همایون امیرزاده - روزنامه اطلاعات: امروز نام شهر «میناب »با اندوهی عمیق و زخمی ماندگار گره خورده است. دختران دانشآموزی که در «مدرسه» در جایی که باید امنترین و آرامترین پناه برای رشد و رویا باشد حضور داشتند، قربانی جنایتی ددمنشانه توسط جانیان آمریکایی -صهیونی شدند جنایت هولناکی که هیچ توجیهی برای آن قابل تصور نیست. جان گرفتن از کودکانی معصومی که هنوز در آغاز مسیر زندگی بودند، نه یک خسارت عادی، بلکه یک «فاجعه انسانی» و «جنایت جنگی» به شمار می آید.
این جنایت رقت بار در نتیجه اقدام نظامی از سوی قدرتی شیطانی به وقوع پیوست که با داعیه نجات ملت ایران جنگ نابرابر اخیر را آغاز کرد ، مردم رشید ایران مسئولیت سنگین و غیرقابلانکار این جنایت را متوجه آمریکای جنایتکار ،رژیم صهیونی و خود فروختگان وطن فروشی می داند که خون بهای به قدرت رسیدن خود را با قربانی کردن ۱۶۷نفر از کودکان مظلوم و بی پناه «میناب »پرداختند . وقتی هدف عملیات یا فشار نظامی، زیرساختی میشود که کودکان مظلوم ،بیگناه و بی پناه در آن حضور دارند، مرز میان درگیری نظامی و جنایت علیه انسانهای بیدفاع شکسته میشود. چنین اقدامی هر نامی داشته باشد، در حافظه تاریخ به عنوان جنایتی نابخشودنی ثبت میشود که قربانیانش بیگناهترین افراد جامعهاند.
این رخداد رقت بار نشان داد هر جا که قدرت نظامی بدون ملاحظه پیامدهای انسانی به کار گرفته شود و هرجا که دست یازیدن به قدرت سیاسی به هر قیمت مشروع نمایی گردد بروز چنین جنایت های ضد بشری دور از ذهن نبوده و مسئولیت اخلاقی و سیاسی آن هرگز قابل چشمپوشی نیست.
اما فراتر از این جنگ نابرابر و محاسبات شیطانی آمریکایی -صهیونی ، آنچه امروز قلبها را میسوزاند تصویر دانش آموزانی است که باید در کلاس درس مینشستند، میخندیدند، سؤال میپرسیدند و آیندهشان را میساختند نه اینکه در میانه این جنگ تحمیلی قربانی شوند. این فاجعه یادآور این حقیقت تلخ است که اولین و بزرگترین قربانیان این جنگ که نمونه بی نظیری از رویارویی اراده ملت رشید «ایران »با قدرت های شیطانی است ،مردم عادی و بهویژه «کودکان» هستند ،همان هایی که با شعار رهایی شان این جنگ ظالمانه آغاز شد.
در این میان جامعه امروز وظیفه دارد چند مسئولیت همزمان را بر عهده بگیرد:
نخست، یاد و نام دانش آموزان مظلوم «مینابی» با احترام و کرامت حفظ شود. خانوادههای داغدار نیازمند همدلی واقعیاند، نه فقط شعار. حضور معنوی جامعه در کنار آنها، کمترین ادای دین انسانی است.
دوم، حقیقت این حادثه دردناک را باید با شفافیت کامل مستند سازی و تبیین کرد تا راه را بر تحلیل های دروغین و شایعات بی اساس دشمنان خارجی و وطن فروشان داخلی بست.
سوم، باید مطالبهای جدی برای پاسخگویی بینالمللی شکل بگیرد. حال که معلوم است این حمله مذبوحانه از سوی آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونی صورت گرفته و به شهادت مظلومانه این کودکان بی پناه منجر شده است، این موضوع صرفاً یک مسئله داخلی نیست؛ یک مسئله حقوق بشری و حقوق بینالملل است که باید در مجامع جهانی مطرح و پیگیری شود.
دختران و پسران «میناب »تنها یک آمار نیستند؛ آنها رویا، امید و آینده یک شهر بودند. یادشان در دل خانوادهها، همکلاسیها و معلمانشان زنده خواهد ماند. شاید جسمشان از میان ما رفته باشد، اما نامشان تبدیل به نمادی از اعتراض به خشونت و ظلم جهانخواران بر علیه «کودکان »و مطالبه امنیت برای نسلهای آینده شده است.
این درد سنگین است
اما سکوت در برابر آن سنگینتر خواهد بود.
روحشان آرام، و عدالت در حقشان برقرار باد.
