دکتر محمد مسجدجامعی

در طی دهه‌های اخیر، دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی در المپیادهای علمی بین‌المللی حضوری چشمگیر داشته‌اند و می‌توان گفت غالباً در میان رتبه‌های اول تا چهارم و پنجم قرار گرفته‌اند. به دشواری می‌توان کشوری در جهان سوم یافت که در حوزه‌هایی چون ریاضیات، فیزیک، شیمی، نجوم و سایر رشته‌ها، چنین سطحی از موفقیت‌های مستمر را کسب کرده باشد. 
نمود دولت تمدنی 
۵ـ اینکه گفته می‌شود ایران یک «دولت تمدنی» است و نه کشوری در معنای متعارف آن،  اشاره به همین توانمندی‌های سخت و نرم صنایع دفاعی است و هم به همین نمونه‌های به‌ظاهر ساده، همچون موفقیت‌های علمی در المپیادها. اینها جلوه‌هایی از همان ظرفیت‌های تمدنی‌ هستند که می‌توانست و می‌تواند این کشور را به ژاپن دوم آسیا تبدیل کند.  
مضافاً که مقاومت امروز صرفاً بُعد نظامی ندارد (خواه در حوزه سخت و خواه در حوزه نرم آن)، بلکه دارای ابعادی هویتی و مردمی نیز هست. افزون بر آن، فرماندهان و مسئولانی که با شجاعت، شهامت و اعتماد به نفس ایستادگی می‌کنند، بخشی از همین منظومه‌اند. هرچند بسیاری از آنان به شهادت می‌رسند، اما بلافاصله جانشینانشان همان مسیر و مسئولیت را ادامه می‌دهند. این تداوم، اعتماد به نفس، خلاقیت، سرزندگی، شجاعت و اتکای به نفس، در واقع مرهون همان پشتوانه تاریخی و تمدنی است که ایران از آن برخوردار است.
این پشتوانه تاریخی، هم به دوره پیش از اسلام بازمی‌گردد و حتی ریشه‌هایی در تاریخ اساطیری ما دارد؛ همان بخشی که در سروده‌هایی مانند «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی» بازتاب یافته است. اینها بخشی از لایه‌های اساطیری تاریخ ماست. 
در کنار آن، بخش مدون تاریخ ایران قرار دارد که از دوره ایلامی، مادها و هخامنشیان آغاز می‌شود و در ادامه به دوره پس از اسلام می‌رسد. به‌ویژه پس از آنکه ایران مذهب تشیع را برگزید، مناسک و ویژگی‌های فرهنگی و اعتقادی و خصوصاً معرفتی و عاطفی تشیع به‌ گونه‌ای عمیق با هویت ایرانیان درآمیخت و ساختار روانی و اجتماعی و تاریخی فرد و جامعه ایرانی را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده و بعضاً شکل داده است. 
حضور مردم در خیابان جهت حمایت از آنچه در جبهه‌ها می‌گذرد تا نیمه‌های شب ـ از کوچک و بزرگ و زن و مرد، ادامه همان سنتهای دیرپایی است که دست‌کم طی دو قرن گذشته در قالب دسته‌های سینه‌زنی و آیین‌های سوگواری وجود داشته است. 
اشعاری که در طی مدت اخیر در تجمعات مردمی خوانده می‌شود، تداعی‌کننده حماسه‌های شاهنامه فردوسی است، خصوصاً در آنجا که رستم در برابر دشمنان ایران‌ می‌ایستد و جان نثاری می‌کند. و یا آرش جان در کمان می‌گذارد تا تیرش را به فاصله‌ای هر چه دورتر پرتاب کند و این‌چنین مرز ایران تعیین می‌شود. همچنان‌که تداعی‌گر اشعار و رجزهایی است که به حادثه کربلا بازمی‌گردد و امام حسین(ع) و فرزندان برادران و اصحابشان در برابر خواسته‌های ذلت‌آور فرومایگان اموی می‌ایستند. 
ادامه دارد
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی