دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
نظرات: ۰
۱
-
پیام بازدارندگی مردمی؛ دشمن بداند ایران صرفا با ارتش خود نمی‌جنگد

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازدارندگی جمهوری اسلامی، صرفا در موشک‌ها، پهپادها یا سامانه‌های پدافندی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در تصویر یک ملت مقاوم نیز نهفته است.

در هر جنگی، یکی از اهداف اصلی مهاجم، تخریب اراده عمومی و القای حس بی‌پناهی به جامعه هدف است. حمله هوایی، فقط برای انهدام زیرساخت نیست؛ برای شکستن روح جمعی نیز هست.

اما از آغاز جنگ رمضان تا کنون بر اساس بازتاب رسانه‌های رسمی و شواهد میدانی منتشرشده، خیابان در ایران به «جبهه دوم دفاع ملی» تبدیل شد، جبهه‌ای که با صراحت می‌توان گفت وقتی مردم، معادله جنگ را از آسمان به زمین منتقل کردند، حضور مردم در راهپیمایی‌ها، آیین‌های عمومی، مراسم تشییع شهدا، تجمعات خودجوش و راهپیمایی روز قدس، در شرایطی که کشور در معرض حملات هوایی قرار داشت، دو پیام روشن دارد: اول آن‌که امنیت روانی جامعه، فرو نریخته و دوم آن‌که مردم، جنگ را از سطح یک تهدید صرفا نظامی، به سطح یک نبرد هویتی و ملی ارتقا داده‌اند. این در حالی است به عنوان نمونه دشمن مردم را تهدید کرد که به راهپیمایی روز جهانی قدس نیایند تا مورد اصابت موشک قرار نگیرند اما مردم ۲۲ اسفند ۱۴۰۴، با حضور باشکوه و گسترده راهپیمایی روز قدس را «جلوه‌ای باشکوه از اتحاد مقدس ملت ایران» به نمایش گذاشتند و به‌صراحت این پیام را به دنیا مخابره کردند که در چهاردهمین روز تقابل با جبهه آمریکایی-صهیونیستی، مقاومت و حمایت از جمهوری اسلامی با قوت استمرار دارد.

عبور از شکاف‌ها و تبدیل «جامعه متکثر» به «ملت بسیج‌شده»

در شرایط عادی، جامعه ایران مانند هر جامعه دیگری دارای تنوع، اختلاف‌نظر و تکثر سیاسی-اجتماعی است. اما در لحظه تهدید خارجی، یکی از مهم‌ترین پدیده‌هایی که در بازه مورد بحث قابل مشاهده بود، تبدیل تکثر اجتماعی به انسجام دفاعی بود. مهم در شکل‌گیری انسجام ملی بوده است.

تجربه جنگ ایران و عراق در دهه ۱۳۶۰ نیز نشان داد که تهدید بیرونی می‌تواند به تقویت همبستگی داخلی منجر شود. در جنگ رمضان، بسیاری از تجمع‌ها با همین مضمون برگزار شد؛ شعارهایی درباره «دفاع از سرزمین» و «مقاومت در برابر تجاوز خارجی» محور اصلی سخنرانی‌ها و بیانیه‌های مردمی بود. این فضای اجتماعی، در روایت رسمی، به عنوان نشانه‌ای از روحیه ایستادگی جامعه در برابر حملات خارجی معرفی شد؛ تصویری که هدف آن ارسال پیام سیاسی به دشمنان و تقویت روحیه داخلی بود.

خیابان؛ نخستین خط پدافند روانی در روزهای بحران

در جنگ‌های نوین، آن‌چه در میدان نبرد رخ می‌دهد تنها بخشی از معادله است. بخش دیگر، در میدان افکار عمومی، رسانه، ادراک جمعی و «تصویر ملی از مقاومت» شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، خیابان نه‌فقط محل تردد شهروندان، بلکه به تعبیر دقیق‌تر، نخستین خط پدافند روانی کشور است. حضور مردم در شهرها و شهرستان‌های مختلف، از منظر رسانه‌ای و سیاسی، واجد سه کارکرد همزمان بود: نمایش استمرار حیات اجتماعی در شرایط تهدید، ارسال پیام عدم هراس عمومی از حملات دشمن و خنثی‌سازی پروژه القای فروپاشی روانی و اجتماعی. به بیان دیگر، اگر هدف حملات هوایی دشمن علاوه بر ضربه سخت، ایجاد اختلال در روحیه عمومی و تزریق احساس ناامنی و گسست اجتماعی بود، حضور مردم در صحنه، به‌ویژه در قالب تجمعات و راهپیمایی‌های سیاسی، عملا به ضدروایت رسمی جمهوری اسلامی بدل شد؛ ضدروایتی که می‌گفت: جامعه ایران نه منفعل، بلکه حاضر در میدان است.

