در حالی که شعلههای آتشافروزی آمریکا و اسرائیل با تجاوز به خاک ایران جهان را در آستانه یک انفجار بزرگ قرار داده بود، اسلامآباد با چرخشی هوشمندانه از یک بازیگر ناظر به میانجیگر استراتژیک بدل شد.
میزبانی پاکستان از دور اول گفتوگوهای دیپلماتیک ایران و آمریکا پس از تحولات اخیر منطقه، فراتر از یک اقدام نمادین، نشاندهنده راهبرد کلان این کشور برای تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک و تقویت زیرساختهای اقتصادی خود در سایه ثبات منطقهای است.
تلاقی امنیت مرزی و ثبات منطقهای در سایه اقتدار ایران
به نقل از عصر ایران، پاکستان به عنوان همسایهای راهبردی، همواره بر حفظ آرامش در مرزهای ۹۰۰ کیلومتری خود با ایران تأکید دارد و هرگونه نوسان امنیتی در منطقه میتواند چالشهای لجستیکی و اقتصادی برای ایالت بلوچستان پاکستان ایجاد کند. از این منظر، تلاشهای دیپلماتیک اخیر اسلامآباد، گامی هوشمندانه برای جلوگیری از بروز هرگونه فشار معیشتی بر ساکنان مناطق مرزی است.
علاوه بر ضرورتهای اقتصادی، همکاری نزدیک با تهران برای مقابله با تحرکات گروههای تروریستی و جداییطلب، اولویت حیاتی ارتش و دولت پاکستان است؛ بنابراین، نقشآفرینی فعال پاکستان در عرصه دیپلماسی، نه تنها یک حرکت پیشدستانه برای انسداد گسلهای امنیتی، بلکه تلاشی برای تبدیل مرزهای دو کشور به کمربند صلح است.
درگیری تمامعیار در مرزهای غربی نیز تمرکز نظامی ارتش پاکستان را از جبهه سنتی و حیاتی شرقی یعنی مرز با هند، به سمت غرب منحرف میکند. چنین نوع از تغییر آرایش نظامی از نظر استراتژیک برای پاکستان یک کابوس است؛ چرا که توان بازدارندگی این کشور در مقابل رقیب دیرینهاش را به شدت کاهش میدهد. پس تلاش برای برقراری آتشبس در ایران، در واقع تلاشی برای حفظ تمرکز نظامی و امنیتی پاکستان بر اولویتهای اصلی ملی و بقای تمامیت ارضی است.
استفاده از اعتبار دیپلماتیک به مثابه وثیقه اقتصادی
اقتصاد پاکستان در بهار ۱۴۰۵ در پیچیدهترین وضعیت خود قرار دارد و تورم ناشی از بستن تنگه هرمز، میتوانست معیشت مردم این کشور را به مرز انفجار برساند. اگرچه اسلام آباد با حمایتهای مالی بینالمللی از جمله وامهای صندوق بینالمللی پول و سپردهگذاریهای جدید عربستان سعودی، موفق شده از خطر سقوط کامل ارزش پول ملی پیشگیری کند، اما این پایداری به شدت به جریان مداوم وامهای خارجی وابسته است.
میزبانی از مذاکرات به این کشور فرصت داد تا از پرستیژ میانجیگری به عنوان یک ابزار چانهزنی در مقابل قدرتهای جهانی و نهادهای مالی استفاده کند. مقامات اسلامآباد به دنبال آن هستند تا نشان دهند ثبات منطقه و امنیت انرژی جهانی، تا حد زیادی به نقشآفرینی مثبت و تداوم ثبات سیاسی در داخل خود پاکستان گره خورده است.
طبق گزارشهای نشتیافته، دولت پاکستان از نفوذ واشنگتن در صندوق بینالمللی پول (IMF) استفاده کرده تا بستههای حمایتی جدیدی را برای فرار از ورشکستگی دریافت کند. همراهی با دولت ترامپ در فرآیند صلح، این سیگنال را به بازارهای جهانی صادر میکند که پاکستان متحدی استراتژیک و قابل اعتماد است که نباید فرو بپاشد.
در سطح کلانتر، بازگشایی مسیرهای تجاری و کاهش قیمت انرژی که نتیجه مستقیم موفقیت مذاکرات خواهد بود، اکسیژن مورد نیاز برای ریههای اقتصاد پاکستان را فراهم میکند. هر دلار کاهش در قیمت جهانی نفت بر اثر کاهش تنش، به معنای کاهش فشارهای تورمی در بازارهای داخلی اسلامآباد است که مستقیم ثبات دولت فعلی را تضمین میکند.
