آیتالله سیدحسن عاملی
آتش فخر
حضرت پیامبر(ص) فرمود: روزگاری فرا خواهد رسید که مرد مابین «عجز» و «فخر کردن» مخیر میشود؛ یعنی اگر مالی را از راه حرام به دست آورد، فخر میکند و اگر بگوید: «نه! من نمیتوانم از راه حرام کاری انجام دهم»، همه خواهند گفت که: «فلانی عجز دارد و کاری از دستش برنمیآید!» فرمود: حذر کن از اینکه با آتش، برای خودت فخر درست کنی! اینها نتیجة ناپاکی است.
کربلا
یکی از فضلا میگوید از حضرت پرسیدم: «اگر نتوانستم به کربلا بروم، چه کار کنم؟» فرمودند: «هر کجا بیرق حسین(ع) باشد، همان جا حرم حسین(ع) است.» در محضر آقای دولابی(ره) بودیم. شخصی نوحه میخواند، وقتی نوحه تمام شد، آقای دولابی فرمود: ایشان ما را به کربلا بردند. کسی که به کربلا برود، دیگر نباید برگردد!
واردات و صادرات
علمای اخلاق میگویند: هر کسی هلاک شد، به خاطر این است که واردات و صادرات خود را نظارت نمیکند؛ توجهی ندارد که اگر واردات حرام باشد، صادرات هم حرام میشود. اردک به خاطر اینکه در لجنزارها تغدیه میکند، تخمش مانند تخم مرغ خوشمزه نیست.
لقمه حرام
فرمود: «ترک یک لقمه حرام، نزد خداوند بهتر است از دوهزار رکعت نماز مستحبی.» حالا خودت هرم احکام را ترسیم بکن و ببین که نماز در این هرم جای زیادی اشغال میکند یا ترک لقمه حرام؟ حضرت فرمود:«لَرَدُّ دَانِقٍ مِن حَرَامٍ یَعدِلُ عِندَ الله سَبعِینَ ألفَ حِجَّۀٍ مَبرُورَه:برگرداندن یک دانه از حرام، برابر است با هفتادهزار حج مقبول» (جامع الأخبار، ص ۱۵۷). حال ببین که در این هرم، ترک حرام جای بیشتری میگیردیا حج مقبول.
این چشمی که داری
در قضیه اسارت کربلا وقتی کاروان مشغول حرکت بود، امام سجاد(ع) گریه میکردند. حضرت زینب(ع) پرسیدند: «چرا گریه میکنید؟» فرمود: «این شترها به یکدیگر میگویند: آرام حرکت کنید که اینها اهل بیت پیامبرند! برای این گریه میکنم که این حیوانات دلشان برای ما سوخت؛ اما اهل کوفه دلشان نسوخت.» اگر گوش، گوش باشد و چشم، چشم، تسبیح موجودات را در همین دنیا هم میشنود و هم میبیند.
برو بفروش این چشمی که داری که در دیدن ندارد استواری
یکی چشمی دگر بی غشّ و بی عیب به دست آور برای دیدن غیب
گرداب غضب
علامه طباطبائی میفرمود: نراقی اول (پدر) و نراقی دوم (فرزند)هیچ کدام هنوز به درستی شناخته نشدهاند که چه بزرگوارانی بودند. پدر کتاب اخلاقی به نام «جامع السعاده» را نوشته و پسر هم کتاب «معراج السعاده» را نوشته است. مرحوم نراقی اول در کتاب شریف جامع السعادات، جمله زیبایی میفرماید: «إنَّ الأخلاق المَذمومۀ فی قَلب، هی مَغارس المَعاصی»: اخلاق ناپسند در دل، کشتزار گناهان است؛ مثلا خشم و غضب باعث میشود چندین گناه در مزرعه دل بروید. انسان در هنگام خشمگینی، دل میشکند، فحش میدهد، حقوق را ضایع میکند، بزرگ و کوچک نمیشناسد، اسباب خانه را پرت میکند. علمای اخلاق میفرمایند: اگر کشتی شکستهای گرفتار گرداب سهمگین شود، به نجاتش امید هست؛ اما کسی که به گرداب غضب بیفتد، امید رسیدن به ساحل نجات برایش وجود ندارد!
