پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۴
نظرات: ۰
۰
-
«ملت‌بودگی»، راز تاب‌آوری  ایران

روی دیگر این جنگ، آشکار شدن ظرفیت «ملت‌بودگی» مردم ایران بود. این جنگ، بار دیگر ظرفیت «ملت‌بودگی» و انسجام تاریخی جامعه ایران را آشکار کرد.

ابوالفضل فاتح: جهان مطلوب آمریکا و صهیونیسم در «قرن سیاسی جدید»، که پیشتر در چندین یادداشت به آن اشاره شد، به تدریج چهره واقعی خود را آشکارتر می‌سازد.

آنچه این روزها در جنگ نابرابر و تقابل نامتقارن علیه ایران شاهد هستیم، فقط تمدن، تمامیت و استقلال ایران را هدف نگرفته است. طراحان این جنگ به تغییر نقشه ایران اعتراف کرده اند و با توجه به رویکردهای آنان در قبال گرینلند و ونزوئلا  و کوبا تردیدی نمی ماند که در سودای بازآرایی ژئوپلیتیک و بازتعریف مرزهای قدرت در منطقه و فراتر از آن هستند. نفت، منابع، مواد نادر، جغرافیا، گلوگاه‌ها، همه و همه اهداف واقعی این جنگ برای کسانی هستند که روزی سرزمین‌های دوردستی را در قاره آمریکا با استعمار کلاسیک فتح کرده، از جنگ جهانی دوم تا کنون مردمان  و سرزمین‌های بسیاری را برای امپریالیسم منابع و اقتصاد انرژی به نابودی کشانده اند.

فعلاً منافع بسیاری از قدرت‌ها و ملت‌ها به این جنگ گره خورده است. روسیه از حاشیه رفتن جنگ اوکراین و بالا رفتن نرخ نفت، چین از گرفتار شدن آمریکا در باتلاق منطقه، اروپا از فشارهای پی‌درپی ترامپ در خصوص گرینلند و آمریکای جنوبی و آسیا از فشارهای تعرفه‌ای ترامپ فعلاً خلاصی یافته‌اند. اما این وضعیت تا زمانی ادامه دارد که توازن جنگ بر هم نخورده باشد. این جنگ صرفاً جنگ استقلال ایران نیست؛ بلکه نبردی بر سر بازآرایی نظم منطقه و حتی سرنوشت جهان در دوران گذار است. بر هم خوردن توازن این جنگ، می‌تواند آغاز یک دومینوی ژئوپلیتیک در مقیاس منطقه‌ای و حتی جهانی باشد. یا قرن سیاسی جدید، قرن ترکتازی آمریکا و صهیونیسم خواهد بود و یا آمریکا و صهیونیسم در نظم جدید جهانی، به شدت به چالش کشیده خواهند شد.

از این روست که به تدریج قطب‌بندی جدید جهانی در حال شکل‌گیری است و همه آنها که سرنوشتشان را به آمریکا گره زده‌اند، از جمله اروپا و برخی کشورهای عربی و آسیای جنوب شرقی، و همه آنها که خود را در تهدید آمریکا می‌بینند، از جمله چین و روسیه و کره شمالی، آشکار و نهان به هم پیوند خواهند خورد. اما اسرائیل که به رغم فناوری پیشرفته و اتحاد امنیتی با غرب، با فقر جمعیتی و تنگنای جغرافیایی و منابع مواجه و در محاصره ملت هایی است که از او زخم خورده‌اند، با ورود به فاز تقابل مستقیم در جنگ اخیر تلاش دارد، چنان که روزی صدر اعظم آلمان هم اذعان کرد، نخست با عهده‌دار شدن «بازیگر کثیف‌تر» این جنگ، اقدام به بازتولید غزه و نابودی منابع و فرسایش زیرساخت‌های ایران به ویژه تهران به عنوان نماد کشور، به هدف انتقام از دهه‌های اخیر نماید. در بلندمدت نیز با تضعیف موجودیت ایران و دیگر مخالفان منطقه‌ای، و در پیوند با دیگران، دامنه ژئوپلیتیک خود را گسترش دهد. پیوند با ناسیونالیست‌های افراطی هند که در سفر «مودی» آشکارتر شد، و پیوند با گروهی از اپوزیسیون ایرانی که در دو سال اخیر در اجتماعات غرب با پرچم اسرائیل علنی شده است، و اقلیت‌های کرد و دروزی سوریه و کردستان عراق و دیگر نقاط جهان برای توسعه جمعیتی صهیونیسم از مسیحیان به صهیونیست‌های «هندو» و ایرانی و دروزی‌ها و کردها و دیگر اقوام و ادیان برای جبران همان فقر جمعیتی و توسعه قدرت ژئوپلیتیکی است.

