مطالب این ستون، از میان درددل‌های مردمی انتخاب شده است که در شبکه‌های اجتماعی از رنج‌های خود نوشته‌اند. برخی از افراد برای خود اسم مستعار انتخاب کرده‌اند تا راحت‌تر بتوانند حرف دلشان را بزنند.

شهرزاد: [در ایام جنگ] مادرم برای خرید دارو به داروخانه هلال احمر رفته بود، طرف گفته باید تأییدیه بیمه بیاوری. برای تأییدیه بیمه رفته، آنجا گفته بودند زمان جنگ است و تأییدیه لازم نداری. دوباره برگشته داروخانه، به او گفتند دارو را نداریم. کاش کارتان را درست انجام می‌دادید!

یولو: آخرین جمعه‌ جنگ، به‌قدری دم خانه‌ ما را زدند که تا آخر عمر آن نیم‌ساعت را فراموش نمی‌کنم. رنجِ بودن وسط جنگ هرگز برای من عادی نمی‌شود. خانه‌ای که قرار بود امنیت داشته باشد، داشت می‌رقصید و راه نجاتی نبود! دیگرآن آدم سابق نخواهم شد!

فلوکی: چرا در وزارتخانه‌های دولتی تفاوت فاحشی میان معیشت کارمندان و مدیران وجود دارد، به طوری که بهره‌وری برخی کارمندان از رنج این تبعیض به صفر رسیده است؟ چطور آقازاده‌ها ازراه‌نرسیده سکان برخی شرکت‌های دولتی را با حقوق چندصد میلیونی به دست می‌گیرند؟

احمد: چند روز پیش دو سه قلم خرید معمولی روزانه داشتم و وقتی پای صندوق رفتم از دیدن جمع قیمت‌ها حالم دگرگون شد. خواستم اقلام را برگردانم ولی به دلیل این که مشتری‌های دیگری در فروشگاه بودند، خجالت کشیدم و مجبور شدم مبلغ را پرداخت کنم. در این چند روز از وارد شدن به فروشگاه‌ها می‌ترسم. 

امیرعلی: در تهران بسیاری از بساز و بفروش‌ها در حین ساخت واحدهای تجاری در خیابان‌های اصلی، درختان کنار خیابان را خشک می‌کنند تا نمای عموما نامتناسب خود را به رخ مشتری‌ها بکشند و واحدهایشان زودتر به فروش برود. متأسفانه هیچ اقدام عملی برای مقابله با این رفتار که به صورت روند درآمده، انجام نمی‌شود. شهرداری فقط جریمه می‌کند که عموما با توافق‌های پنهانی، رقم آن هم کم و بی‌اثر می‌شود.

منیژه: دخترم با موتور پدرش به سرکار می‌رود و اتفاقا دست‌فرمان خوبی هم دارد. رفت و آمد با موتور، هزینه‌های روزمره او و خانواده را بسیار کاهش داده است. ولی ما نگرانیم که اگر اتفاقی بیفتد هیچ حمایت قانونی برای او و ما وجود ندارد. درحالی که زنان می‌توانند ترک موتور سوار شوند، چرا نمی‌توانند راکب آن باشند؟ واقعا چرا کسی به این سؤال پاسخ نمی‌دهد؟

مهدی: ساکن سرچشمه تهران هستیم. چندسالی است که شهرداری به خانه‌های مسکونی در محله‌ها و مناطق مسکونی، مجوز تأسیس انبار و کارگاه داده است. ما هر روز با انبوهی از وانت‌ها و کامیونت‌هایی مواجه هستیم که در کوچه‌های تاریخی و تنگ منطقه در رفت و آمد هستند. به نظر می‌آید تعمدی در کار است که همه خانواده‌ها از محله فرار کنند.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی