۴۰ روز از شهادت علی لاریجانی، چهره سیاسی و امنیتی کشور میگذرد. وی که پیشتر دبیری شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشت، در ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۴ بر اثر حملات آمریکایی و اسرائیلی به شهادت رسید.
لاریجانی در طول حیات سیاسی خود، همواره از عبارات خاصی همچون «علی لاریجانی، بنده خدا» در پیامهای رسمی و غیررسمی استفاده میکرد که سبکی متفاوت در میان مقامات سیاسی به شمار میرفت.
از سوابق او میتوان به جانشینی سید محمد خاتمی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز جایگزینی محمد هاشمی رفسنجانی در رأس سازمان صداوسیما اشاره کرد.
اما برجستهترین بخش کارنامه سیاسی این شهید، ۱۲ سال ریاست بر مجلس شورای اسلامی بود؛ دورهای که با فرازونشیبهای فراوان میان او و جبهه پایداری همراه شد. جبهه پایداری انقلاب اسلامی به عنوان اصلیترین منتقد شهید لاریجانی در آن سالها شناخته میشد.
علی بنایی، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، در گفتوگویی با خبرآنلاین به مناسبت چهلمین روز از شهادت علی لاریجانی، به توصیف شخصیت علمی و فکری ایشان پرداخت.بنایی گفت: شهید لاریجانی یک عنصر بیبدیل بود. شخصیتی که سالها تمام افکار و اندیشههای خود را جمع کرده بود تا برای ارتقای نظام فکری و اجرایی کشور به کار بگیرد.
وی افزود: اگر بخواهم مثالی بزنم، یادم میآید مرحوم آقای پرورش در مجلس جملهای گفت که شهید بهشتی سالیانی دراز افکار خود را برای تشکیل نظام جمهوری اسلامی مرتب دستهبندی کرد و سرانجام آن فکر و اندیشه را سالیان بعد منتقل کرد. شهید لاریجانی نیز همینطور بود.
شهید لاریجانی قدرت تولید ادبیات خاص خودش را داشت
این نماینده ادوار مجلس ادامه داد: شهید لاریجانی واقعاً فکر بلندی داشت، نگاه بلندی داشت، صبر و حوصله ای که داشت که زبانزد بود. قدرت تولید فکری او بسیار بالا بود. قدرت تولید ادبیات خاص خودش را داشت. ایشان شخصیتی بود که ادبیاتش واقعاً فاخر بود.
بنایی ادامه داد: وقتی شهید لاریجانی در داخل مجلس صحبت میکرد، وزن سخنانش کاملاً با بقیه متمایز بود.
وی افزود: در مجلس، گاهی جلسات مشترکی با حضور روسای سه قوه برگزار میشد. من در آن جلسات حضور داشتم. هر کدام از ارکان سه قوه صحبت میکردند. شما بروید آن جلسات مشترک را مرور کنید، نطقهای لاریجانی را نگاه کنید. میبینید که یک فاصله معنادار بین سخنان ایشان و دیگران وجود داشت.
این نماینده ادوار مجلس ادامه داد: وقتی لاریجانی صحبت میکرد، حدود نیم ساعت درباره مسائل کشور، منطقه، نیازهای روز جامعه و کارهایی که باید انجام دهیم، صحبت میکرد. این نیم ساعت را بگذارید کنار یک یا دو ساعت سخنرانی دیگران. تفاوت کاملاً محسوس بود؛ مثل اینکه ناگهان هوا ۲۰ درجه خنکتر میشد. حرف نو داشت، جمعبندیهای نو داشت. این از جهت قابلیت و ظرفیت این شخصیت بود که واقعاً بینظیر بود.
بنایی گفت: شهید لاریجانی به طور خاص بر خودش توجه و مراقبت کامل داشت. نسبت به مسائل اخلاقی کاملاً مواظبت میکرد. تهمت نمیزد، غیبت نمیکرد. در کنار همه این موضوعات گذشت بالایی داشت.
