یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۵۴
نظرات: ۰
۰
-
[ منوچهر دین‌ پرست ] ایران؛ ققنوسی در میانه طوفان‌های تاریخ

ایران ما، با وجود تمامی زخم‌هایی که بر تن دارد، همچنان ایستاده‌است. مردمان این دیار ثابت کرده‌اند که برای حفظ شرف و ناموس خود، جان می‌دهند اما هرگز دست دوستی به‌سوی ناکسان دراز نمی‌کنند. 

منوچهر دین‌ پرست - روزنامه اطلاعات: سراسر تاریخ کهن ایران‌زمین، مشحون از حماسه‌هایی است که در تقابل با طمع‌ورزی دشمنان شکل گرفته‌است. این سرزمین کهن، به‌دلیل موقعیت استراتژیک و غنای فرهنگی‌اش، همواره سیبل تیرهای زهرآگین کسانی بوده که چشم طمع به خاک، فرهنگ و والایی انسانیت در این جغرافیا داشته‌اند. نگاهی به شناسنامه مهاجمانی که در طول سده‌ها به این مرز و بوم تاخته‌اند، حقیقتی تلخ اما غرورآفرین را آشکار می‌کند: بسیاری از این متجاوزان، صاحب پیشینه‌ای بسیار کوتاه و تمدنی نوپا بوده‌اند که اغلب اوراق تاریخشان با خون‌ریزی، غارت و سلطه‌گری سیاه شده‌است. آن‌ها که خود ریشه‌ای در خاک ندارند، تیشه به ریشه تمدنی می‌زنند که هزاره‌هاست ستون استواری در قلب آسیاست.

امروز نیز شاهد فصل دیگری از این تهاجمات مستمر هستیم. ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، با رویکردی خصمانه، بار دیگر کیان ایران را هدف قرار داده‌اند. حملات و فشارهای همه‌جانبه‌ای که تا به امروز، نه تنها زیرساخت‌ها، بلکه جان شیرین شمار زیادی از شهروندان بی‌گناه ما را نشانه رفته و آن‌ها را به خاک و خون کشیده‌است. هدف غایی این مثلث شوم، چیزی جز تکه‌تکه کردن و تجزیه این سرزمین یکپارچه نیست. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که ایران متحد، سدی نفوذناپذیر در برابر زیاده‌خواهی‌های جهانی است؛ لذا تمامی توان خود را به کار بسته‌اند تا پیوندهای ناگسستنی اقوام و مذاهب این مرز و بوم را از هم بگسلند.

ژئوپلیتیک منحصربه‌فرد ایران، همواره مانند گوهری درخشان، قدرت‌های بزرگ را وسوسه کرده‌است. موقعیت ما در چهارراه تمدن‌ها و دسترسی به آب‌های آزاد، باعث شده است تا دشمنان در هر مقطع تاریخی، بهانه‌ای تازه برای زخم زدن به پیکر این وطن بیابند. یک روز بهانه توسعه‌طلبی ارضی است و روز دیگر، زیر نقاب‌های فریبنده‌ای چون «حقوق بشر» و «نگرانی‌های هسته‌ای» پنهان می‌شوند. این مفاهیم والا که خود متجاوزان بزرگ‌ترین ناقضان آن در جهان هستند، امروز به ابزاری برای فشار، تحریم و جنگ بدل شده‌اند تا مگر بتوانند این ملت سرافراز را زیر یوغ سلطه خود درآورند. اما آن‌ها یک حقیقت بنیادین را نادیده گرفته‌اند: اینجا سرزمین فردوسی است که با واژگانش کاخی از نظم بلند بنا کرد که از باد و باران گزند نمی‌یابد. اینجا قلمرو حافظ و سعدی است که درس رندی و انسانیت به جهانیان آموختند. اینجا میراث‌دار کوروش و داریوش است که نخستین منشورهای مدارا و کشورداری عادلانه را به بشریت هدیه دادند.

در این میان، تلخ‌ترین بخش ماجرا، حضور کوتاه‌فکران و وطن‌فروشانی است که با دیدن سایه جنگ و تهاجم بر سر وطن، به‌جای ایستادگی، به رقص و پایکوبی برخاستند؛ کسانی که در سودای رسیدن به قدرت یا دلارهای بیگانه، شرافت خود را به حراج گذاشتند و به تشویق متجاوزان پرداختند؛ آن‌ها که با وعده‌های دروغین «کمک‌های بین‌المللی» و «آزادی اهدایی»، مردم را به مسلخ می‌خواندند، اکنون باید با چشمان باز ببینند که میوه این خیانت، چیزی جز بیش از هزاران کشته و ویرانی نبوده‌است. 

کسانی که مدعی بودند بیگانه برای نجات آن‌ها می‌آید، امروز در برابر پیکرهای خونین هم‌وطنانشان چه پاسخی دارند؟ تاریخ ثابت کرده است که هیچ بیگانه‌ای برای آبادانی کشوری دیگر، گلوله شلیک نمی‌کند.

ما به‌عنوان ملتی که بیش از صد سال است برای برقراری دموکراسی، عدالت و حکومت قانون در جنبش‌های مختلف مبارزه کرده‌ایم، یک درس بزرگ آموخته‌ایم: دموکراسی و آزادی، کالاهایی وارداتی نیستند که بر بال موشک‌ها یا از لوله تفنگ سربازان خارجی به دست بیایند. آزادی حقیقی، ریشه در آگاهی ملی، ایستادگی داخلی و احترام به تمامیت ارضی دارد. تحمیل اراده بیگانه تحت هر نامی، تنها به اسارت نوین منجر خواهد شد.

ایران ما، با وجود تمامی زخم‌هایی که بر تن دارد، همچنان ایستاده‌است. مردمان این دیار ثابت کرده‌اند که برای حفظ شرف و ناموس خود، جان می‌دهند اما هرگز دست دوستی به‌سوی ناکسان دراز نمی‌کنند. 

این سرزمین، گورستان آرزوهای متجاوزانی خواهد بود که خیال خامی برای تجزیه آن در سر می‌پرورانند. ما ایستاده‌ایم تا به جهانیان یادآوری کنیم که هویت ایرانی، فراتر از بازی‌های سیاسی گذرا، حقیقتی است که در خون و ریشه ما جاری است و هیچ تندبادی نمی‌تواند این درخت کهن را از پا درآورد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی