شدت حملات ددمنشانه متجاوزان به مناطق مسکونی به حدی است که در بسیاری از موارد، دیگر هیچ امیدی برای یافتن حتی تکهای از اجساد کودکان شهید هم وجود ندارد و این فرشته های معصوم، مفقود الاثر شده اند
کشتار کودکان در جریان هر جنگ، اتفاق تلخی است که نهادهای بین المللی ذیربط همواره از آن به عنوان جنایت جنگی یاد و آن را محکوم میکنند و این همان اقدام بی شرمانه ای است که از نخستین روز تجاوز ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان با هدف قرار گرفتن مدرسه ای در میناب و پرپر شدن ۱۸۰ کودک دانش آموز آغاز شد و کماکان هم با اصابت موشک های متجاوزان به اقصی نقاط ایران ادامه دارد.
طی روزهای گذشته عکسی از یک امدادگر جمعیت هلالاحمر که در میان آواره های ناشی از تجاوز دشمنان به یک ساختمان مسکونی چندعروسک در دست داشت، در شبکه های اجتماعی وایرال شده است که این عکس به تنهایی درماندگی معارضان را نشان میدهد.
ماجرا از این قرار است که چندی پیش در پی حملات صهیونی- آمریکایی به پایتخت کشورمان، چند ساختمان مسکونی در محله رسالت در شرق تهران کاملا تخریب شد و اکثر ساکنان آن نیز به شهادت رسیدند.
امدادگران جمعیت هلالاحمر همانند دیگر حوادث تلخ این روزها، برای عملیات جستجو و نجات به این منطقه اعزام شدند.
محمود حیدری ۳۳ ساله، یکی از امدادگرانی بود که از استان خراسان جنوبی برای کمک به مردم پایتخت، روانه تهران شده و در چندین عملیات نجات مختلف اعم از حمله به میدان رسالت حضور داشته است. در همین مأموریت بود که عکسی از او در حالی که ۲ عروسک کودکانه در دست دارد و در آواره های یک منزل مسکونی قدم برمی دارد؛ در شبکه های اجتماعی و رسانه ها بارها بازنشر شد و به نماد حمله دشمن به مناطق مسکونی و شهادت مظلومانه کودکان تبدیل شد.
حیدری درباره امدادرسانی در تهران می گوید: من ۱۲ سال امدادگر بودم و در عملیات های مختلف حضور داشتم؛ اما اخیرا کارمند اداری شده بودم تا اینکه جنگ ۱۲ روزه آغاز شد. از همان روزهای اولیه درخواست دادم که دوباره به عنوان امدادگر به مناطق جنگی برای امدادرسانی اعزام شوم اما قسمت نشد و از این بابت خیلی ناراحت بودم تا این که مجددا حملات دشمن علیه کشورمان آغاز شد و این بار نوبت من بود که به پایتخت اعزام شوم و حتی به هلال احمر استان اعلام کرده بودم اگر این دفعه من را برای کمک نفرستند؛ از جمعیت استعفا می کنم.
وی می افزاید: روز دوم حملات بود که به همراه ۷ نفر دیگر از امدادگران استان خراسان جنوبی به تهران رسیدیم و در پهنه شمال مستقر شدیم. در کمترین زمان ممکن امدادرسانی را آغاز کردیم و به محلات مختلف که مورد حمله دشمن قرار گرفته بودم بارها اعزام شدیم و واقعا صحنه های دردناک زیادی دیدم اما هیچکدام به اندازه حمله به مناطق مسکونی رسالت برای من سنگین نبود.
این امدادگر هلال احمر ادامه می دهد: نمی دانم روز چندم از جنگ بود که عصر به ما خبر دادند مناطق مسکونی محله رسالت مورد حملات شدید قرار گرفته است که ما فورا به منطقه اعزام شدیم. از باقی مانده های ساختمان کاملا مشخص بود که منازل مسکونی مورد هدف قرار گرفته اند.
