مازیار مصطفوی
پیامبرپژوهی یکی از شاخههای علم ادیان است. روش این علم هم میتواند تاریخی، فلسفی ـ الهیاتی، جامعهشناختی، باستانشناختی، و یا پدیدارشناختی باشد. مطالعات پیامبرپژوهانه گاه در درون چارچوب تحلیلی یک دین خاص، یا منطقه خاص، یا دوره تاریخی خاص شکل میگیرد؛ و گاه در نگاهی عام و ترکیبی، به مجموعهای فراگیر و گسترده از هرآنچه به پیامبران ربط دارد، میپردازند. پژوهشگران این حوزه گاه با رویکرد تطبیقی و مقایسهای، گاه با رویکرد موردی و مصداقی، و گاه نیز با رویکردی توصیفی سراغ بحث پیامبران رفتهاند. در هر یک از این موضوعات و منظرها آثار متعددی نوشته شده است.
در درون هر سنت دینی، مجموعهای از آثار پیامبرپژوهی فراهم آمده که تمرکزشان عمدتاً روی شخصیت و زندگی و آموزهها و تأثیرات پیامبر آن دین خاص است. در کنار این پژوهش ها، گونهای دیگر از تحقیقات را هم میتوان سراغ گرفت که نگاهی عامتر و عمومیتر به سلسله پیامبران داشتهاند. در این دسته اخیر، آنچه مورد نظر قرار گرفته، نه زندگانی و آموزههای یک پیامبر خاص، بلکه مروری بر تمام حلقههای زنجیره بلند رسالت است. این دست از آثار را میتوان شناختنامههایی عمومی با هدفگیری مخاطب عام ارزیابی کرد.
«هزار و یک نکته از پیامبران»ازجمله این دست شناختنامههاست. سیدمصطفی علوی، مؤلف این اثر، کتابش را در ۹۵۰ صفحه سامان داده و انتشارات طوبای معرفت آن را منتشر کرده است. کتاب در ۱۵ فصل مجموعه وسیعی از اطلاعات و دادهها پیرامون تقریباً تمام نامهایی است که تاریخ، آنها را به عنوان «پیامبر» معرفی کرده. هرچند تمرکز عمده کتاب، روی پیامبران اقوام سامی است، اما دامنه آن منحصر به آنها نیست و میتوان فرضاً از بودا و زرتشت و مانی هم در کتاب سراغ گرفت. بسیاری از نامهای مهجور در تاریخ انبیا نیز مورد توجه قرار گرفته و مطالبی دربارهشان آمده است. در این اثر اطلاعاتی متنوع درباب زیست و زمانه پیامبران، جغرافیای رسالت و بعثت آنها، فرزندان و خاندان، معجزات و کتاب ها، مواعظ و حکمتهای آنان، مدعیان دروغین پیامبری، مباحث کلامی و الهیاتی گرد آمده است.
مؤلف کوشیده با رجوع به منابع مختلف، نکتههای جذاب یا مهم یا بدیع را از این منابع استخراج و نقل کند. گو اینکه همگی در سطح واحدی از اصالت و اعتبار علمی نیستند.
چنان که از نام کتاب برمیآید، نویسنده کوشیده اطلاعات گردآوریشده را در قالب «نکتهها» تنظیم کند. این «نظم پریشان» گرچه ممکن است به لحاظ روشنشناسی تألیف، برای کسانی ناموجه باشد، اما خواندن کتابی در این حجم را آسان و توأم با لذت میکند. در روزگار ما با توجه به مقوله «اقتصاد توجه»، ذهن جمعی به سمت شکستن اطلاعات و تجزیه دادهها و تقسیم و تنوع مفاهیم و موضوعات میل دارد. به این اعتبار میتوان به احیای سنت نویسندگی در قالب «نکتهگویی» امیدوار بود. البته مؤلف در قبال نکاتی که برگزیده و کنار هم نشانده، چندان منتقدانه و سختگیرانه عمل نکرده است.
شما چه نظری دارید؟