چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۷
نظرات: ۰
۰
-
جنگ از کنترل امریکا خارج می‌شود!

یک استاد دانشگاه نوشت: جنگی که با تصور «کنترل‌پذیری» آغاز شود، اگر به مرزهای حقوق بشردوستانه بی‌اعتنا باشد، به‌سرعت از کنترل خارج می‌شود.

غلامحسین اسلامی فرد: اظهار نظر ریچارد هاس، رئیس افتخاری شورای روابط خارجی آمریکا و پزوهشگر برجسته دانشگاه نیویورک، درباره اینکه «ایران می‌تواند دامنه و مدت جنگ را تعیین کند» بیش از یک تحلیل شخصی است؛ این سخن بازتاب نگرانی عمیق بخشی از نخبگان سیاست خارجی آمریکاست که تجربه جنگ‌های پرهزینه گذشته را پیش چشم دارند.

هاس این درگیری را «پرهزینه و پرریسک» توصیف می‌کند؛ جنگی که شاید آغازش با تصمیم یک طرف ممکن باشد، اما پایانش تنها با اراده متقابل رقم می‌خورد. همین گزاره، کلید فهم پیچیدگی وضعیت کنونی است.

ریچارد هاس درباره پرهزینه و پرریسک بودن جنگ، نیز سخن گفته است. این سخن زمانی معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند که عملکرد میدانی امریکا و اسرائیل نیز مورد توجه قرار گیرد. با شروع تجاوزات مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی، گزارش‌ها از اصابت به مدارس، بیمارستان‌ها و مناطق مسکونی و بیش از ۶۰۰ شهید غیرنظامی از کودک دبستانی و نوزاد تا مردم عادی، تصویر کاملاً متفاوتی از ماهیت و پیامدهای آن ارائه می‌دهد.

میدان جنگ یا نقض مرزهای انسانیت؟

بر اساس اصول حقوق بشردوستانه، تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی یک اصل بنیادین است.

مدارس، مراکز درمانی و زیرساخت‌های غیرنظامی در زمره «اهداف حفاظت‌شده» قرار می‌گیرند.

هرگونه حمله به این مراکز می‌تواند نقض جدی قواعد جنگ تلقی شود و در نهادهایی مانند دادگاه بین‌المللی جنایات جنگی یا دیوان بین‌المللی دادگستری محل بررسی قرار گیرد.

حمله به مراکز درمانی یا آموزشی تنها یک موضوع اخلاقی نیست؛ بلکه به چالش مشروعیت سیاسی و حقوقی عملیات نظامی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، جنگ از سطح تقابل نظامی فراتر رفته و به بحران حیثیتی در نظام بین‌الملل بدل می‌شود.

این استاد دانشگاه در ادامه آورده است: از منظر راهبردی، حمله به مناطق غیرنظامی حتی اگر با خطای محاسباتی یا اطلاعات ناقص رخ داده باشد، معمولاً نتیجه‌های معکوس به همراه دارد. این اقدامات می‌تواند:

  • افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای را علیه آغازگر جنگ بسیج کند
  • همبستگی ملی در کشور هدف را تقویت کند
  • دامنه درگیری را به‌جای محدود کردن، گسترش دهد

تجربه‌هایی مانند تجاوز امریکا به عراق و افغانستان نشان دادند که برتری نظامی در کوتاه‌مدت، اگر با مشروعیت و مدیریت افکار عمومی همراه نباشد، در بلندمدت به فرسایش سیاسی منجر می‌شود. بر اساس گزارش‌ها، تلفات امریکا در تجاوز به عراق از ۴ هزار نفر فراتر رفت و در افغانستان نیز حداقل ۳۵۰۰ امریکایی جان باختند.

معادله اراده‌ها و هزینه‌ها

وقتی ریچارد هاس از توانایی ایران برای تعیین دامنه و مدت جنگ سخن می‌گوید، در واقع به همین چرخه تصاعد اشاره دارد: هر اقدامی که از نظر حقوقی یا اخلاقی محل مناقشه باشد، می‌تواند اراده طرف مقابل برای تداوم پاسخ را تقویت کند و درگیری را طولانی‌تر سازد.

در جهانی که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی لحظه‌به‌لحظه تصاویر جنگ را مخابره می‌کنند، مشروعیت به اندازه قدرت نظامی اهمیت دارد. حمله‌ای که به غیرنظامیان آسیب بزند، نه‌تنها یک رویداد نظامی، بلکه یک نقطه عطف سیاسی است.

جنگی که با تصور «کنترل‌پذیری» آغاز شود، اگر به مرزهای حقوق بشردوستانه بی‌اعتنا باشد، به‌سرعت از کنترل خارج می‌شود. هشدار هاس را می‌توان چنین بازخوانی کرد:

هزینه‌های یک درگیری صرفاً در میدان نبرد سنجیده نمی‌شود؛ بلکه در عرصه افکار عمومی، مشروعیت حقوقی و تاریخ نیز محاسبه خواهد شد.

پرسش امروز این نیست که چه کسی توان آغاز جنگ را دارد؛ پرسش این است که چه کسی می‌تواند پیامدهای انسانی و سیاسی آن را مهار کند.

در جنگ‌های مدرن، ضربه نخست یا برتری فناوری الزاماً به معنای پیروزی نهایی نیست. طرفی که هدف حمله قرار می‌گیرد، می‌تواند با ابزارهای نامتقارن، جغرافیای درگیری را گسترش دهد و زمان را به عامل فشار تبدیل کند. در چنین شرایطی، کنترل «تصاعد تنش» اهمیت حیاتی می‌یابد؛ و اگر این کنترل از دست برود، جنگ از یک عملیات محدود به بحران منطقه‌ای یا حتی فرامنطقه‌ای تبدیل می‌شود.

پیام ضمنی هاس آن است که ورود به جنگ بدون راهبرد خروج روشن، می‌تواند آغاز مسیری باشد که پایان آن در اختیار آغازگر نباشد.

سخن هاس را می‌توان هشداری واقع‌گرایانه دانست: درگیری‌های بزرگ را می‌توان آغاز کرد، اما پایان دادن به آن‌ها نیازمند محاسبه‌ای دقیق از توازن اراده‌هاست. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و اجتماعی آن تصاعدی خواهد شد.

پرسش اساسی پیش از هر اقدام نظامی این است: آیا راه خروج تعریف شده است؟ اگر پاسخ روشن نباشد، تاریخ نشان داده است که جنگ، بیش از آنکه ابزار حل بحران باشد، خود به بحرانی پایدار تبدیل می‌شود. جنگی که آغازش آسان است، پایانش دشوار و هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و اجتماعی آن تصاعدی خواهد بود.

تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد جنگ‌هایی که بدون پاسخ دقیق به این پرسش آغاز می‌شوند، اغلب به همان چیزی تبدیل می‌شوند که هاس توصیف می‌کند: جنگ‌هایی پرهزینه، پرریسک و خارج از کنترل آغازگر.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی