۱۴ خرداد ۱۴۰۵ سی و هفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)، معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، مصادف با «عید سعید غدیر خم» عید امامت و ولایت است.
امسال سالگرد امام خمینی را در حالی برگزار میکنیم که خلف صالح و شایسته ایشان، امام خامنهای را که در اثر حمله جنایتکارانه آمریکا ـ رژیم صهیونیستی و متحدان آنها به شهادت رسیده است، در جمع خود نداریم تا برای ما از استاد خود و آرا و اندیشههایش بگوید. همو بود که گفت: «این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست».
اینک در آستانه مراسم ارتحال امام خمینی، بازخوانی مکتب فکری امام و مؤلفههای راهبردی آن نیاز مبرم کنونی جامعه است. در یک دسته بندی کلی، مهمترین اصول و مبانی فکری امام خمینی را میتوان به شرح زیر بیان کرد:
یکم) اسلام گرایی: از نظر امام خمینی «اسلام» مکتب فکری و جهان بینی و ایدئولوژی است که قادر است در هر عصر و زمانهای پاسخگوی جوامع بشری باشد، چرا که «فقه صاحب جواهر» با اتکا به «اجتهاد مستمر و زنده و پویای مجتهدان» و بر پایه «عنصر زمان و مکان» از قدرت و پویایی، مانایی، بالندگی و ابتکار عمل برخوردار است. از نظر امام خمینی، اسلام یک مکتب جامع و همه جانبه است که پاسخگوی نیازهای بشری در دنیا است. «عدم فهم درست»، «وابستگی برخی از روحانیون به قدرتهای حاکم» و «استنباط ارتجاعی از نقش فقه در عرصه سیاست و حکومت داری و دنیاگرایی و اشرافیت برخی روحانیون» از مهمترین چالشهای معرفی «اسلام ناب محمدی» و «اسلام علوی»، از نظر امام خمینی محسوب میشد. او همواره تأکید داشت که اسلام را اصیل، عصری، نسلی و پاسخگو معرفی کنیم.
دوم) مردم سالاری: از پر بسامدترین واژگان در ادبیات امام خمینی، «جمهوریت» و «مردم سالاری» است. او همواره تأکید داشت که «جمهور مردم» و «نظر و رأی آنان» در اداره و مدیریت کشور «میزان و ملاک عمل» باید باشد. «حق رأی، تضارب آرا، چند صدایی، وجود جریانهای سیاسی با گرایشهای مختلف، حمایت و صیانت از آرای مردم و حمایت از منتخبان ملت که در مسئولیتهای مختلف قرار میگیرند» به خصوص در «قوه مجریه»، از مصادیق بارز جلوههای مردم سالاری از دیدگاه امام بود.
در دیدگاه امام «نوع حکومت، انتخاب قانون اساسی مورد نظر و شیوه حکمرانی» ابدی نبود. او میگفت: «مردم در هر زمانهای آنچه را که حق و درست تشخیص میدهند ملاک است، حتی اگر مخالف نظر حاکمان و رهبران باشد.»
سوم) قانونگرایی: در میان خطوط قرمز و تأکید بایسته امام، «قانونگرایی» نقش فصلالخطاب و خاتمه بخش به هر نوع چالش و اختلاف است. او «حکمرانی مطلوب و شایسته» را در گرو «حاکمیت قانون، شفافیت، فساد ستیزی و شایستهسالاری» میدانست. از هر گونه سوء برداشت به نام «قانون» اما در حمایت از جریان، حزب یا گروه سیاسی خاص به شدت برآشفته و آن را محکوم میکرد. انتخابات مختلف ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، ... و مسأله نظارت استصوابی شورای نگهبان، خود مثالی برای اثبات این نکته است. با این حال او از رأی مردم در برابر برداشت شورای نگهبان صیانت کرد و آنجا هم که احساس کرد «نهاد شورای نگهبان» مورد انتقاد شدید و بعضاً دور از انصاف قرار گرفته است، تمام قد از آن شورا به حمایت برخاست.