ممکن است ترامپ از همه ابعاد برنامه‌ای که راست افراطی آمریکا او را به سوی آن سوق داده، آگاه نباشد و به تدریج و مرحله به مرحله به آن کشانده شود. ضمن آن که جنگ، آتش است و ماهیت سرایت شونده دارد و لزوماً در محدوده‌ و سطحی که معماران آن در نظر می‌گیرند متوقف نخواهد شد. ترامپ در اوهامش در یک پیروزی سریع به دنبال کنترل ایران، تملک و تغییر نقشه «خلیج فارس» و چه بسا تغییر نام آن به «خلیج ترامپ» است. او می‌خواهد اگر بتواند بر تمام منابع نفتی منطقه سیطره یابد و از هر کشتی که از تنگه هرمز عبور می‌کند مالیات دریافت کند. وقتی چنین طمعی در ذهن سیاستمدارانی تاجرمسلک و فاقد تعهد اخلاقی شکل می‌گیرد، در برابر هر گونه مقاومت، به تهدید و فشار متوسل می شوند و اگر مجال یابند همان‌طور که تراژدی مدرسه دخترانه میناب یا به بیان ترامپ برای تفریح فاجعه غرق ناو دنا، را پدید آوردند، ممکن است تا بمب اتم نیز پیش بروند. اگر کارشان پیش برود تا هر جا بتوانند پیش می‌تازند و هیچ اصل و معیار حقوقی یا انسانی را به رسمیت نمی‌شناسند؛ و آنگاه که دیگر نتوانند و به بن‌بست برسند، همان نقطه را هدف اعلام می‌کنند و آن را «پیروزی» می‌نامند؛ چه‌بسا پایان کار را نیز با جنایتی جنگی و فجیع رقم بزنند.

البته از اشتباهات قدرت‌ها در این منطقه آن است که حتی اگر کارشان پیش برود و رهبران را هدف قرار دهند یا ساختارهای رسمی را فرو بریزند، جنگ کنترل‌شده به جنگی کنترل‌نشده تبدیل خواهد شد. ساختارهای فرو ریخته به ده‌ها گروه معارض تبدیل می‌شوند که هر یک به تنهایی می‌توانند برای سال‌ها امنیت و استقرار را هدف قرار دهند، چنان که در عراق و کردستان و سوریه و یمن و لبنان و سودان و لیبی و سومالی شاهد بوده و هستیم و در آینده ممکن است در کشورهای دیگر منطقه نیز توسعه یابد و بعید است آمریکایی‌ها حتی در صورت تفوق در این منطقه، آب خوشی از گلویشان پایین برود و صرفاً اهداف اسرائیل در نابودگری و تضعیف منطقه تأمین خواهد شد.

اما روی دیگر این جنگ، آشکار شدن ظرفیت «ملت‌بودگی» مردم ایران بود. این جنگ، بار دیگر ظرفیت «ملت‌بودگی» و انسجام تاریخی جامعه ایران را آشکار کرد.  حدود ۹ ماه پیش در میانه ی مذاکرات به ایران شبیخون زدند و بسیاری از فرماندهان را به شهادت رساندند. در مدل ذهنی آنان، چنین شرایطی باید منجر به فروپاشی اراده ملی و تسلیم یک ملت شود. آن جنگ نیمه‌تمام ماند و تضمین‌های لازم برای عدم تکرار آن اخذ نشد. مطابق پیشبنی ها، بار دیگر شبیخون مجددی را طراحی کردند. این بار، در اقدامی محکوم، مغایر با تمام مقررات بین المللی و با هتک همه ی حریم ها، رهبری انقلاب و عالی ترین مقام رسمی ایران را به همراه خانواده و همزمان  با فرماندهان ارشد هدف قرار داده و به شهادت رساندند. این در ایامی صورت گرفت که ایران از شکاف‌های داخلی و زخم‌های عمیق بحران دی‌ماه به شدت رنج می‌برد. در قواعد جنگ‌های کلاسیک، با حذف سطوح عالی رهبری و فرماندهی، آن هم در چنین سطحی و فعال شدن شکاف‌های همزمان درونی و بیرونی، در تصور متجاوزان، ایران باید بدون قید و شرط تسلیم می‌شد. معمولاً بسیاری از کشورها با انقلاب داخلی، یا تهاجم خارجی، یا حذف فرماندهی و شکاف ساختاری فرو می‌پاشند. اما این جنگ ثابت کرد که ایران از ظرفیت‌های منحصر به‌فردی برخوردار است که نمی‌توان با مدل‌های رایج و حتی به‌کارگیری همزمان فشار و مداخله خارجی و بحران داخلی، آن را به آسانی از هم فرو پاشید.

