تلاشهای ترامپ، از تهدیدهای نظامی تا محاصره نفتی برای وادار کردن ایران به عقبنشینی تاکنون نتیجه ملموسی نداشته و حتی به تقویت موضع تهران انجامیده است.
روزنامه واشنگتن پست در گزارشی که خبرگزاری ایرنا متن ترجمه آن را منتشر کرده است، نوشت: دونالد ترامپ بهوضوح میخواهد جنگ با ایران را پایان دهد؛ ابتدا تلاش کرد با تهدید و ارعاب به هدف خود برسد، اما اولتیماتومهای او کارساز نبود. اکنون او بهدنبال وارد کردن فشار اقتصادی بر ایران است، اما محاصره و اسکورت کشتیها توسط نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز نیز چندان موفق نبوده است. ناتوانی ترامپ در وادار کردن ایران به انجام خواستههایش از بازگشایی تنگه هرمز تا کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم، نشاندهنده یک واقعیت بزرگتر است: شاید آمریکا ایران را بهدرستی درک نکرده است. این جنگ اکنون به نوعی آزمون اراده میان دو کشور تبدیل شده است. ترامپ بارها تلاش کرده راهحلی سریع برای اعلام پیروزی پیدا کند. ابتدا در اواخر مارس خواستار بازگشایی کامل تنگه هرمز شد و تهدید کرد در غیر این صورت زیرساختهای ایران را نابود میکند. وقتی این اقدام نتیجه نداد، تهدیدهای خود را تشدید کرد و از نابودی کامل سخن گفت. پس از آن، به محاصره نفتی روی آورد تا با فشار اقتصادی، ایران را وادار به عقبنشینی کند. در ادامه نیز طرحی برای هدایت کشتیهای گرفتار در تنگه ارائه کرد، اما موفقیت این اقدامات همچنان نامشخص است.
تصور اشتباه تسلیم ایران
کارشناسان معتقدند تصور ترامپ مبنی بر اینکه فشار اقتصادی یا نظامی میتواند ایران را به تسلیم وادار کند، اشتباه است. به گفته آنها، این تحلیل ناشی از درک نادرست از راهبرد، ذهنیت و توان سازگاری ایران است. از نگاه تهران، این کشور در موقعیت برتر قرار دارد و میتواند فشار اقتصادی را همانگونه که در گذشته نیز انجام داده، تحمل کند. مهمتر اینکه ایران معتقد است میتواند این وضعیت را بیش از آنچه ترامپ بتواند افزایش قیمت انرژی و سوخت را تحمل کند، ادامه دهد.
در حوزه انرژی نیز برخی برآوردها نشان میدهد ایران هنوز زمان قابل توجهی برای ادامه تولید و ذخیره نفت دارد. این کشور میتواند تولید خود را کاهش داده و از ذخیرهسازی در نفتکشها یا انتقال از طریق مسیرهای زمینی استفاده کند. تجربه دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز نشان داد که ایران توان کاهش شدید تولید را بدون آسیب جدی دارد. کارشناسان تأکید میکنند اگرچه فشارها بر اقتصاد ایران واقعی است، اما این فشارها به فروپاشی منجر نخواهد شد. در مقابل، ترامپ با محدودیت زمانی و فشارهای داخلی، از جمله انتخابات میاندورهای مواجه است و افزایش قیمت سوخت و هزینههای اقتصادی جنگ میتواند فشار بیشتری بر دولت او وارد کند. تحلیلگران معتقدند که ادامه این رویکرد احتمالاً به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و راهحل نهایی این بحران، نه در فشار بیشتر، بلکه در مسیر دیپلماسی و توافق نهفته است.
موقعیت آسیبپذیر ترامپ
کاهش سریع ذخایر سوخت در آمریکا همزمان با افزایش قیمتها در پی جنگ علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز، فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ترامپ را افزایش داده و پیشبینیها درباره کاهش قیمت بنزین را با تردید مواجه کرده است. بازار سوخت آمریکا در ماههای اخیر با نشانههای هشداردهندهای مواجه شده است؛ در حالی که ترامپ بارها اعلام کرده بود قیمت بنزین پس از پایان جنگ ایران بهسرعت سقوط خواهد کرد، کاهش مداوم ذخایر نفت خام، بنزین و گازوئیل خلاف این روند را نشان میدهد. در پی آغاز جنگ علیه ایران و اختلال گسترده در تنگه هرمز، روزانه بیش از ۱۳ میلیون بشکه عرضه نفت و فرآوردههای نفتی از بازار جهانی حذف شده؛ رقمی معادل حدود ۱۳ درصد از کل عرضه جهانی که به شوک قابل توجهی در اقتصاد جهانی منجر شده است. در نتیجه این روند، افزایش قیمت بنزین در آمریکا میتواند به چالشی جدی برای ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شود. در عین حال، هرگونه محدودیت احتمالی صادرات برای کنترل قیمت داخلی میتواند به افزایش بیشتر قیمتهای جهانی و تضعیف جایگاه آمریکا بهعنوان تأمینکننده قابل اعتماد منجر شود.
شما چه نظری دارید؟