محمدرضا نادری گیسور - روزنامه اطلاعات: نیمسال تحصیلی جدید هفته جاری در حالی آغاز شده است که دانشگاههای کشور پس از وقایع تلخ دیماه، روزهای غمانگیزی را پشت سر گذاشتهاند. در آن ایام، کلاسهای درس بهدلیل برگزاری امتحانات پایانترم تعطیل بود و چند روز پیش نیز مراسم چهلم جانباختگان آن حوادث بهپایان رسید. با بازگشت دانشجویان به محیط آموزشی، اکنون فضای دانشگاهی کشور بار دیگر جان گرفته و نگاهها متوجه رفتار و واکنش جامعه دانشجویی در قبال تحولات اخیر است که برخی از آنها در غم از دستدادن همکلاسیها یا بازداشت آنها در سوگ و خشم هستند.
دانشگاه و دانشجوی ایرانی همواره بهعنوان وجدان بیدار جامعه شناخته شدهاند؛ نسلی پویا، حساس و آگاه که نه در انزوا میماند و نه نسبت به سرنوشت ملت خود بیتفاوت است. از همینرو، شکلگیری تجمعات، سخنرانیها و اظهار نظرهای گوناگون در محیطهای علمی پس از آن رخدادها را باید نشانهی حیات جامعه دانشگاهی دانست، نه تهدیدی برای امنیت یا آرامش عمومی. این حضور و حساسیت، اگر در مسیر درست حرکت کند، میتواند به تقویت فرهنگ گفتوگو، ارتقای سواد سیاسی جامعه، و احیای نقش مرجعیت فکری دانشگاه در کشور بینجامد.
با این حال، تجربه نشان داده است که پویایی هر جنبش اجتماعی بدون تامل و خردورزی، دوام نمیآورد. جنبش دانشجویی برای آنکه راه به تعالی ببرد و در خدمت آگاهی و پیشرفت قرار گیرد، نیازمند پایبندی به چند اصل بنیادی است.
۱. پرهیز از خشونت؛ شرط بقا و اصالت دانشگاه: دانشجویان، نماد عقلانیت و فرهیختگیاند. کاربرد هر نوع خشونت، چه در گفتار و چه در رفتار، تضاد آشکار با شأن علمی و اخلاقی آنان دارد،. بهویژه در شرایطی که جامعه، زخمخورده از تنشها و التهابهاست، کوچکترین حرکت خشونتآمیز میتواند همچون جرقهای فضای امن گفتوگو را بدل به میدان درگیری کند. این روزها اخبار نگرانکنندهای از بروز خشونت فیزیکی در برخی تجمعات دانشجویی منتشر شده است؛ مواردی از درگیری، استفاده از سلاح سرد و رفتارهایی که هیچ نسبتی با فرهنگ دانشگاهی ندارد. این اقدامات نهتنها مشروعیت جنبش دانشجویی را زیر سؤال میبرد، بلکه چهرهی دانشگاه را مخدوش میسازد و به کسانی بیرون از فضای علمی بهانه می دهد تا حضور جوانان مؤمن و معترض را به خشونتطلبی تعبیر کنند و یا حتی، آنها را به سوی خشونت بیشتر ببرند.
از این رو، مسئولیت نخست بر دوش خود دانشجویان و تشکلهای آگاه است تا با مدیریت گردهماییها، نظم آن را برقرار ساخته و هرگونه رفتار خشونتآمیز را پیش از هر مرجع دیگری، خود محکوم کنند. دانشگاه مهد فرهنگ است، نه میدان جدال.
از همین رو نیروهای امنیتی نیز تحت هیچ عنوان و بهانهای حق ندارند پای در فضای دانشگاهها بگذارند بلکه باید اجازه دهند دانشجویان و دانشگاهها خود نسبت به برقراری نظم و انضباط در این تجمعات و گردهماییها اقدام کنند.
۲. استقلال جنبش دانشجویی از نفوذ بیرونی: در مسیر پرفراز و نشیب تاریخ معاصر ایران، جنبشهای دانشجویی هرگاه اصالت خود را حفظ کردهاند، منشأ تحولات مثبت بودهاند؛ اما در هر دورهای که پای نفوذ جریانهای خارج از دانشگاه، اعم از نهادهای قدرت یا گروههای معاند و خشونتپیشه، به میان آمده، حرکتهای دانشجویی از هدف نخستین خود ـ یعنی بیدارسازی فکری جامعه ـ فاصله گرفته است.
حفظ این اصالت، امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است. دانشگاه باید مستقل بماند؛ نه در خدمت دولت، نه ابزار دست بیگانه و بدخواهان ایران .
هر نوع وابستگی، چه از درون و چه از بیرون، جنبش دانشجویی را از معنا تهی میسازد و آن را از مسیر آگاهی به سمت ابزارسازی سیاسی سوق میدهد. تاریخ خونبار اوایل دهه شصت، هنوز به ما یادآور میشود که چگونه برخی گروههای مسلح و بیگانگان از شور جوانی دانشجویان برای تحقق اهداف خشونتبار خود سوءاستفاده کردند و نتیجه آن، چیزی جز داغ و ترور و عقبماندگی برای ملت نبود.
