همایون امیرزاده - روزنامه اطلاعات: در میانه آتش و خون و فشار نظامی و در لحظهای که دشمن گمان میکند با به شهادت رساندن امام و مقتدای کشور، ضربه زدن به زیرساختها، ترور فرماندهان و ویران کردن شهرها میتواند اراده یک ملت را درهم بشکند، یک حقیقت روشنتر از همیشه خودنمایی میکند:« ایران» در سختترین شرایط هم ایستاده است.
در روزهایی که آسمان ایران زیر سنگینترین ضربات دشمنان قرار گرفته، از هر کوچه و شهری دو صدا به گوش میرسد؛ صدای شیون مادرانی که عزیزانشان را از دست دادهاند، و در کنار آن صدایی بلندتر و ماندگارتر: صدای ملتی که تصمیم گرفته است بایستد.
دشمنان این سرزمین گمان کردهاند که با بمباران شهرها، با هدف گرفتن زیرساختها، با ترور فرماندهان و با ریختن خون بیگناهان میتوانند روح یک ملت را بشکنند. آنان شاید خاک ایران را دیده باشند، اما هنوز روح ایران را نشناختهاند. تاریخ این سرزمین بارها نشان داده است که ایران فقط مجموعهای از شهرها و تأسیسات نیست؛ ایران پیش از هر چیز اراده و فرهنگِ یک ملت است.
این سرزمین قرنها میدان آزمون همین اراده بوده است. ایران از طوفانهایی عبور کرده که بسیاری از تمدنها را از میان بردهاند. در سدههای گذشته، هنگامی که موج سهمگین «یورش مغول »بخشهای بزرگی از جهان را درنوردید، بسیاری گمان کردند که ایران برای همیشه از پا افتاده است. شهرها ویران شد، جانهای بیشماری از دست رفت، اما این ملت از دل همان خاکستر دوباره برخاست و تمدنی را بازساخت که قرنها بعد نیز الهامبخش باقی ماند. این تجربه تاریخی یک حقیقت را ثابت کرد: ممکن است ایران زخمی شود، اما روح آن خاموش نمیشود.
در تاریخ معاصر نیز نمونهای روشن پیش روی ماست. در آغاز «جنگ تحمیلی عراق علیه ایران» بسیاری از تحلیلگران جهان باور داشتند که ایران تاب ایستادن در برابر آن جنگ را ندارد. دشمن با پشتیبانی قدرتهای بزرگ آمده بود تا کشوری را در مدت کوتاهی به زانو درآورد. اما هشت سال مقاومت مردم ایران معادله را تغییر داد. آن جنگ به جهان نشان داد که وقتی پای دفاع از وطن در میان باشد، اراده یک ملت میتواند محاسبات قدرتهای بزرگ را درهم بشکند.
با این حال تاریخ ایران فقط روایت پیروزیها نیست؛ هشدارهای مهمی نیز در خود دارد. هرگاه در این سرزمین اختلاف، ترس یا خودفروختگی بر وحدت و شجاعت غلبه کرده، دشمن فرصت یافته است. در مقاطعی از تاریخ، نه قدرت دشمن بلکه شکاف درونی راه را برای شکست هموار کرده است. این واقعیتی است که هر ملتی باید آن را جدی بگیرد: بزرگترین خطر برای یک کشور زمانی آغاز میشود که صداهای درون آن پراکنده و ناهمسو شود.
ضرورت یکصدایی و سخن سنجیده
از همین رو امروز، در میانه این نبرد سخت، یکی از مهمترین ضرورتها «یکصدایی در میان مسئولان کشور »است. هنگامی که ملتی زیر فشار دشمن ایستاده، هر کلمهای که از تریبونهای رسمی بیان میشود میتواند یا به تقویت روحیه مردم کمک کند یا ناخواسته به ابزاری در دست دشمن تبدیل شود. دشمنان ایران در کمین هر جمله نسنجیدهاند؛ از هر سهو و لغزش کلامی میتوانند روایتی بسازند که هدفش ایجاد تردید، اختلاف و تضعیف روحیه ملی است.
به همین دلیل امروز بیش از هر زمان دیگر باید «سنجیده سخن گفت .»کشور در چنین شرایطی نیازمند سخنگویانی است که بر کلام خود مسلط باشند، اعتماد به نفس داشته باشند و فنون بیان و اقناع را بشناسند. در چنین روزهایی سخن گفتن صرفاً یک مهارت شخصی نیست؛ «بخشی از میدان نبرد است.» اگر کسی هنر خوب سخن گفتن را نیاموخته است، دستکم هنر سخن نگفتن را بداند؛ زیرا سکوت مسئولانه بسیار شریفتر از کلامی است که ناخواسته به سود دشمن تمام شود.
حمایت از مدافعان کشور
در کنار این ضرورت، یک حقیقت دیگر نیز باید با صدای بلند گفته شود: امروز ایران بیش از هر زمان به حمایت بیقید و شرط از مدافعان خود نیاز دارد. نیروهای مسلح این سرزمین در خط مقدم ایستادهاند؛ مردانی که میدانند پشت سرشان خانههای مردم، آینده کودکان و تاریخ یک ملت قرار دارد. آنان نشان دادهاند که حتی در سختترین شرایط میدان نیز دست از دفاع برنمیدارند؛ زیرا آنچه آنان را در میدان نگه میدارد فقط دستور نیست، عهدی است با وطن.
امروز ایران در یکی از همان لحظات سرنوشتساز تاریخ خود ایستاده است. دشمنان شاید تصور کنند که با آتش و ویرانی میتوانند این ملت را خسته کنند؛ شاید گمان کنند که با ضربه زدن به زیرساختها یا ریختن خون بیگناهان میتوانند اراده یک ملت را درهم بشکنند. اما آنان یک حقیقت را هنوز درنیافتهاند: «ایران »فقط یک سرزمین نیست؛ ایران یک اراده تاریخی است.این ملت بارها زخمی شده است، اما هر بار از دل همان زخمها برخاسته است. این سرزمین بارها داغ دیده است، اما هر بار از دل همان داغها استوارتر شده است.
تاریخ ایران یک پیام روشن دارد؛ پیامی که مهاجمان بسیاری آن را دیر فهمیدهاند. میتوان شهری را ویران کرد، میتوان پلی را شکست، میتوان آسمان کشوری را با آتش پر کرد؛ اما ملتی را که تصمیم گرفته بایستد، نمیتوان شکست داد.
و امروز صدای ایران از دل همین ایستادگی بلند است: ما داغداریم، اما ایستادهایم. ما زخمی هستیم، اما تسلیم نشدهایم و تا زمانی که این روح در این سرزمین زنده است، «ایران» خواهد ایستاد.