چهارم) وحدت ملی: به راستی امام خمینی، «وحدت ملی» را از مؤلفههای اقتدار و امنیت ملی میدانست که رابطه مستقیم با «ایران، هویت ملی، کاهش تهدیدات داخلی و خارجی و توسعه و پیشرفت کشور» دارد.
از دیدگاه حضرت امام، مؤلفهها و عناصر وحدت ملی بر پایه «ایران، وطن، دین مشترک، زبان و ادبیات فارسی، دولت مقتدر، آداب و رسوم، ...» که در دیدگاه جامعهشناسان و صاحب نظران حوزه سیاست و امنیت تعریف میشود، استوار است. او «اختلاف» را عامل سست شدن و به تعبیر دینی «فشل» شدن برمیشمرد و آن را نهی میکرد. امام بر این باور بود که هیچ یک از انبیاء الهی با هم اختلاف نظر نداشتهاند؛ چرا که آنها دعوت به توحید و یگانگی میکردند. اما اینکه چرا ما دچار اختلاف هستیم؛ علت آن را در این امر میدانست که همه ما دارای خودخواهی (منّیت) هستیم و دعوت به خود میکنیم. از کلیدیترین واژههایی که در مکتب امام خمینی مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته است، دعوت به اتحاد و وحدت و «پرهیز از اختلاف و تفرقه» است.
پنجم) استکبار ستیزی: آنگاه که امام خمینی از واژه «صدور انقلاب اسلامی» استفاده کرد، همانا به درستی تأکید کرد که مراد او «معرفی اسلام و انقلاب اسلامی» به جهانیان است، تا در پرتو شناخت از اسلام اصیل که دعوت کننده به «عدالت، حق طلبی، نفی سلطه، ضد ظلم و برابری انسانها» است، جامعه جهانی را به سوی صلح و دموکراسی و کاهش منازعات، ستیزها و جنگها فرا بخواند.
امام بر این باور بود که استکبار و خوی قدرت طلبی و برتری جویی که دارد و «آمریکا مصداق امروزین آن محسوب میشود» و «حق وتو» برای قدرتهای بزرگ نمادی از آن هست؛ مانع اصلی تحقق عدالت، برابری و مساوات جهانی است. امام نهضت آزادی بخش اسلامی را نه فقط برای مسلمانان، بلکه آحاد جامعه بشری به راه انداخت. انقلاب اسلامی بیتردید ضد استکباری و ضد صهیونیستیترین انقلاب قرن بیستم بود. تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی و جنگ تحمیلی که علیه مردم ایران در سال ۱۴۰۴ در دو نوبت به راه انداختند، ثابت کرد که نظریه «دشمن شناسی امام » بر پایه «نفی استکبار و صهیونیسم» مبنای درست و واقعی داشته است.
در خاتمه، پرسش اصلی که در پرتو تبیین اصول و مؤلفههای مکتب فکری امام خمینی مطرح میشود، آن است که: چگونه میتوان از تحریف اندیشههای امام خمینی جلوگیری کرد؟ و پاسخ آن است که وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام، مجموعه بیانات و سخنرانیها و پیامهای ایشان را گزینشی مورد استفاده قرار نداده و همه آنچه را که امام گفته است، مدنظر قرار دهیم. دیگر آنکه در طول ۳۷ سال رهبری امام خامنهای شهید، او به کرات از امام خمینی و آرا و اندیشههای معمار کبیر انقلاب اسلامی برای ما سخن گفته است و آن بیانات و رهنمودها «همسنگ راه امام در کلام امام» محسوب میشود.
آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر عزیزمان در پیام اخیر خود، مردم را به «وحدت» فرا خواندند و محور آن را «پرچم» و نه این جناح و آن جناح مطرح کردند. تشخیص سره از ناسره و راه از چاه برای همه ما ممکن و فراهم است و به همین دلیل، بازخوانی افکار و اندیشههای امام خمینی(ره) نیاز مبرم عصر و نسل ما است.