شرم از پیامبر(ص)
پیرمردی حرف جالبی زد که بر من بسیار اثر گذاشت، گفت: «سن و سالم از ۶۳ گذشته است، از پیامبرمان خجالت میکشم!» ببینید برخیها فکر کجاها را میکنند. از عارفی پرسیدند: «عمر حضرت رسول که آن همه برکت داشت، چرا بیش از ۶۳ سال طول نکشید؟» عارف گفت: «به جای این سؤال، بپرس که چطور حضرت توانست ۶۳ سال را تحمل کند و در این دنیا بماند؟» زیرا جوهرة حضرت چنان لطیف شده بود که اگر یک روز از صبح تا شب فقط با حضرت جبرئیل همنشین میشد، بازهم برایش مقدور نبود که در این عالم بماند.
هزار باده ناخورده
یکی از علما میگوید: نجف، در حرم حضرت امیر کشفی بر من روی داد، دیدم شخصی دستش را به طرف حضرت دراز کرده و میگوید: آب بده و ایشان هم میدادند. دوباره خواست و حضرت اجابت کرد. آن شخص به کم قانع نبود. آنقدر آن مرد خواست تا اینکه حضرت دستش را گرفت و در آن طرف ضریح کنار حوض نشاند! به حضرت گفتند: «آیا شما ساقی کوثر هستید؟» فرمودند: من در دنیا هم ساقی هستم.
عجب سفرهای است
امام سجاد(ع) در حال احتضار آخرین جملهای که فرمودند، این بود: «نعمَ اجر العاملین»، بخشی از این آیه است که: «أولئِکَ جَزاؤُهُم مَغفِرَۀٌ مِن رَبِهِم و جَنّاتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الأَنهَارُ خالِدینَ فِیها و نِعمَ أجرُ العامِلین: آنان پاداششان آمرزشی از جانب پروردگارشان و بوستان هایی است که از زیرش جویبارها روان است. جاودانه در آن بمانند، و پاداش اهل عمل چه نیکوست» (آل عمران، ۱۳۶)؛یعنی عجب سفرهای است! حضرت این جمله را فرمود و چشمان مبارکشان را بستند. راوی میگوید: بالای سر حضرت بودم حضرت چشمانش را باز کرد و سوره واقعه را خواندند، سپس چشمانشان را بستند و دوباره باز کردند، سوره فتح را خواندند. (همة اینها اسراری دارد). چشمانشان را بستند و بعد از آن این آیه را خواندند و جان از بدن مبارکشان خارج شد:«و قالوا الحَمدُ لِلهِ الذی صَدَقَنا وعدَهُ و أورَثَنَا الأَرضَ نَتَبَوأُ مِنَ الجَنّۀِ حَیثُ نَشاءُ فَنِعمَ أجرُ العامِلین»، یعنی بهشتیان می گویند: «سپاس خدایی را که وعدهاش را بر ما راست گردانید و زمین [بهشت] را به ما میراث داد، از هر جای آن باغ که بخواهیم، جای میگزینیم.» چه نیک است پاداش عملکنندگان! (زمر، ۷۴).
نیت خیر
در روایت است که گاهی خداوند انسان را به بهشت میبرد فقط به خاطر اینکه خار را از سر راه برمی دارد تا به پای دیگران نرود. خدابه خاطر همین کار کوچک، او را به بهشت میبرد، چون نیت خیر دارد. خدا به بزرگی یا کوچکی کار نگاه نمیکند، به نیت افراد توجه دارد.
ضایع نشود
در روایت است که در روز قیامت نامه عمل فرد آلوده و گناهکاری را به دستش میدهند، این شخص چون در دنیا عادت داشت که همه کارهایش را با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع میکرد، در آنجا نیز طبق عادت خود، نامه اعمالش را با «بسم الله الرحمن الرحیم» باز میکند، در روایت است که گناهانش به برکت همین جمله پاک میشود. اینگونه خیال نکن که دعایی بی جواب میماند: ذرهای خاک در این میکده ضایع نشود…
قهر با خدا
کسی از خداوند قهر کرده بود پیش حضرت موسی(ع) آمد و گفت: «دیگر خدا را صدا نخواهم زد.» فرمود: چرا؟ گفت: صدایش میزنم؛ اما پاسخی نمیدهد. خداوند به موسی گفت: از او بپرس که کدامین درد موجب شده که تو پیش من بنشینی و لب به سخن و مناجات بگشائی؟
درد عشق تو، کمند لطف ماست زیر هر یارب تو، لبیک ماست
شما چه نظری دارید؟