۳. مسئولیت دولت و دانشگاهها در تأمین فضای آزاد بیان: برای آنکه اعتراض و گفتوگو در مسیر درست بماند، باید بستر قانونی و امن خود را داشته باشد. وزارت علوم و روسای دانشگاهها موظفاند به وعدههای خود درباره ایجاد مکانهای مشخص برای برگزاری تجمعات و تریبونهای آزاد عمل کنند.
فقدان چنین فضاهایی یکی از علل اصلی بروز تنش و انحراف اعتراضات آرام اخیر در جامعه به خشونتها و تخریب ها و درگیری های خونین خیابانی و به عبارت دیگر، تبدیل اعتراضات به اغتشاشات (با دخالت دیگران) بود که جان چندهزارتن از هموطنانمان در شهرهای مختلف را گرفت و همه ما را سوگوار کرد.
بستن آزادی بیان راهی است که جامعه را از گفتوگو به آشوب میکشاند. مسئولان موظفند – همانطور که قول داده اند و در قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده است ـ صیانت از حق بنیادین اظهار نظر را به رسمیت بشناسند تا همگان بویژه دانشجویان بتوانند در محیطی امن به صورت قانونمند و مسئولانه گفتوگو کنند، نه لزوماً و منحصراً در خیابان و زیر سایه التهاب و ناآرامی.
۴. مدارای فکری؛ اساس رشد دموکراتیک در دانشگاه: دانشگاه، محل همنشینی اندیشههای گوناگون است. دانشجویان، بهعنوان قشر جوان و آیندهساز کشور، طبیعی است که در تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی، نظریات متفاوتی داشته باشند. این تفاوت دیدگاهها، سرمایهی فکری جامعه است، نه تهدیدی علیه وحدت ملی.
انتظار میرود جنبش دانشجویی تمرین گفتوگو، تحمل و گوش سپردن به صدای مخالف را در خود نهادینه کند. حذف، تخریب، یا برهم زدن نشست گروههای دیگر، مغایر روح دانشگاهی و نمادی از ضعف فرهنگی است. تا زمانی که گوش شنوا و ظرفیتی برای پذیرش دیدگاه مخالف وجود نداشته باشد، هیچ اصلاح و پیشرفتی در جامعه ممکن نخواهد بود.
از همین رو، گفتوگوهای دانشجویان باید به صورت دو طرفه و با پرهیز از دو قطبی شدن فضا انجام شود. آنها باید با منطق و استدلال و پرهیز از اهانت و تحقیر یکدیگر،دیدگاههایشان را ابراز کنند و شعارهایشان را تبیین نمایند.
۵. ضرورت شناخت تاریخی و آگاهی از ریشههای تحولات: یکی از آسیبهای مزمن جامعه ایران، غفلت از آموزش تاریخ معاصر به نسل جوان است. در طول دهههای گذشته، کمتر گفتوگویی صادقانه و عالمانه با مردم بهویژه دانشجویان درباره دوران پهلوی، علل سقوط نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، و دلایل پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است. روایتهای رسمی غالباً ناقص و یکسویه و بدون زبان زیبای هنری ارائه شده و از سوی دیگر، نبود آثار فرهنگی جذاب در این زمینه، میدان را برای کسانی باز گذاشته است که روایتهای تحریفشده را از تاریخ ایران در فضای مجازی میپراکنند. بیاعتنایی به حافظه تاریخی، جامعه را در برابر تحریف و فریب آسیبپذیر میسازد.
امروز، بازسازی این حافظه و ارائهی روایت درست، دقیق و جذاب از تاریخ ایران ـ هم در دوره پهلوی و هم پس از انقلاب ـ ضرورتی ملی است. وزارتخانههای علوم، آموزشوپرورش، رسانهها، هنرمندان و پژوهشگران باید در این مسیر به یاری هم بشتابند تا نسل نو بتواند از رهگذر شناخت گذشته، آینده را آگاهانهتر بسازد.
در مجموع، باید پذیرفت دانشگاه، وجدان بیدار جامعه است و جنبش دانشجویی، تراز آگاهی اجتماعی ملت به شمار می رود. این جنبش هرگاه (به هر دلیل) از مسیر عقلانیت، اخلاق و دانش خارج شود، به ضد خود بدل میگردد، اما اگر بر مدار گفتوگو، تحقیق، آزادگی و مسئولیت حرکت کند، بزرگترین سرمایه فرهنگی و مدنی کشور خواهد بود.
دانشجوی امروز وارث میراثی گرانسنگ است: میراث پرسشگری، استقلال و شرافت فکری. در روزگار دشواری که هر واژه میتواند تیزتر از شمشیر باشد و هر انرژی و خشم به خشونت تبدیل شود، این نسل جوان باید پرچم گفتوگو، خردورزی و عقلانیت را بر فراز جامعه به اهتزاز درآورد. دانشگاه نه سنگر خشونت بلکه چراغ روشنگری است، و دانشجو نه معترضی تندخو، بلکه وجدان بیدار جامعه و انسانی جستوجوگر است که میخواهد میهنش را با تکیه بر عقل، علم،تجربه، آگاهی ، اخلاق، معنویت و انصاف، به فردایی بهتر برساند.