یکی از دلایل آن این است که در فرآیند شکل‌گیری انقلاب اسلامی، برای نخستین بار در تاریخ ایران، بخش فراگیری از جامعه با سرنوشت کشور پیوند خوردند و برای آحاد مردم آنچه بر سر کشور می‌آید اهمیت پیدا کرد. در جریان جنگ تحمیلی هشت‌ساله نیز از هر قشر و قوم و دین و منطقه برای صیانت از تمامیت کشور بسیج شدند و در مرزهای غربی جان‌های خود را فدا کردند. یعنی عملاً تمامیت ارضی ایران با تمامیت ملت ایران پیوند خورده و مفهوم استقلال به سرعت ریشه دواند. این تحولی مهم در مقایسه با دو قرن اخیر بود که یک سوی ایران از تفلیس و هرات و بحرین را با مردمانش واگذار می‌کردند و در سوی دیگر شاید تنها سری به تأسف تکان داده می‌شد.

جمهوری اسلامی، اگرچه در مرور دوران نتوانست جمهوری اکثریت بماند و در هر مرحله گروه هایی از مردم و نخبگان را از قطار پیاده، و حذف و زخم‌خورده کرد (که همین موجب طمع و تسهیل جنگ اخیر شد)، اما بی‌تردید محدود به یک خانواده یا یک قوم نیست. جمهوری‌ای است که درصد و شبکه مهمی از جامعه را از هر قشر و قوم و در هر منطقه جغرافیایی در خود جای داده است که فشار بر هر قسمت، قسمت دیگر را فعال می‌کند. ضمن این که این جمهوری در پیوند ایدئولوژیک با گروه‌های منسجمی به ویژه شیعیان منطقه است. علاوه، بسیاری از مردم می دانند مشکل بیگانه، نقاط قوت و توانمندی های ایران است، حال آنکه مشکل منتقدان نقاط ضعف ایران بوده است و همپوشانی با اهداف متجاوزان ندارد. این ها همان چیزی است که در محاسبات غرب کمتر لحاظ می‌شود. آنها اعظم اطلاعات خود را از فضای مجازی، اپوزیسیون خارج از کشور و بنیادهای تجسسی دریافت می‌کنند که عموماً اشاره‌ای به ظرفیت‌های تاب‌آوری سیستم و بدنه اجتماعی و ایدئولوژیک آن نمی‌کنند و تأکید آنها صرفاً بر شکاف‌ها و نقاط ضعف است. خطای دیگر غرب آن است که تاب‌آوری این جریان ایدئولوژیک را با تاب‌آوری خود مقایسه می‌کند. حال آنکه غربی‌ها از شکاف بزرگی بین قدرت ضربه زدن و طاقت ضربه خوردن رنج می‌برند.

