در جغرافیای سیاسی خلیج فارس، نفت هیچگاه صرفاً یک کالای اقتصادی نبوده است. نفت در این خطه، زبان دیپلماسی، ابزار قدرت و سیمان پیونددهنده ائتلافهای سنتی است. اما اعلام خبر خروج امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و ائتلاف وسیعتر آن، اوپکپلاس، نشان داد که این سیمان قدیمی ترک برداشته است.
این تصمیم که لرزهای بر پیکره بازارهای جهانی انداخته، بیش از آنکه حاصل چرتکهاندازیهای نفتی باشد، محصول یک «بنبست استراتژیک» و نوعی قهر سیاسی میان ابوظبی و متحدان دیرینهاش، بهویژه عربستان سعودی است. اماراتیها که انتظار داشتند در مسیر توسعه پرشتاب خود مورد حمایت و درک شرکای منطقهای قرار گیرند، حالا با خروجی اعتراضی، پیام خود را به صریحترین شکل ممکن به ریاض و جهان مخابره کردند.
پایان افسانه همبستگی خلیجی
برای دههها، اوپک نماد نظم و همگرایی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بود. اما همانطور که تحلیلگران بینالمللی و رسانههایی، چون الجزیره تاکید کردهاند، این جدایی را نباید در قالب نوسانات بازار تعبیر کرد؛ این رویداد، بیانیهای رسمی برای پایان یک عصر از همبستگی است. واقعیت این است که زیر پوست روابط دیپلماتیک، تقابلی فزاینده میان امارات و عربستان سعودی شکل گرفته که حالا به شاهرگ حیاتی اقتصاد آنها سرایت کرده است.
امارات متحده عربی در سالهای اخیر احساس کرده است که در میانه بحرانهای منطقهای و تصمیمات کلان نفتی، نهتنها از سوی «برادران بزرگتر» حمایت نمیشود، بلکه هزینه بلندپروازیهای دیگران را از جیب خود میپردازد. اختلافات عمیق بر سر سیاستهای نفتی، نحوه مدیریت تنشها با ایران و رقابت برای نفوذ در شاخ آفریقا و یمن، باعث شده اجماعی که سالها میان این کشورها برقرار بود، از هم بگسلد. ابوظبی به این نتیجه رسیده که در ساختار فعلی اوپک، منافع ملیاش قربانی هژمونی عربستان میشود.
اما محرک اصلی این قهر استراتژیک را نباید صرفاً در راهروهای دبیرخانه اوپک جستوجو کرد؛ ریشه اصلی این شکاف در میدانهای نبرد یمن و تضاد عمیق دیدگاهها درباره امنیت منطقهای نهفته است. در حالی که ریاض به سمت تنشزدایی با تهران و بازیگری با واسطه ترکیه و پاکستان حرکت کرده، ابوظبی با تکیه بر «پیمان ابراهیم» و نزدیکی به تلآویو، مسیر متفاوتی را برای تضمین امنیت خود برگزیده است. اوج این تنش در اواخر سال ۲۰۲۵ رخ داد؛ جایی که اصطکاک منافع در جنوب یمن به تقابل مستقیم نیروهای تحت حمایت دو کشور انجامید و ابوظبی احساس کرد که «برادر بزرگتر» نه تنها حامی منافع استراتژیک او نیست، بلکه فعالانه در پی محدود کردن نفوذ منطقهای امارات است.
این حس «تنهایی در میدان» زمانی به حوزه اقتصاد سرایت کرد که اماراتیها دریافتند عربستان از ابزار اوپکپلاس برای تامین بودجه پروژههای بلندپروازانه ملی خود (مانند شهر نئوم) استفاده میکند، در حالی که امارات را مجبور به حبس ظرفیت تولید خود کرده است. از نگاه ابوظبی، ریاض در حال تعریف نظمی است که در آن امارات صرفاً یک «تامینکننده مالی» برای بلندپروازیهای سعودی باشد، بدون آنکه حق داشته باشد از سرمایهگذاریهای نجومی خود در شرکت «ادنوک» برای توسعه ملیاش بهرهبرداری کند. همین تضاد در «مدل توسعه» و «نگاه به امنیت»، خروج از اوپک را از یک تصمیم فنی به یک واکنش تند سیاسی بدل کرد.
بلندپروازیهای ابوظبی در قفس سهمیهها
ریشه اصلی این دلخوری بزرگ را باید در تحول بنیادین اقتصاد امارات جستوجو کرد. در حالی که عربستان سعودی به عنوان رهبر سنتی اوپک، سیاست انقباضی و کاهش تولید برای حفظ قیمتها را دنبال میکند، امارات در میانه یک جهش تولید بیسابقه است. اماراتیها با سرمایهگذاریهای نجومی در شرکت ملی نفت خود (ادنوک)، ظرفیت تولیدشان را به شدت افزایش دادهاند و حالا در پی بازگشت سرمایه هستند.
