محمدرضا نادری گیسور - روزنامه اطلاعات: نخستین بیانیه آیتالله سیدمجتبی خامنهای سومین رهبر انقلاب اسلامی نقطه عطفی در مسیر تحولات فکری و سیاسی جمهوری اسلامی بهشمار میآید. بیانیهای که در همان نخستین سطورش، روحی تازه از اعتماد به مردم، صراحت در سخن و جامعنگری در نگاه را به نمایش گذاشت. جامعه ایران در انتظار نشانههایی از رویکرد جدید بود؛ رویکردی که بتواند هم استمرار مسیر گذشته را تضمین کند و هم افقهای نو برای آینده بگشاید. بیانیه تازه در همین چارچوب معنا مییابد؛ نه گسست از گذشته، بلکه تکامل تجربهای تاریخی، با نگاهی تازه به نقش مردم، اقتدار ملی و وحدت.
این بیانیه راهبردی هم نشانهای از تداوم خط اصیل انقلاب است و هم آغاز فصلی تازه در پیوند میان مردم و حاکمیت. به همین دلیل، نخستین بیانیه آیت الله سیدمجتبی خامنه ای در مقام رهبری از جهات و زوایای گوناگون جای تامل و بررسی دارد که در اینجا به اختصار به برخی از آنها اشاره میشود:
۱- مردم در مرکز تصمیم ملی: نخستین نکته برجسته در این بیانیه راهبردی، تأکید مکرر بر ضرورت وارد کردن مردم در همه عرصههاست؛ جملهای که نه تنها شعار نیست، بلکه ترجمان یک فلسفه حکمرانی است. تجربه نزدیک به پنج دهه گذشته نشان داده است که هر زمان مردم ایران در صحنه بودهاند، کشور بر دشواریها فائق آمده است: از دورههای دفاع مقدس تا ایام تحریم، از بحرانهای طبیعی تا پیشرفتهای علمی. اکنون نیز آیتالله سیدمجتبی خامنهای با یادآوری همین سرمایه، بر تداوم مردمی بودن تصمیمها و حرکتها تأکید کرده است.
این نگاه، نه تنها تاکیدی بر تداوم راه امامین انقلاب است بلکه مشی تازهای از رهبری مردمی را نیز ترسیم میکند؛ رهبری که مردم را طرف گفتوگو میداند نه صرفاً تابع امر. در این چارچوب، مردم صرفاً مخاطب نیستند بلکه شریک تصمیم و سازنده مسیرند. چنین نگاهی، میتواند به بازسازی و تقویت فضای اعتماد اجتماعی منجر شود و سرمایه ملی را بیش از پیش از حالت نمادین به واقعیت عملی بدل سازد. وقتی مردم احساس کنند بخشی از فرایند تصمیمسازیاند، داوطلبانه در دفاع از آن تصمیم نیز خواهند ایستاد.
۲- وحدت در عین پذیرش تنوع: در بخش دوم بیانیه، بر لزوم حفظ وحدت میان آحاد جامعه تأکید ویژهای شده است. این تأکید در زمانی بیان میشود که از یکسو، جامعه با تکثر سلایق و نگرشها روبهرو است و از دیگر سو، دشمنان بیرونی به جنگ، تهاجم نظامی و بمباران ایران روی آورده اند و همزمان، میکوشند از هر اختلافی میان مردم و حاکمیت شکاف بسازند. در چنین فضایی، نخستین بیانیه آیت الله سیدمجتبی خامنهای، وحدت را بهمثابه «یکصدایی در تمایزها» معرفی میکند؛ یعنی بهرسمیتشناختن تفاوتها در عین همجهتی بر سر منافع ملی. در اینگونه وحدت، زبان گفتگو جایگزین مرزبندیهای فرسوده میشود و دعوت به همکاری جایگزین تقابل.
بیشک، جامعهای که دل در گرو هدفی والا و یگانه دارد، از بحرانها سربلندتر بیرون میآید. وحدت مورد نظر رهبری جدید، بر مدار عقلانیت جمعی است؛ وحدتی اجتماعی و فرهنگی که بتواند دگراندیشی را تاب آورد اما در لحظات حساس، منافع ملی را بر همه چیز ترجیح دهد.
۳- تکریم رزمندگان و اقتدار ملی: آیتالله سیدمجتبی خامنهای در نخستین بیانیه خود در مقام رهبری انقلاب اسلامی، با قدردانی صمیمانه از رزمندگان شجاع کشور، بار دیگر جایگاه آنان را به عنوان محور عزت ملی یادآور شد. این سپاس نه تنها یادآور فداکاری نسلهای گذشته در دفاع از ایران و انقلاب است، بلکه پیوند امروز با تاریخ پایداری ملت را نیز تحکیم میبخشد. دفاع مقدس، همواره مبنای اعتماد به نفس ملی ما است و امروز نیز همان ایمان و ایثار باید الهامبخش سیاست های دفاعی کشور باشد.
در این میان، نکته قابلتأمل در بیانیه راهبردی رهبری جدید انقلاب، استفاده از تعبیر تداوم «دفاع مؤثر و پشیمانکننده» است. این تعبیر نشان میدهد که سیاست دفاعی کشور قرار است بر پایه بازدارندگی هوشمند و قدرت ترکیبی شکل گیرد؛ دفاعی که بر پایه عقل، فناوری و ایمان استوار است. رهبری جدید در حقیقت میخواهد مفهومی تازه از قدرت ملی را مطرح کند؛ قدرتی که نه تهاجمی است و نه منفعل، بلکه یک قدرت ملی مقتدر و هوشمند است که در برابر هر گونه تهدید علیه تمامیت ارضی کشور و انقلاب با جدیت اعمال می شود.
