به گزارش اطلاعات آنلاین، پاتریک وینتور (تحلیلگر ارشد رسانه انگلیسی گاردین) در تازهترین مطلب خود به رویکرد اخیر رئیس جمهوری ایالات متحده در تلاش برای اختلافافکنی میان ایرانیان پرداخته و نوشته است: ادعاهای ترامپ مبنی بر شکافهای «دیوانهوار» در رهبری ایران - دومین مورد از این استدلال در سه روز - عجیب است، زیرا او پیشتر گفته بود یا اطلاعاتش از رهبری جدید ایران اندک است یا اینکه تغییر رژیم قبلاً رخ داده است.
تیم ترامپ، چه با واسطههای پاکستانی و چه با تماسهای مستقیمتر، ممکن است دریافته باشند که جناحهای مختلف پیششرطهایی متفاوت برای ازسرگیری مذاکرات مطالبه میکنند. ترامپ دستکم تلویحاً میگوید نظامیها قدرت را در دست دارند. این یک راز نیست که ایران دهههاست بر سر چگونگی رویکرد به ایالات متحده و عقلانیت مذاکرات اختلاف نظر دارد، اما برخی دانشگاهیان و ناظران ایرانی ترامپ را به جنگ شناختی متهم میکنند.
برخلاف برخی کارشناسان که شناخت چندانی از مناسبات قدرت در داخل ایران ندارند، حسن احمدیان، دانشیار مطالعات غرب آسیا در دانشگاه تهران، وجود هر گونه شکاف در رهبری ایران را رد میکند و میگوید: نظام سیاسی ایران بسیار نهادینه شده است. نظام دیگری را نام ببرید که بالاترین مقام آن ترور شود و قادر به ادامه و همچنین انجام یک جنگ تلافیجویانه علیه دو دشمن بزرگ باشد. من هیچ مشابه تاریخی نمیبینم.
به گفته احمدیان، برای هر نهادی در ایران یک نهاد موازی وجود دارد و این امر مقاومت در برابر شوکها را آسانتر میکند: ایران حول یک راهبرد تازه که از دل جنگ برآمده، متحد شده است؛ راهبردی که بر استفاده از اهرم تنگه هرمز برای مقابله با فشار ترامپ متمرکز است. تنگه کلید ماجرا است... اگر توافقی منصفانه حاصل شود، ما از تحریمها و غرامتها بهرهمند خواهیم شد و در عوض، ایران آژانس بینالمللی انرژی اتمی را وارد عمل خواهد کرد و اورانیوم غنیشده با غنای بالا را رقیق کند.
استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران میافزاید: علاوه بر این، ما میگوییم اگر تعهدات خود را نقض کنید، ذهنیت ما تغییر کرده است. در سال ۲۰۱۸ [که ترامپ از توافق هستهای خارج شد] ایران چیز زیادی برای ارائه نداشت. در این برهه، ما با زبان ترامپ با خود او حرف میزنیم. این زبان بسیار مؤثر است. همانطور که شما مردم ما را هدف قرار میدهید، ما جیب مردم شما را هدف قرار خواهیم داد.
احمدیان ادعاهای ترامپ مبنی بر وجود اختلاف در فرماندهی را نوعی جنگ روانی میداند و استدلال میکند که رهبران ارشد به شکل گسترده در مورد امتناع از مذاکره تا زمانی که ایالات متحده به محاصره بنادر ایران پایان ندهد، اتفاق نظر دارند: این سیاست، قدرت خود را از شورای عالی امنیت ملی متشکل از ۱۳ عضو از تمام نیروهای داخل ایران گرفته است: قضایی، سیاسی، نظامی و اطلاعاتی.
تصمیم اسرائیل برای ترور علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد، زیرا این ترور، توانمندترین، عملگراترین و باتجربهترین چهرههای سیاسی ایران را که میتوانستند یک راهبرد مذاکره اجماعی ایجاد کنند، از صحنه سیاست حذف کرد. محمدباقر ذوالقدر، جانشین او، فرمانده باسابقه سپاه پاسداران است.
در این میان، کسی که نقش لاریجانی را بر عهده گرفته محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، است. او به ریاست هیئت نمایندگی ایران در اسلامآباد منصوب شد و در یک مصاحبه تلویزیونی که مورد تحسین قرار گرفت، مفصل توضیح داد که ایران چقدر موفق بوده است، اما همچنین روشن کرد که کشور نمیتواند به همین منوال ادامه دهد. او در مورد اغراق در مورد قدرت نفوذ ایران هشدار داد و تأکید کرد که نباید برتری و تواناییهای نظامی ایالات متحده را دست کم گرفت.
در تمام این ماجراها، دکتر مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، بیشتر برای حفظ جبهه داخلی به کار گمارده شده و جزئیات مذاکرات را به نیروهای مطمئن خود سپرده است.