وی افزود: گاهی بعضی رفقا میآیند میگویند ما در حق لاریجانی ظلم کردیم، بعد آمدیم عذرخواهی کردیم و لاریجانی ما را بخشید. میگفتند ایشان گفت «حساب من با شما پاک است». گفتم این مرد بزرگی است. این همه تهمت به او زدید، حالا با یک کلمه میخواهید وجدان خودتان را راحت کنید؟ او این بزرگی را کرده، اما شما با این حرفها راحت نمیشوید. چون آنقدر عالمانه و عامدانه نیش زدید و اذیت کردید.
شجاعت میخواست که کسی اینقدر صادقانه کار کند
این نماینده ادوار مجلس تأکید کرد: آن مرد با شجاعت تمام اینها را تحمل میکرد. شجاعت میخواست که کسی اینقدر صادقانه کار کند. ایشان نسبت به مقام ولایت آنقدر تحفظ داشت که واقعاً از جهت ولایی، من نظیری برایش سراغ ندارم. هم مسئله اصل ولایت فقیه را ریشهای معتقد بود و هم امام راحل کاملاً معتقد بود.
بنایی گفت: شهید لاریجانی هیچگاه مسیر خود را کمرنگ نکرد. دشمن شناخت چه کسی را ترور کرد شخصیتی که در مذاکره و گفتگو، نخستین هنرش تسلط علمی و احاطه فرهنگی بود. شناختی که از جریانهای فکری چه ایرانی، چه خارجی داشت، چه مذاکره هستهای باشد، چه دیپلماتیک، به خاطر تسلط و مهارتی که در کار خود داشت، عمیقاً طرف مقابل را مجاب میکرد و در احاطه و سیطره خود میگرفت.
وی افزود: ایشان هنر داشت که با یک سری افراد چگونه حرف بزند، با این افراد چگونه نشست کند، فرق نمیکند داخلی یا خارجی. این هنر اجماعسازی و جمع کردن افکار، هنر شهید لاریجانی بود. خصایص نابی داشت که واقعاً در دیگران سراغ نداریم.
دکتر به بندهخدا تخلص میکرد
این نماینده ادوار مجلس ادامه داد: دکتر به بندهخدا تخلص میکرد، مثل شاعرها که با یک نام تخلص میکنند. این حرف ظاهری و دمدستی نبود؛ ایشان به مقام بندگی رسیده بود. ما همه بنده خداییم، اما ادراک واقعی از بندگی چیز دیگری است. کسی که بنده خدا شد، همه چیز را بر خود آسان و راحت میبیند.
بنایی گفت: حضرت امیر، امام حسین، حضرت زینب (س) از بلایا و سختیها استقبال میکردند چون در برابر خدا ذوب بودند. شهید لاریجانی نیز خدا را در همه حال حاضر و شاهد میدید. تمام سختیها، ناملایمات، بیمهریها و رد صلاحیتهایی که شب و روز بر سرش میبارید را با بزرگواری و توکل به خدا تحمل میکرد. این رمز بندگی خدا بود؛ مدالی بزرگ که ایشان دریافت کرده بود.
بنایی گفت: بندگی خدا رمزی بود که ایشان در پی گرفته بود. درجه خلوصی که در کار داشت، قابل توجه بود. خود بندگی خدا هم درجات دارد، مراتب دارد، پلههای متفاوت دارد، سدهای متفاوت دارد.
شهید لاریجانی واقعاً بندهخدا بود
وی افزود: به نظر من، ما از دور داریم قضاوت میکنیم، اما عملکرد ایشان نشان داد که سطح عالی بندگی را محقق کرده بود. رضایت خدا برایش مهمترین مطلب بود و به خاطر همین کشف رضایت الهی، گذشت بسیاری داشت.
این نماینده ادوار مجلس ادامه داد: از لوازم بندگی خدا این است که انسان روحش بزرگ میشود. وقتی روح بزرگ شد، وسعت دید پیدا میکند و دیگر سختی برایش چیزی نیست – شاید گاهی حتی شیرین هم باشد. چون حساب میکند که اعمالش پاکتر، خالصانهتر و هر چه خلوص بیشتر شود، تقرب بیشتر پیدا میکند. هر چه مقربتر میشد، بندگیاش نمایانتر میشد.
بنایی در پایان تأکید کرد: به نظرم این تخلص ایشان «علی بنده خدا» خیلی جای کار دارد. ایشان واقعاً بندهخدا بود.