در بازگشت به بحث اصلی، اگر بپذیریم که جنگ ترکیبی اخیر با اهدافی در اندازه تغییر ژئوپلیتیک منطقه و نظم آتی جهانی طراحی شده است، احتمال طولانی شدن جنگ بعید نیست. حتی اگر در پی دلاوری استثنایی مرزداران ایران، به رغم نابرابری های تکنولوژیک در برابر غول اتمی آمریکا و ماشین نابودگر اسرائیل، آتش‌بسی سریع صورت پذیرد، ممکن است در قالب و چهره‌ای دیگر از نقطه‌ای دیگر آغاز شود. این جنگ تنها در صورتی به واقع متوقف خواهد شد که در دستگاه محاسباتی آمریکا به مؤلفه‌های پیش‌بینی نشده جدی چه در صحنه جنگ و چه در سطح جهانی و داخلی آمریکا برخورد نماید. به این معنی، که پیامدهای ساختاری نظم جهانی و منطقه‌ای همچنین تاثیرات ویژه اقتصادی و امنیتی این جنگ به همراه تاب‌آوری راهبردی ایران، آمریکا را به این نتیجه برساند که هزینه اقتصادی و سیاسی و انسانی این جنگ در محاسبات اولیه بیش از حد تصور خطا بوده است و در بلندمدت آمریکا را در رقابت جهانی باز می‌دارد و صحنه را به کلی تغییر خواهد داد. در این صورت از لوازم آتش بس پایدار، به رسمیت شناختن حقوق و تمامیت ایران، عدم تکرار تهاجم و پایان مخاصمه خواهد بود.

در یادداشت‌های پیشین بیان شد که ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، دژ منطقه و دروازه ورود به شرق است. آنها تحمل استقلال و قدرت چنین سرزمینی را ندارد.  لذا، آنان به آسانی از ایران منصرف نمی‌شوند. شاهد بودیم که فردای آتش بس حزب الله و اسرائیل در لبنان، جنگ سوریه آغاز شد. در ایران نیز، ولو دیر یا زود آتش بس صورت پذیرد، با از بین رفتن پرشمار مراکز انتظامی و مرزی در بمبارانهای اخیر و فعال‌سازی کانون‌های تجزیه و بحران و نارضایتی و با مضایق بیشتر اقتصادی به اقشار مختلف مردم در مسیر خرابی‌های جنگ نابودگرانه اخیر، احتمال می رود بحران‌های فرسایده داخلی و مرزی حتی به شرط آتش‌بس در آینده فزونی ‌یابد و ناآرامی هایی شکل بگیرد.

راه حل بنیادی چیست؟ چه جنگ  را ادامه دهند و چه آتش بس شود، بهترین راه تقویت تاب‌آوری ملی  در کنار ایستادگی مرزداران دلیر کشور، کاستن از شکاف‌های داخلی در سطوح حاکمیت، و میان حاکمیت و ملت است. هرچه  از یک سو عقلانیت حکمرانی و از سوی دیگر جمهوری حاکم بر کشور بتواند جامعیت،  وزن و دامنه ی بیشتری پیدا کند، عمق و وسعت «ملت‌بودگی» ایران گسترش می‌یابد و بخت بقای ایران و پشیمانی هر متجاوز ارتقا یافته و یا احتمال واگرایی های حین جنگ و پس از آتش بس تقلیل می یابد. این همان رویکردی است که اگر رهبری جدید کشور در گام نخست به سرعت اتخاذ و گرایش های مختلف مردم از تغییرات جدید استنباط رویکرد انضمامی (اینکلوسیو) نمایند  و به رسمیت شناخته شوند، به همراه فعال‌سازی پیمان‌های استراتژیک با دولت‌های هم‌سرنوشت و پیمان‌های رفع تخاصم با غربی که از اضمحلال ایران پشیمان شده باشد، می‌تواند ایران را از این مرحله به سلامت عبور دهد. اما اگر بر تعمیق شکاف‌ها و تکیه بر حداقل جمهور پای فشاری شود، با وجود کانون‌های بحران داخلی در کنار زخم های بحران منطقه‌ای، و طمع ورزی های تجزیه طلبانه، چه بسا با شبیخون های جدید از مرزها یا ورای آن مواجه شده و خدایی ناکرده هزینه آن به قیمت استقلال و تمامیت ملی تمام خواهد شد.

در پایان، و در این لیالی قدر و ایام مصادف با شهادت مولای عدالت و انسانیت امام علی (ع)، دست دعا برای یاری وطن بر می داریم و با درود به رشادت های مدافعان وطن و تاب آوری و درک عمیق ملت، یاد همه شهدای این جنگ تحمیلی را گرامی داشته و از خداوند منان برای تمام مجروحان و خسارت دیدگان و مردم شکیبایمان آرزوی عافیت و پایان رنج ها را مسئلت داریم.  

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی