به گزارش اطلاعات آنلاین، جولین بورگر (تحلیلگر ارشد گاردین) در تازهترین یادداشت خود درباره شرایط جنگ آمریکا و ایران نوشته است: «پروژه آزادی» تمام ویژگیهای یک قسمت کلاسیک از «ترامپ شو» را دارد، سریالی واقعنما که بقیه دنیا نه تنها باید ببینند، بلکه باید آن را زندگی کنند و زنده بمانند. این سریال یک پیچش داستانی دراماتیک دارد، غرق در نوری از خوشبختی که خود را به نمایش گذاشته و تریلر آن بسیار امیدوارکنندهتر از واقعیت به نظر میرسد.
ترامپ آخر هفته طولانی را در فلوریدا گذراند و بر طبل جنگ کوبید. او در یک پست آنلاین نوشت: «ایران به اندازه کافی بهای اعمال بد گذشته خود را نپرداخته است.» بعد از ظهر جمعه را صرف تشویق جمعیت در بزرگترین جامعه بازنشستگی آمریکا کرد و پرسید: «میدانید که ما در جنگ هستیم زیرا فکر میکنم شما موافقید که نمیتوانیم اجازه دهیم دیوانهها سلاح هستهای داشته باشند. آیا موافقید؟» و جمعیت مسن ماگا با فریاد موافقت خود را اعلام کردند.
با این حال، تا بعد از ظهر یکشنبه، وقتی ترامپ دوباره نشست تا در تروث سوشال بنویسد، حال و هوایش به هم ریخته بود. رئیس جمهوری به حالت جایزه صلح نوبل بازگشت و قول داد با اقدامی بشردوستانه و یک بار برای همیشه، کشتیها و خدمهای را که در اثر جنگ ایران در خلیج فارس گیر افتادهاند، آزاد کند. او آماده بود این کار را نه تنها برای ایالات متحده و خاورمیانه، بلکه به ویژه از طرف «کشور ایران» انجام دهد.
در این برداشت تازه از بنبست خلیج فارس، نمایندگان آمریکا و ایران «بحثهای بسیار مثبت» داشتند - چرخشی نسبت به رد آشکار آخرین پیشنهاد صلح تهران از سوی ترامپ تنها چند ساعت پیش از آن. این یکی دیگر از مضامین نمایش ترامپ بود، خبری شگفتآور و خوب تنها چند ساعت قبل از باز شدن بازارها. پست او قیمت نفت را هر چند موقت کاهش داد و سودهایی را برای کسانی که به شرطبندی بلدند، به ارمغان آورد. گزارشهای اخیر تأیید کردهاند که نوسانگیری ترامپ برای کسانی که معاملههای چند میلیون دلاری را درست پیش از اعلامیههای ریاست جمهوری انجام میدهند، سود زیادی به همراه داشته است.
مطمئناً این چیزی بیش از بازی با بازار است. بر کسی پوشیده نیست که ترامپ در برزخ نه جنگ، نه صلح و آتشبس یک ماهه و بسته شدن نامحدود تنگه هرمز، با تمام اختلالهای اقتصادی ناشی از آن، بیقرار شده است. در بازارهای جهانی، او از قبل لقب تاکو (ترامپ همیشه از بازی خارج میشود) را به خود اختصاص داده است. هفته گذشته، یک معاملهگر به خاویر بلاس، ستوننویس بلومبرگ، گفت که ترامپ به ناچو (هرمز شانسی برای باز شدن ندارد) معروف شده است.

گرچه او گاهی در این وضعیت سهلانگار نشان داده، اما بر کسی پوشیده نیست که ترامپ بیصبری شدیدی دارد. او به شدت به دنبال تغییر روایت بوده است. آنچه تاکنون در هالهای از ابهام بوده این است که آیا او وضع موجود را با صلح یا جنگ خواهد شکست یا نه. ایالات متحده در دوران آتشبس در حال بازسازی نیروهای خود بوده است. اکنون سه ناو هواپیمابر در منطقه دارد و تانکرهای سوخترسانی را در آسمان خاورمیانه پر میکند. روز پنجشنبه، رهبران نظامی ترامپ را در جریان گزینههای خود قرار دادند.
به گفته اکسیوس، یکی از این گزینهها، باز کردن اجباری تنگه با قدرت نیروی دریایی و در صورت لزوم، شلیک توپها بود. به نظر میرسید این یک احتمال واقعی باشد، اما در آخرین لحظه، ترامپ از این شرطبندی پرخطر منصرف شد. پروژه آزادی راهنماییهایی برای کشتیهای تجاری در پیمایش تنگه ارائه میدهد، نه حفاظت از یک اسکورت دریایی. این تا اندازه زیادی تغییر نام یک عملیات هماهنگی است که از پیش در حال انجام بود، به نام «ساخت آزادی دریایی» که مسیری را در امتداد ضلع جنوبی تنگه هرمز نشان میداد. ترامپ، طبق معمول، عنوانی جذابتر به آن داد.
تهران هرگز با ایده انجام یک عمل خوب از طرف خود موافقت نمیکرد. برای سپاه پاسداران، همه چیز مربوط به این است که چه کسی تنگه را کنترل میکند و آنها آشکارا آمادهاند برای حفظ نقطه اصلی اهرم، ریسک کنند. نخستین گزارش از حمله به یک کشتی تجاری با «پرتابههای ناشناس» ساعاتی پس از اعلامیه ترامپ در تروث سوشال منتشر شد و بعد از ظهر دوشنبه، یک کشتی باری تحت مدیریت کره جنوبی از انفجار و آتشسوزی در عرشه خبر داد.
بنابراین، پروژه آزادی میتواند مسیری سریع برای از سرگیری خصومتها باشد، چشماندازی که آمریکا برای آن آماده شده است. پروژه این مزیت را دارد که شرایط بازگشت به جنگ را به گونهای تنظیم کند که ایران متجاوز شناخته شود. راه دیگر خروج از بنبست، بازگشت به میز مذاکره و در نهایت مصالحه بر سر برنامه هستهای ایران است، مانند همان راهی که در زمان آغاز جنگ ترامپ و بنیامین نتانیاهو در 28 فوریه مورد بحث بود.
در بازی تابآوری، سپاه پاسداران و دیگر تصمیمگیرندگان ایران شرط میبندند که ترامپ نخستین کسی خواهد بود که پلک میزند. آنها ممکن است از اینکه او پیشتر این کار را نکرده، شگفتزده شوند. ترامپ بسیار درگیر فراز و نشیبهای بازار است و میداند نتیجه بد برای جمهوریخواهان در انتخابات کنگره نوامبر، ریاست جمهوری او را به شکل جدی تضعیف خواهد کرد. دستکم فعلاً ترامپ به درخواست خود مبنی بر تسلیم ابدی برنامه هستهای ایران به عنوان شرط اصلی پایان دادن همیشگی به جنگ پایبند است.
هفته گذشته، گزارشی نگرانکننده در مجله آتلانتیک به نقل از حلقه نزدیکان ترامپ منتشر شد که میگفت او دیگر خودش را در خلوت با امثال جورج واشنگتن و آبراهام لینکلن مقایسه نمیکند و حالا همقطارانش را در حد اسکندر کبیر، ژولیوس سزار و ناپلئون میبیند. یکی از افراد معتمد گفت: او به تازگی درباره اینکه قدرتمندترین فرد تاریخ است سخن میگوید. میخواهد در مقام کسی به یاد آورده شود که کارهایی را انجام داده که دیگران به دلیل قدرت و ارادهاش نمیتوانستند.
یکی دیگر از این طرز فکرها در صحنه جهانی، قسمتی از برنامه تلویزیونی «ترامپ شو» است که هیچکس نمیخواهد آن را ببیند. دستکم برخی از امپراتورهای تاریخ کسی را کنار گوش خود داشتند که ضعفهای انسانیشان را به آنها یادآوری کند. دیگر کسی در کاخ سفید نمانده است که این کار را برای ترامپ انجام دهد.