حیدری می گوید: مواجهه با خرابه هایی که از خانه های محدوده رسالت مانده بود؛ واقعا سخت بود چون مشخص بود در زمان حمله، ساکنان این ۴ ساختمان ۲۴ واحدی، در خانه بوده اند و قطعا این حملات، تلفات بسیاری داشته است . پیش بینی می شد حداقل ۴۰ نفر در زمان حمله در خانه هایشان حضور داشته اند. تلاش ها برای پیدا کردن افراد زنده ادامه داشت تا اینکه ۳ نفر که یک خانم، یک مرد مسن و یک پسر جوان بودند از طبقه پنجم یک ساختمان زنده پیدا شدند.
این امدادگر می افزاید: بعد از پیدا کردن این ۳ نفر، امید داشتم ساکنان زنده بیشتری پیدا کنیم اما از آواره ها مشخص بود دیگر کسی زنده نمانده است. سپس جستجو برای پیدا کردن پیکرها را ادامه دادیم اما شرایط به قدری بد بود که بعد از کمی جستجو متوجه شدیم حتی اکثر پیکرها کامل نیستند و تنها ۴ پیکر سالم پیدا شد و از سایرین فقط تکه هایی از بدن باقی مانده بود و ما تا جایی که می توانستیم آنها را جمع آوری کردیم.
وی با اشاره به صحنه های دلخراشی که از آن عملیات به خاطر دارد؛ ادامه می دهد: صدای فریاد و ضجه های خانواده های افرادی که عزیزانشان در آن ساختمان ها زندگی می کردند هنوز در گوشم است. مخصوصا مادری که می گفت فقط چند دقیقه کودک ۷ ساله اش را در خانه تنها گذاشته و برای خرید به بیرون رفته است اما بعد از حملات به دنبال پیکر کودکش می گشت و هیچوقت هم پیدا نشد.
دنیا روی سرم خراب شد
حیدری در ادامه با اشاره به عکسی که از او وایرال شده بود؛ می گوید: هوا دیگر تاریک شده بود، من و سایر امدادگران هنوز در حال جستجو در بین خرابه بودیم که یک دفعه چشمم به چند عروسک دخترانه افتاد، ناخودآگاه آنها را برداشتم و در دستم گرفتم و همان لحظه را یک عکاس ثبت کرد. با دیدن عروسک ها حالم خیلی بد شد زیرا خودم یک خواهر کوچک دارم و همیشه وقتی برایش عروسک می خریدم خیلی خوشحال میشد، اما از تصور اینکه این اتفاق شاید برای خواهرم رخ دهد واقعا اذیت شدم تا اینکه دقایقی بعد تقریبا در همان محل با پیکر دختر بچه ۴ تا ۵ ساله ای مواجه شدیم که شاید صاحب همان عروسک ها بود.
وی می افزاید: عملیات در محله رسالت چند روز به طول انجامید و حتی آسمان نیز با دیدن این صحنه ها باریدن گرفت. به خاطر دارم زنی را که ۲ روز تمام در کنار این آواره ها حتی در زیر باران نشسته بود و گریه می کرد چون خانه خواهرش و خانوادهاش در این ساختمان بود و امید داشت تا حداقل پیکرهایشان را پیدا کنیم و بتواند مزاری برای عزیزانش تهیه کند.
این امدادگر می گوید: در جنگ ۱۲ روزه در سایر مناطق جنگی حضور داشتم و این اولین بار نیست که امدادسرانی در جنگ را تجربه می کند اما صحنه هایی که در محله رسالت تهران را دیدم،هیچوقت فراموش نمی کنم.
وی ادامه می دهد: ساختمان های مسکونی رسالت از بین رفته اند و دیگر از آن ساختمان های بلند چیزی باقی نمانده است؛ اما وسایل شخصی ساکنان این ساختمان ها که در بین آواره ها دیده میشد، نشان می داد تنها چندساعت قبل از حمله، زندگی در این خیابان جاری بوده است و صدای بازی کودکان در محله شنیده میشد ، همه این ها نشان می دهد در حملات اخیر برخی خانه های مسکونی آسیب دیده اند و افراد غیرنظامی بسیاری قربانی این جنگ شده اند که قطعا حقشان
این نبود.
شما چه نظری دارید؟