وحدت ملی در برابر تهدید خارجی؛ بازگشت یک الگوی تاریخی

یکی از مهم‌ترین ابعاد این تحولات، بازتولید مفهوم وحدت ملی در شرایط تجاوز خارجی بود؛ مفهومی که از دوران دفاع مقدس تا مقاطع حساس امنیتی، همواره در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی جایگاه راهبردی داشته است. در این چارچوب، تهدید بیرونی معمولا نه به تضعیف اصل نظام، بلکه به تقویت حس دفاع از کشور، هویت ملی و ضرورت ایستادگی در برابر دشمن خارجی منجر می‌شود. بازتاب‌های رسانه‌ای از اجتماعات مردمی در این دوره نیز عمدتا بر همین محور استوار بود: ایران در معرض تهدید است، اما جامعه ایرانی نه دچار فروپاشی روحی، بلکه در حال فشرده‌تر شدن در محور دفاع از کشور است. از این منظر، آن‌چه در خیابان‌ها دیده شد صرفا حمایت از یک ساختار سیاسی نبود، بلکه در سطحی عمیق‌تر، پاسخ اجتماعی به پروژه برهم‌زدن ثبات ملی تلقی شد.

«ملت در کنار نیروهای مسلح»

در حوزه سیاست داخلی، حضور مردمی در حمایت از نظام در روزهای پرتنش، چند پیام مهم داشت: تقویت مشروعیت میدانی در شرایط بحران، کاهش اثرگذاری عملیات روانی دشمن، تقویت هم‌راستایی جامعه و حاکمیت و تثبیت روایت «ملت در کنار نیروهای مسلح».

در شرایطی که دشمن تلاش می‌کند از طریق حملات سخت و جنگ روانی، تصویر «انزوای حکومت از جامعه» را بازنمایی کند، حضور مردم در خیابان‌ها می‌تواند به‌عنوان بازسازی مشروعیت میدانی تعبیر شود؛ یعنی نمایش این گزاره که حاکمیت در بزنگاه تهدید خارجی، همچنان از یک پایگاه اجتماعی فعال برخوردار است.

یکی از اهداف اصلی رسانه‌های معارض و اتاق‌های عملیات روانی خارجی، القای هراس عمومی، آشفتگی اجتماعی و بی‌اعتمادی نسبت به توان دفاعی کشور است. اجتماعات مردمی و استمرار حضور اجتماعی، عملا این خط رسانه‌ای را با چالش روبه‌رو می‌کند. در شرایط عادی، ممکن است میان مطالبات اجتماعی و ساختار سیاسی، شکاف‌ها و نقدهایی وجود داشته باشد؛ اما در شرایط حمله خارجی، «دفاع از کشور» می‌تواند به محور مشترک و همگراکننده تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که در ادبیات امنیت ملی از آن با عنوان هم‌پوشانی امنیت ملی و همبستگی اجتماعی یاد می‌شود همچنین این حضورها، در فضای رسانه‌ای داخلی، به‌مثابه تاکید دوباره بر این گزاره مطرح شد که مردم، نیروهای مسلح را نه صرفا یک ساختار نظامی، بلکه بازوی دفاع از ملت و سرزمین می‌دانند.