۴- بازدارندگی در خدمت صلح: در بخش دیگری از بیانیه آیت الله سیدمجتبی خامنه ای، اشارهای صریح به تداوم بسته ماندن تنگه استراتژیک هرمز در جریان دفاع مقدس کنونی ملت ایران علیه تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی و حتی، گشودن جبهههای جدید در صورت لزوم شده؛ موضوعی که در سطح جهانی نیز بازتاب گستردهای داشته است. این بیان، در نگاه نخست ممکن است تنها واکنشی قاطع تلقی شود، اما در عمق خود حامل پیام بازدارندگی است. پیام این بخش از بیانیه آن است که امنیت منطقهای نمیتواند یکسویه باشد؛ امنیت، یا برای همه است یا برای هیچکس.
در شرایطی که برخی قدرتها هنوز سیاست فشار و تهدید را دنبال میکنند و به جنگ نظامی علیه کشورمان روی آوردهاند، یادآوری ظرفیتهای ژئوپلیتیک ایران نه از سر تهدید، بلکه به منظور بازگرداندن عقلانیت به معادلات منطقهای است. بستن یا گشودن تنگه هرمز، در این منطق، نه بهعنوان تصمیمی نظامی، بلکه بهعنوان پیامی سیاسی به جهانیان معنا مییابد: ایران صلح میخواهد، اما تسلیم فشار نمیشود.
۵- اجرای عدالت و پاسداشت خون شهیدان: بیانیه راهبردی رهبر جدید انقلاب اسلامی در ادامه، به صراحت از لزوم انتقام خون شهدا و دریافت غرامت از دشمن سخن میگوید. این موضوع، یادآور آن بخش از اندیشه انقلاب است که «عدالت» را در کنار «استقلال» قرار میدهد. در منطق رهبری جدید، انتقام به معنای گسترش خشونت نیست، بلکه به مثابه احقاق حق و پیشگیری از تکرار جنگ و جنایت است.
ملت ایران تلخترین هزینهها را در مسیر عزت خود داده و طبیعی است که طلب پاسخگویی و جبران را حقی مشروع بداند. اما در لایه عمیقتر، این پیام، بار اخلاقی و انسانی نیز دارد. عدالتخواهی، اگر با خشم جایگزین شود، خطر فرسایش ارزشهای دینی را به همراه میآورد. در حالی که تأکید بیانیه، بر حفظ عقلانیت در کنار قاطعیت است؛ یعنی دفاع از حقوق ملت در چارچوب قوانین ملی و بین المللی، استقرار نظم و تعهد به اخلاق اسلامی.
۶- استمرار عقلانیت در مسیر اقتدار: از مجموع کلیدواژههای بیانیه میتوان چنین دریافت که رهبری جدید میخواهد مسیر اقتدار هوشمندانه جمهوری اسلامی را تداوم بخشد. اقتداری که هم از مردم نیرو میگیرد و هم در عقلانیت سیاسی و تجربه مدیریتی ریشه دارد.
در سطح داخلی، این مسیر نیازمند تعمیق اعتماد عمومی، شفافسازی سیاستها و گفتگوی مستمر با جامعه است، و در سطح خارجی، مستلزم دفاع قدرتمندانه از منافع و امنیت ملی، تعامل عزتمندانه با جهان به ویژه همسایگان و استفاده از فرصتهای منطقهای برای تقویت جایگاه کشور. آیتالله سیدمجتبی خامنهای از همان آغاز، ریشه اقتدار نظام را در مشارکت آگاهانه مردم معرفی کرده است. این رویکرد میتواند مسیر تازهای از حکمرانی مشارکتی را بگشاید؛ شکل تازهای از ارتباط میان دولت، مردم و رهبری که در آن مسئولیتها تقسیمشده، اما هدف واحد است: آبادانی، عزت و کرامت ایران.
۷-یک منشور برای آینده: در یک کلام میتوان گفت نخستین بیانیه رهبری جدید انقلاب، نه صرفاً سندی سیاسی، بلکه منشوری برای آینده و فراخوانی برای همکاری همه آحاد ملت است. در روزهایی که جهان پرتنشتر از همیشه است و ایران اسلامی در دل یک تجاوز نظامی ناجوانمردانه از سوی دشمنان بسر می برد، نیاز به گفتمانی تازه در درون کشور بیش از پیش احساس میشود؛ گفتمانی که محور آن، گفتگو، اعتماد و مشارکت باشد.
اگر جامعه ما بتواند بر مدار همین سه محور حرکت کند ــ گفتگو میان نخبگان، اعتماد میان مردم و حاکمیت، و مشارکت در تصمیمسازیها ــ میتوان گفت رهبری جدید انقلاب توانسته است نخستین گام جدی را در مسیر بازتعریف و تقویت رابطه حکومت و مردم بردارد.
با چنین نگاهی، پیام بیانیه آیتالله سیدمجتبی خامنهای کاملا روشن است: قدرت و انقلاب از مردم میآید و با مردم میماند. هر اصلاح، هر مقاومت، هر پیشرفت و هر پیروزی، در نهایت بر دوش مردم استوار است. و رهبری که مردم ایران را صادقانه میبیند و به آنان تکیه میکند، در حقیقت مشروعیت و ماندگاری خود را تضمین کرده است. بر این اساس، بیانیه نخست رهبری، بیانیهای برای عمل جمعی است؛ برای گفتن اینکه فصل تازهای در تاریخ آغاز شده است ــ فصلی از همدلی، امید و حضور، با ملتی که همواره مبدأ قدرت خویش بوده است و برای سربلندی کشور و تحقق آرمانهای انقلاب شکوهمند خویش مجدانه میکوشد.