در ادبیات رسانهای و اقتصادی، امارات دیگر آن کشور کوچک دهه ۷۰ میلادی نیست؛ اقتصاد این کشور به قدری بزرگ و متنوع شده که دیگر نمیتواند زیر سایه سنگین تصمیمات دیکتهشده از سوی ریاض باقی بماند. وقتی اوپک بر تمدید کاهش تولید پافشاری کرد، اماراتیها حس کردند که در ائتلافی گرفتار شدهاند که مانع رشد ملی آنهاست. این حس «نادیده گرفته شدن» و عدم همراهی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، انگیزه اصلی این حرکت قهرآمیز بود. آنها نمیخواهند با ظرفیت تولید بلااستفاده بمانند، در حالی که رقبای جهانیشان سهم بازار را تصاحب میکنند.
آیا اوپک فرو میپاشد؟
خروج امارات تنها به معنای حذف یک نام از فهرست اعضا نیست؛ این واقعه میتواند به معنای فروپاشی تدریجی ساختاری باشد که نیم قرن بر نبض انرژی جهان حکم رانده است. کارشناسان ارشد انرژی، از جمله فعالان صنفی و علمی در ایران، هشدار میدهند که این اقدام امارات میتواند «دومینووار» عمل کند.
اوپک در ابتدا نهادی برای همصدایی تولیدکنندگان نفت بود، اما با ظهور اوپکپلاس و ورود روسیه به معادلات، بازی پیچیدهتر و گاه ناعادلانهتر شد. اعضا تا مدتها به سختی سهمیهها را رعایت میکردند تا قیمتها را بالا نگه دارند، اما حالا امارات با این خروج، راه را برای دیگران باز کرده است. اگر یکی از منضبطترین و قدرتمندترین اعضای اوپک به این نتیجه برسد که «استقلال تولید» بهتر از «تبعیت جمعی» است، اعتبار و نفوذ این سازمان برای کنترل بازار به شدت مخدوش خواهد شد. این خروج، در واقع شلیک به قلب اقتدار اوپک بود.
رقابت بر سر رهبری
در لایه سیاسی، این اتفاق بازتابدهنده شکاف عمیق میان محمد بن زاید و محمد بن سلمان است. دو رهبر جوانی که زمانی متحد استراتژیک پنداشته میشدند، حالا در یک ماراتن نفسگیر برای تبدیل شدن به «قطب اول منطقه» قرار دارند. اماراتیها با سرمایهگذاری در فناوری، گردشگری و انرژیهای نو، مدل اقتصادی خود را از عربستان جدا کردهاند.
آنها دیگر حاضر نیستند در نشستهای اوپک، صرفاً تاییدکننده تصمیماتی باشند که در ریاض گرفته شده است. این خروج نشاندهنده آن است که امارات میخواهد به عنوان یک بازیگر مستقل و فرامنطقهای شناخته شود، نه عضوی از بلوک تحت رهبری عربستان. در واقع، این پایانِ دورانِ «پیروی کورکورانه» در حاشیه خلیج فارس است. عدم حمایت کشورهای خلیج فارس از مطالبات امارات در نشستهای اخیر، آخرین میخ بر تابوت این همکاری بود.
جهان در انتظار جنگ قیمتها؟
بر اساس گزارشهای اخیر خبرگزاریهایی چون رویترز، ائتلاف اوپکپلاس حتی پیش از خروج امارات هم با چالشهای جدی برای مدیریت سهمیهها روبهرو بود. حالا با خروج رسمی امارات، احتمالاً شاهد افزایش عرضه نفت از سوی ابوظبی در ماههای آینده خواهیم بود. وقتی امارات محدودیتهای اوپک را کنار بگذارد، برای جذب مشتری و تثبیت سهم خود در بازار جهانی، دست به رقابت قیمتی خواهد زد.
این موضوع میتواند منجر به نوسانات شدید در بازار جهانی نفت شود. از سوی دیگر، این جدایی بر روابط تجاری و سرمایهگذاریهای متقابل در منطقه نیز سایه خواهد انداخت. کشورهایی که تا دیروز بر سر میز مذاکره به عنوان برادران خونی از هم یاد میکردند، حالا در میادین نفتی و بازارهای انرژی، رقبایی سرسخت خواهند بود که هیچ ابایی از ضربه زدن به منافع طرف مقابل ندارند.
انتخابی سخت میان بقا و وفاداری
خروج امارات از اوپک، داستانی از «بلوغ و جدایی» است. ابوظبی با این حرکت قهرآمیز نشان داد که در نظم جدید جهانی، وفاداریهای سنتی دیگر کارکرد سابق را ندارند و هر کشوری به دنبال حداکثرسازی منافع ملی خود، حتی به قیمت تخریب ائتلافهای کهن است. این گسست، فراتر از تغییر در اعداد و ارقام تولید نفت، نشاندهنده تغییر در هندسه قدرت در خاورمیانه است.
حالا پرسش اساسی این است: آیا عربستان میتواند با اهرمهای فشار خود مانع از فروپاشی کامل اوپک شود، یا اینکه امارات مسیر جدیدی را باز کرده که دیگران نیز به زودی در آن گام خواهند نهاد؟ آنچه روشن است، این است که «ماه عسل» کشورهای نفتی به پایان رسیده و حالا زمان رویارویی با واقعیتهای تلخ رقابت در دنیای مدرن است. امارات با خروج خود، نه تنها از اوپک، بلکه از سایه متحدان قدیمیاش نیز خارج شد تا سرنوشت انرژی خود را، به تنهایی و با نگاه به افقهای دورتر، رقم بزند.