خیابان‌های ایران و شکست محاسبه دشمن

در عرصه سیاست خارجی، یکی از اهداف کلاسیک حملات هوایی گسترده، به‌ویژه علیه کشورهای مستقل، این است که شکاف میان دولت و ملت تشدید شود و فشار داخلی، به یک اهرم تکمیلی برای تحمیل اراده سیاسی مهاجم تبدیل شود. اما آن‌چه در ایران در این بازه زمانی برجسته شد، در روایت رسمی و رسانه‌ای کشور، خلاف این الگو بود. حضور مردمی در میادین و اجتماعات عمومی، این پیام را به بازیگران خارجی مخابره کرد که فرضیه فرسایش سریع انسجام داخلی ایران، فرضیه‌ای کم‌اعتبار است. وقتی خیابان‌ها در شرایط تهدید، به صحنه حضور حامیان حاکمیت تبدیل می‌شود، این معنا در سطح راهبردی منتقل می‌شود که حمله نظامی نه‌تنها اراده ملی را نمی‌شکند، بلکه می‌تواند آن را بازآرایی کند و در سطح افکار عمومی جهان، تصاویر اجتماعات مردمی در ایران، ولو با خوانش‌های متفاوت، حامل این معنا بود که جمهوری اسلامی در شرایط فشار، هنوز توان سازمان‌دهی اجتماعی و تولید صحنه‌های حمایتی را حفظ کرده است؛ مسئله‌ای که در محاسبات دیپلماتیک و رسانه‌ای بی‌اهمیت نیست.

جنگ روایت‌ها؛ از خیابان‌های ایران تا پناهگاه‌های سرزمین‌های اشغالی

در نبردهای معاصر، تصویرسازی رسانه‌ای گاه به‌اندازه اصابت موشک‌ها اهمیت دارد. در این چارچوب، یکی از برجسته‌ترین خطوط روایی در رسانه‌های داخلی ایران، مقایسه میان «جامعه حاضر در صحنه» و «جامعه پناهگاه‌محور» بود. در حالی که در سرزمین‌های اشغالی، هر دور از تشدید تنش، با رفت‌وآمد شهرک‌نشینان و ساکنان به پناهگاه‌ها، اختلال در زندگی روزمره و گسترش اضطراب اجتماعی همراه می‌شود، در روایت رسانه‌ای جمهوری اسلامی، مردم ایران در شهرها و میادین، با حفظ حضور اجتماعی، چهره‌ای از ایستادگی، اعتماد به نفس ملی و بی‌اعتنایی به ارعاب دشمن را به نمایش گذاشتند. این مقایسه، البته بیش از آن‌که صرفا توصیفی باشد، یک ابزار جنگ روانی و تبلیغاتی نیز هست؛ اما از منظر رسانه‌ای، کارکرد آن روشن است: تثبیت این تصویر که دشمن، با وجود برخورداری از برتری هوایی، در شکستن اراده اجتماعی ملت ایران ناکام مانده است.

تاثیر بر روحیه نیروهای مسلح؛ پشتوانه اجتماعی، ضریب قدرت رزمی

در تمام دکترین‌های جنگی، نیروهای مسلح بدون پشتوانه اجتماعی، در جنگ‌های فرسایشی دچار فرسودگی روحی می‌شوند. برعکس، هرچه پیوند میان جبهه داخلی و جبهه رزمی مستحکم‌تر باشد، ضریب پایداری رزمی افزایش می‌یابد. از همین منظر، حضور مردم در حمایت از نظام و محکومیت تجاوز خارجی، برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، چند کارکرد مهم دارد: افزایش اعتماد به پشتیبانی ملی، تقویت روحیه دفاعی در شرایط فشار عملیاتی، ایجاد حس هم‌سرنوشتی میان مردم و رزمندگان و تثبیت این باور که پاسخ دفاعی، مورد مطالبه و حمایت افکار عمومی است. به تعبیر دقیق‌تر، وقتی نیروی نظامی احساس کند که پشت سر او جامعه‌ای ایستاده که نه مرعوب حمله شده و نه دچار عقب‌نشینی روانی، سطح تاب‌آوری و انگیزه عملیاتی او نیز ارتقا می‌یابد. این همان مؤلفه‌ای است که در ادبیات راهبردی از آن با عنوان «عمق مردمی قدرت دفاعی» یاد می‌شود.

در نهایت، اگر جنگ امروز تنها در آسمان و مرزها تعریف نمی‌شود، پس باید پذیرفت که خیابان نیز بخشی از میدان نبرد است؛ و در این میدان، حضور مردم می‌تواند به اندازه هر سامانه دفاعی، در معادله بازدارندگی و ثبات ملی اثرگذار باشد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی