است کهمشروح آن در ویژه نامه نوروزی تقدیم خوانندگان گرامی خواهدشد.
*اکنون یک چنددستگی در کشور برسر برون رفت از بحران حس میشود؛ یعنی علاوه بر نگرانی از حمله نظامی آمریکا، خود این چنددستگی هم به نگرانیها دامن زده است. راهکار جنابعالی برای خروج از این بنبست چیست؟
واقعیت این است که مسائل داخلی ما متأثر از مسائل خارجی ماست و بالعکس؛ یعنی مسائل داخلی و خارجی تأثیر متقابل روی هم دارند. ما اگر میخواهیم مشکلاتمان حل شود باید از مسائل خارجیمان شروع کنیم؛ یعنی باید تکلیف مسائل بینالمللی خودمان را روشن کنیم. این تعامل متقابلی که الان با دنیا داریم به این شکل قابل ادامه نیست، چون ما را روز به روز ضعیفتر و تنهاتر میکند، لذا برای اینکه از این بنبست بیرون بیاییم، باید بنشینیم و تکلیف روابط بینالمللی خودمان را روشن کنیم.
بله درست است که غربی ها نیز زیاده خواهی هایی دارند ولی برخی گفتارها و رفتارهای ما هم با مقررات بینالمللی در تجانس نیست. ما می خواهیم بازی فوتبال را با مقررات والیبال انجام دهیم که این نمیشود. ما باید اعتماد بینالمللی را جلب کنیم. بنده روزی که وزیر خارجه شدم، گفتم اولویت بنده گسترش روابط با دو کشور عربستان و ترکیه است چون ایران، عربستان و ترکیه
در کنار هم با وجود اختلافاتی که ممکن است داشته باشند، اگر روی اشتراکاتشان سرمایهگذاری کنند و اعتماد متقابل با یکدیگر ایجاد کنند، منطقه روی آرامش میبیند و شرایط ایران نیز آرامبخش خواهد بود. اختلافنظر ما با کشورها نباید ما را از آنها دور کند چون ما اشتراکات قابل توجهی نیز با هم داریم و میتوانیم روی این اشتراکات سرمایهگذاری کنیم.
توصیه بنده این است همانطور که طرف های مقابل ما شعارها و شوخی های سیاسی ما را جدی می گیرند و روی آن مانور می دهند، ما نیز توجه داشته باشیم که تهدیدها و حرف های جدی آنها را شوخی یا بلوف تلقی نکنیم.
*چرا برجام باوجود چندسال مذاکره فشرده ایران با ۵+۱ شکست خورد و نتوانست تحریم ها و سایه جنگ را از کشور دور کند؟
متاسفانه برجام مورد بی مهری عده ای در داخل کشور قرار گرفت. برجام یک بخش سیاسی و حقوقی داشت که برعهده دکتر ظریف بود و یک بخش فنی داشت که بر عهده بنده بود و ما هم تحت اجازه و امر ولی فقیه برجام را امضا کردیم، ولی متاسفانه هر آنچه دلشان خواست در داخل علیه برجام گفتند. همزمان با اینکه ترامپ برجام را پاره کرد، در داخل هم عدهای گفتند برجام صنعت هستهای را نابود کرده است؛ عده ای دیگر گفتند فاتحه صنعت هستهای را خواندند؛ برخی نیز گفتند خیانت کردهاند و خلاصه هر کس یک چیزی گفت. حتی با فتوشاپ در چاله رآکتور، بتن ریختند و عدهای را در آن فتوشاپ، مشغول نگاه کردن به چاله رآکتور نمایش دادند.
متاسفانه برخی با دل بستن به جاه و مقام، قائل به هیچ حد و مرز اخلاقی نیستند. ما هم در جواب تندروهای داخلی گفتیم این حرفهایی که شما میزنید به ما برنمیگردد چون این مملکت صاحب دارد؛ به عبارت دیگر، کارها با مشورت و خرد جمعی پیش می رود و کسی سر خود عمل نمی کند.
