روزنامه خراسان نوشت: به تازگی نتیجه یک دعوای حقوقی میان سازمان صداوسیما و پلتفرم آپارات در فضای مجازی منتشر شده که نشان میدهد بر اساس حکم دادگاه کیفری، این پلتفرم به علت پخش غیرمجاز ۷۵۵ محتوای تلویزیونی در یک کانال آپارات، با مجازات بیش از ۳ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومانی بابت حداقل خسارت واردشده به رسانه ملی مواجه شده. این پرونده که بر اساس بیانیه روابط عمومی آپارات، یکی از ۲۶ شکایت سازمان صداوسیما از این پلتفرم طی ۱۱ سال اخیر محسوب میشود، مسیری مشابه یک پرونده دیگر را طی کرده که دو سال قبل در دیوان عالی کشور نقض و به تبرئه آپارات منجر شد.
تبرئه در دادسرای رسانه
از جمله نکات قابل تأمل در رأی دادگاه، گردشکار و جزئیات آن است. در ابتدا شکایت مورد اشاره، بابت محتوای یک کانال بارگذاریشده در یک کانال آپارات به نام کانال «نفیسه جون» ثبت شده، اما دادسرای فرهنگ و رسانه که به شکل تخصصی موضوع را بررسی میکند، قرار منع تعقیب صادر کرده و شکایت را وارد ندانسته. پس از این قرار، وکلای صداوسیما اعتراض کردهاند و پرونده به شعبه دو کیفری ارجاع شده که نتیجه آن منتشر شده. اتفاق عجیب آن که در رأی صادرشده، ذکر شده «وب سایت آپارات متفاوت از پلتفرمهای کاربرمحور» مثل تلگرام و واتساپ است که در برابر رفتار کاربران مسئولیتی ندارند. این ارزیابی در حالی اتفاق افتاده که فارغ از قضاوت عموم کاربران مبنی بر کاربرمحوری آپارات، حتی ساترا نهاد تخصصی تنظیمگر پلتفرمها (که یکی از معاونتهای صداوسیماست) پلتفرم آپارات را یک رسانه کاربرمحور میداند و چه در اطلاعیهای درباره تذکر به پخش گزارش عادل فردوسیپور و چه در گزارش رسمی «ارزیابی رسانههای کاربرمحور»، بر این امر تأکید کرده است! بر این اساس حکم یادشده دادگاه درباره تفاوت آپارات با پلتفرمهای کاربرمحور، نهتنها عجیب است، بلکه میتواند به رویهای خطرناک برای کل اکوسیستم استارتاپی بینجامد.
پدر یا رقیب؟
از سوی دیگر این شکایت در حالی ثبت و پیگیری شده که سازمان صداوسیما به عنوان رسانه ملی و انحصاری حاکمیت، جایگاهی بسیار بالاتر از پلتفرمهای ویدئویی دارد؛ رسانهای که نهتنها بارها در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد اشاره قرار گرفته و به وسیله بودجه چند ده هزار میلیاردی حاصل از منابع عمومی اداره میشود، بلکه در حال حاضر به وسیله معاونت ساترا، به عنوان تنظیمگر رسمی پلتفرمها عمل میکند و بر محتوای آنها نظارت دارد. بنابراین جایگاه رسانه ملی در برابر پلتفرمها، نه شبیه به یک رقیب تجاری، بلکه شبیه به یک پدر است، اما شکایتهای متعدد از این پلتفرمها، تلقی دیگری را نشان میدهد که تناسبی با شأن رسانه ملی ندارد. به علاوه، روشن نیست چرا اهالی صداوسیما از سازوکار فنی طراحیشده توسط آپارات برای حفاظت از محتوای رسانه ملی استفاده نمیکنند که ظاهراً از ۶ سال پیش راهاندازی شده. این در حالی است که به نظر میرسد رسانه ملی از سازوکاری مشابه در پلتفرم آمریکایی یوتیوب استفاده میکند و گفته میشود محتوای تلویزیونی را طی قراردادهایی رسمی به شرکتهای ایرانی فعال در یوتیوب میفروشد تا به کسب درآمد دلاری منجر شود، اما همین امر در پلتفرم داخلی، مورد توجه قرار نمیگیرد. آیا وجود پلتفرم داخلی تلوبیون را دلیل متقنی برای نادیده گرفتن ظرفیت مخاطب چندین میلیونی آپارات میتوان دانست؟ مگر زمانی که صداوسیما مالکیت پیامرسان سروش را در اختیار داشت، در سایر پیامرسانهای داخلی فعالیت نمیکرد؟