۱) جنگ تحمیلی ۸ ساله
شهریور ۱۳۵۹ جنگ رژیم بعثی عراق علیه ایران آغاز شد. جنگی که با توهم صدام حسین و حمایت برخی کشورهای منطقه و چراغ سبز استکبار جهانی، ۸ سال طول کشید. دو کشور مسلمان و شیعه که دارای قویترین ارتشهای منطقه بودند، با هم درگیر شدند. خساراتهای فراوانی از نظر مالی و زیربنایی بر هر دو کشور وارد شد و جمع زیادی از جوانان برومند ایران به شهادت رسیدند.
این جنگ در نخستین سالهای انقلاب اسلامی نوپای ایران رخ داد. دشمنان با هدف سقوط جمهوری اسلامی وارد جنگ شدند در زمان اشغال خرمشهر روی دیوارها نوشتند: «ما آمدهایم که بمانیم» آنها حتی در جغرافیا و متون درسی دستکاری کردند و از خرمشهر به نام محمره و از خلیجفارس به عنوان خلیج عربی نام بردند.
رژیم بعثی در این جنگ از هیچ جنایتی فروگذار نکرد: از بمباران شیمیایی حلبچه و حتی خود مردم کُرد عراق گرفته تا سرکوب مبارزان و آزادیخواهان و موشک باران و بمباران مردم بیدفاع در شهرها از جمله تهران که به «جنگ شهرها» معروف شد. صدام به رغم آنکه توسط سازمان ملل متحد به عنوان متجاوز شناخته شد اما با استفاده از جاسوسان و خائنانی چون «منافقین» پس از پذیرش آتش بس، عملیات مرصاد را با هدف «فتح تهران» و «نابودی جمهوری اسلامی» به راه انداخت.
با این حال، آنچه در پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله رژیم بعثی عراق علیه ایران شاهد بودیم، انسجام و وحدت ملی ایرانیان در دفاع از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی و بیرون کردن دشمن متجاوز از مرزها بود. ۸ سال جنگ ناخواسته و ظالمانه علیه ایران موجب شد توانایی، اقتدار، دفاع ملی و میهنی ایرانیان شهره جهان شود و نیروهای مسلح و غیور ایران با رهبری امام خمینی(ره) و دولت مردمی، سربلند و پیروز از این جنگ بیرون بیایند.
۲) جنگ ۱۲ روزه
اواخر خرداد ۱۴۰۴ رژیم صهیونیست و غاصب اسرائیل با همراهی آمریکا به ایران حمله کرد. در این جنگ «جنگ ۱۲ روزه» شهرهای کشور توسط دو قدرت اتمی دنیا مورد هجوم قرار گرفت. در این جنگ، جمعی از سرداران و فرماندهان ارشد نظامی کشور و گروهی از دانشمندان و نخبگان میهنمان به شهادت رسیدند و خانوادههای بیدفاع زیادی قربانی «توهم» و «جنون» ترامپ ـ نتانیاهو شدند. این جنگ در شرایطی صورت گرفت که «ایران و آمریکا» در حال مذاکره برای حل اختلافات سالیان گذشته بودند.
«نفوذیها و جاسوسان» در جنگ ۱۲ روزه هم مثل جنگ هشت ساله تحمیلی رژیم بعثی عراق نقش آفرینی کردند و خسارات فراوانی از ناحیه «پادوهای دشمن» علیه کشور صورت گرفت. نهادها و سازمانهای بینالمللی نظارهگر و جهان در بهت و حیرت بود که چگونه کشوری که در ساعات اولیه مسئولان ارشد نظامی و دفاعی و پایگاههای نظامی آن مورد بمباران قرار گرفته است در کمتر از ۲۴ ساعت توانست خود را بازیابد و قدرت آفندی، تهاجمی خود را از طریق پهپادها و موشکها به رخ دشمنان بکشد.
طی آن بخش زیادی از اسرائیل در سایه تهاجمات ایران به «ویرانه» تبدیل شود و «پایگاههای نظامی و استراتژیک آمریکا در دوحه قطر» از سوی ایران مورد حمله قرار گیرد. بعد از جنگ جهانی دوم تا آن زمان سابقه نداشت که کشوری به پایگاههای نظامی آمریکا حمله کند. این جنگ ۱۲ روزه اگر چه خسارات مادی و انسانی فراوانی برای ایران داشت اما در سایه رهبری حکیم، نیروهای مسلح مقتدر، دولت پای کار و از همه مهمتر، «وحدت و اتحاد ملت بزرگ ایران» باز هم ایران بود که پیروز میدان شد.
۳) جنگ رمضان
در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با بمباران بیت رهبری در ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح، باز آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل به ایران حمله کردند. رهبر عظیمالشأن انقلاب را به شهادت رساندند و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان عالیرتبه به همراه مردم بیدفاع که نمونه بارز آن دانشآموزان معصوم میناب بودند هدف قرار گرفتند. این جنگ ۴۰ روز طول کشید، بیش از ۱۳۵۰۰ هدف در ایران بمباران شد و حدود ۴ هزار نفر شهید برجای گذاشت. این جنگ نیز در شرایطی که ایران و آمریکا در حال مذاکره برای حل اختلافات بودند صورت گرفت! دنیا متحیر بود که چگونه آمریکا صحبت از مذاکره میکند اما به کشوری که طرف مذاکره است چون جنگ قبلی (جنگ ۱۲ روزه) حمله کرده است.
جان کری، وزیر امور خارجه دولت اوباما در جدیدترین اظهارات خود فاش کرده است: « اسرائیل از اوباما و جو بایدن درخواست حمله نظامی به ایران کرده بود اما آنان دست رد به سینه نخست وزیر جنایتکار و کودک کش اسرائیل زده بودند». ولی این بار ترامپ در دو نوبت، تن به حمله نظامی به ایران داد تا خطایی بزرگ در تاریخ آمریکا را به ثبت برساند. جنگ رمضان در عین حال، پدیدهای بزرگ و استثنایی از مردم ایران را در جهان جلوه گر کرد: «میدان و خیابان در سراسر کشور به تسخیر درآمدند» و حامی و پشتیبان بزرگ نیروهای مسلح و غیور کشور شدند. اقتدار دفاعی، تهاجمی، نظامی و امنیتی ایران در این جنگ نابرابر که کشورها و دولتهای فراوانی با دشمنان متحد و آنها را یاری میکردند، خود را بیش از گذشته نمایانتر کرد و باز این ایران بود که پیروز شد.
آنچه از این سه جنگ باید مورد توجه قرار گیرد از این قرار است:
یکم/ «نقش نفوذیها، خائنان و جاسوسان» را نباید دست کم گرفت. برای قطع کامل این «رخنه»، دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی باید اقدام قاطع و اساسی را به عمل آوردند. به قول معروف: «مؤمن از یک سوراخ دو بار نباید گزیده شود». ایران خسارتهای فراوانی را بابت این «پادوهای دشمنان» و «سربازان بدون یونیفورم بیگانگان» پرداخت کرده است.
دوم/ اقتدار دفاعی، امنیتی، تقویت بازدارندگی و اهتمام بایسته بر توسعه کمی و کیفی زیرساختهای مرتبط با آن در عصر کنونی یک واجب عینی است. تجارب آموخته از سه جنگ به ما میگوید، قدرت نظامی و دفاعی ما هر قدر بالاتر رود، امنیت و ثبات بیشتری را برای کشور به دنبال خواهد داشت و به همان میزان در بازدارندگی و کاهش تهدیدات مؤثر است. پس باید روی نیروهای مسلح مقتدر و کارآمد سرمایه گذاری همه جانبهای صورت گیرد.
سوم/ هماهنگی نهادهای مسئول، قوای سه گانه و به خصوص «دولت» به عنوان مسئول اداره کشور یک شرط تام و تمام در حکمرانی و مدیریت امور است، چرا که بار اصلی تأمین هزینههای کشور، ثبات، امنیت غذایی، ... بر عهده دولت است. به ویژه نقش دولت در سیاست خارجی برای کاهش تهدیدات و دور کردن کشور از جنگ و دستیابی به سازوکاری برای مذاکره و صلح بس مهم و راهبردی است.
چهارم/ «نقش رهبری» به عنوان فرمانده کل قوا و در اختیار داشتن «جنگ و صلح» و عامل اصلی در وحدت، همبستگی و اتحاد اقشار مختلف کشور، بی بدیل است. امام خمینی(ره) و آیتالله خامنهای(ره) هر دو در عمل این مهم را اثبات کردند. در همین جنگ رمضان، رهبری سوم با هوشیاری و بصیرت، مذاکره با آمریکا را تأیید و در بالاترین سطوح، مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا صورت گرفته است.
پنجم/ و بالاخره نقش اصلی و اساسی را مردم بر عهده دارند. در هر سه جنگ این مردم بودهاند که بار اصلی جنگ را تحمل کردهاند و یاور رزمندگان، حامی دولت و مسئولان و میدان دار خیابانها بودهاند. «اتحاد مقدس ملت ایران برای پیروزی و شکست دشمنان» از رهیافتهای مهم در سه جنگ یاد شده علیه ایران است. این اتحاد مقدس را باید با جدیت مراقبت و حفاظت کرد و اجازه نداد افرادی به بهانههای مختلف در انسجام و وحدت مردم، رخنه ایجاد کنند.