این درحالی بود که همزمان ترامپ نیز برجام را پاره کرد و آن را توافقی بد برای ایالات متحده برشمرد. در داخل عدهای نمیخواستند دولت موفق شود، درحالی که آن تقریبا سه سالی که برجام اجرا شد، رشد اقتصادی ایران دو رقمی شد. در همان دوره کوتاه چنان ترافیک حضور شرکتهای خارجی در ایران سنگین شد که برخی شرکتهای خارجی در تهران ساختمان برای اجاره پیدا نمیکردند.
این را هم اشاره کنم که درست بعد از عملیاتی شدن برجام، شعارهایی حساب نشده روی موشکهایمان نوشتیم که از منظر افکار عمومی بین المللی، تحریک آمیز تلقی می شد. فراموش نکنیم که آنها شعارهای ما را جدی میگیرند. بعد از آن نیز در داخل، برخی از مشاورانی که در مذاکرات برجام صادقانه شرکت داشتند و بسیار هم سلیمالنفس بودند، به خیانت متهم شدند. از آن طرف هم ترامپ به مقامات دولت اوباما گفت سرتان کلاه رفته چون قرار بود صنعت هسته ای ایران را ضعیف کنید، اما نه فقط ضعیف نکردید بلکه قویتر هم کردید.
*چرا روسیه و چین هرگز نتوانسته اند شرکای راهبردی خوبی برای ایران باشند درحالی که ما همواره روی کمک های سیاسی و نظامی آنها برای خنثی کردن تهدیدهای غرب علیه کشورمان، حساب باز کرده ایم؟
در ارتباط با تعریف روابط ما با برخی کشورها مثل چین و روسیه، لازم است بدانیم که کشورهای دیگر مثل ما نیستند و منافع ملی و حاکمیت ملیشان را مقدم بر همه چیز میدانند؛ یعنی در واقع برای آنها دوست و دشمن در روابط بینالمللی معنا ندارد. برای آنها دوست دائم و دشمن دائم وجود ندارد و وقتی منافع ملیشان ایجاب کند، امروز با شما دوست هستند و فردا دشمن میشوند.
اما ایران اینگونه نیست و اگر بنا به دلایلی با یک کشوری دوستی کرده، تا آخرش ایستاده و هزینه آن را هم داده است. به همین دلایل نباید کشورهای دیگر را با ایران مقایسه کنیم. دیگران اینگونه نیستند؛ شب میخوابند یک تصمیم میگیرند و روز بعد تصمیم دیگر، و راحت به شما میگویند منافع ملی ما این است. ما باید همیشه، هم نیمه خالی لیوان را ببینیم و هم نیمه پر لیوان را.
*چه شد که بعد از ۴۷ سال از انقلاب به شرایط پرچالش کنونی در کشور رسیده ایم؟
مجموعه سیاستهای ما از ابتدای انقلاب، ما را به اینجا رساند و جنگ ۱۲ روزه را سبب شد. اما جنگ ۱۲ روزه یک حقیقت را ثابت کرد که ما همه قائم به ایران هستیم. اگر این عمود خیمه و یا این ظرفی که به نام ایران است بشکند، همه زیان خواهیم دید. من حتی این پیام را به هموطنان ایرانی مقیم خارج نیز میدهم که نگذارید این ظرف بشکند یا حتی ترک بردارد چون در آن صورت ما دیگر هویتی نخواهیم داشت.
لذا وظیفه همه ایرانیان این است که این ظرف را حفظ کنیم چون ما مظروف آنیم. این را هم اشاره کنم که اگر ما در داخل اجازه میدادیم گروههای معارض سیاسی براساس قانون اساسی شکل بگیرند به شرطی که سلاح در دست نگیرند، نه در داخل مشکلی پیش میآمد و نه ایرانیان خارج از کشور با خلاء مواجه میشدند. حتی اگر صداوسیمای ما نیز اجازه میداد اینگونه گروهها حرفشان را بزنند، افکار عمومی صیانت پیدا میکرد.