بازپسگیری پرستیژ منطقهای در رقابت با دهلینو
هند در سالههای اخیر با رشد اقتصادی سریع و نزدیکی به محورهای جدید قدرت، سعی کرده بود پاکستان را در انزوای دیپلماتیک قرار داده و به حاشیه براند. ولی تجاوز به خاک ایران و نیاز به یک میانجی بیطرف که دارای نفوذی نسبی در آسیاست، فرصتی طلایی را برای اسلامآباد فراهم کرد تا دوباره به کانون توجه برگردد.
موفقیت در نشاندن طرفین بر سر میز مذاکره، شکستی نمادین برای دکترین سیاست خارجی هند محسوب میشود که همواره تلاش کرده پاکستان را کشوری حامی بیثباتی معرفی کند. اسلامآباد اکنون میخواهد به عنوان لنگرگاه ثبات در جنوب آسیا شناخته شود که توانسته است از یک جنگ عظیم جلوگیری کند، نقشی که دهلینو به دلیل مواضع اخیرش قادر به ایفای آن نبود.
این مانور قدرت همچنین به پاکستان اجازه میدهد تا در مسائل حساس منطقهای مانند پرونده کشمیر، با اعتماد به نفس بیشتری در مقابل جامعه جهانی ظاهر شود.
قمار روی کارت ترامپ برای کسب امتیازات استراتژیک
دولتمردان پاکستان به خوبی بر روحیه نتیجهمحور و علاقه دونالد ترامپ به ثبت توافقهای تاریخی و بزرگ به نام خودش واقف هستند. آنها متوجه شدهاند که ترامپ برای فرار از هزینههای سرسامآور یک جنگ جدید در آستانه انتخابات، به یک سکوی مطمئن و یک توافق دیپلماتیک سریع نیاز دارد. پاکستان با فراهم کردن این بستر در واقع در حال خرید اعتبار سیاسی ویژه نزد شخص رئیسجمهور آمریکا است.
این نزدیکی استراتژیک میتواند در آیندهای نزدیک به جلب حمایتهای نظامی و تکنولوژیک آمریکا که مدتی است متوقف شده، منجر شود و توازن نظامی را دوباره برقرار کند. در واقع میانجیگری در بحران ایران برای پاکستان یک سرمایهگذاری بلندمدت است تا جایگاه خود را به عنوان متحد اصلی غیرناتوی آمریکا در منطقه بازسازی کند.
علاوه بر این، احتمال رسیدن به یک توافق نهایی میان ایران و آمریکا میتواند بزرگترین دستاورد دیپلماتیک تاریخ معاصر پاکستان باشد که مشروعیت بینالمللی این کشور را تضمین کند. پاکستان با هوشمندی از نیاز ترامپ به یک "توافق بزرگ" استفاده میکند تا خود را به عنوان بخشی از راه حل به کاخ سفید تحمیل کند.
تضمین امنیت انرژی
بسته شدن تنگه هرمز در واکنش به تجاوز آمریکا و اسرائیل، قیمت حاملهای انرژی را در بازار داخلی پاکستان به ارقام بالایی رساند و برخی صنایع این کشور را نیز دچار مشکل کرد. برای کشوری که به شدت به واردات نفت و گاز وابسته است و روزانه ۴۲۰ هزار بشکه نفت وارد میکند، باز ماندن این آبراه حیاتی نه یک موضوع دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت مطلق برای بقای فیزیکی جامعه است.
میانجیگری اسلامآباد با هدف بازگشایی این مسیر و بازگرداندن ثبات به بازار آشفته انرژی جهانی و داخلی دنبال میشود تا از فروپاشی صنعتی جلوگیری کند. همچنین ثبات در منطقه خلیج فارس برای پیشبرد پروژههای اقتصادی بلندمدت پاکستان، از جمله خطوط انتقال انرژی و کریدورهای تجاری، حیاتی و غیرقابل جایگزین است. هرگونه تنش ماندگار در این منطقه، سرمایهگذاران خارجی را فراری داده و پروژههای زیربنایی را که امید اصلی رشد پاکستان هستند، به بنبست کامل میکشاند.
بنابراین، تلاشهای دیپلماتیک اسلامآباد حرکتی استراتژیک برای صیانت از آینده اقتصادی کشور و تامین امنیت پایدار انرژی برای نسلهای آینده محسوب میشود.