محمد صالح علا

 عرفی؛ شاعری زشت روی؟!


عکس‌هایی که از چهره‌های نقاشی شده «عرفی» شاعر دیده‌ام، او بسیار بسیار خوب بوده است. در نقاشی‌هایی که از چهره او کشیده شده، چنان خوش‌سیماست که گرو از ماه می‌برد. او هم خوش‌سیما بوده، هم بااستعداد و هم خوب درس خوانده؛ ادبیات، لغت، موسیقی، خوش‌نویسی. چنان که خط نسخ را مماس با خط استادهای هفت خط زمانه‌اش می‌نوشته است. او به سال ۹۶۳ مهشیدی به دنیا وارد شد.
عرفی پزشکی هم خوانده، اما میل به شعر کرده. آن هم شعری با ترکیب‌ها و تشبیه‌ها و استعاره‌های نو. این شاعر خوش سیمای باسواد شیرین‌کار را همه دوست می‌داشتند. در مهمانی که دو نفر بوده‌اند، نفر سوم عرفی بوده است. خوش‌سیما باش، باسواد باش، شعرت حلوای تر؛ بدیهی است که همه خواهنده‌ او بوده‌اند.
 اما عرفی شیرازی در سن بیست سالگی، یکباره زشت می‌شود. علت زشت شدن چهره‌اش ابتلا به بیماری آبله بوده؛ زشت زشت... خیلی زشت! جوری که تذکره‌نویس‌ها نوشته‌اند، حتی همشهریانش از روبه‌رو و اطراف او می‌گریخته اند. همه شاعر زشت و تنها و دلشکسته را رها می‌کنند. 
عرفی تا سن بیست و شش سالگی اینجا می‌ماند، اما دیگر تحمل تنهایی و دلشکستگی‌اش تمام می‌شود. در بیست و شش سالگی به کشور هندوستان مهاجرت می‌کند. عرفی باهوش است. خوب جایی را انتخاب می‌کند که در آن زمان زبان قندریز فارسی، دست‌کم بین نخبگان آن کشور، ارجمند است. شاید ارجمندتر از کشور خود شاعر. 
زمانی که به هند مهاجرت می‌کند، مغول اعظم، سومین شاه گورکانی، اکبرشاه حکومت دارد. شاهی اهل مدارا و دوستدار هنرمندان. بخت با عرفی است که آن زمان فیضی دکنی، محبوب دربار بوده و مقام ملک‌الشعرایی داشته است.او از عرفی ما حمایت می‌کند. عرفی هم آنجا یکسره شعر می‌نویسد. آنقدر شعر می‌نویسد که وقتی شش هزار بیت او گم می‌شود، آب از آب تکان نمی‌خورد.
او «مجمع‌الابکار» فرهاد و شیرین را تحت تاثیر استاد نظامی می‌نویسد. آثار نظامی خودمان را الگوی تولید آثار منظوم خود قرار می‌دهد و با این که واژه‌های ترکیبی نوآفریده، نوآوری‌ها دارد، اما زبانش مغلق و دیرفهم است.
او هم از نظامی تقلید می‌کند، هم به او تعریض دارد. همه جا با صدای بلند می‌گوید که من از نظامی بهترم؛ یا نظامی به گرد پای من نمی‌رسد. به همین خاطر وقتی در سن سی و شش سالگی از دنیا خارج می‌شود، دیگران می‌گویند نظامی کار خود را کرد و عرفی جوان مرگ شد!
 البته به نظرم این قضاوت درستی نیست؛ زیرا آه شاعر زنده مستجاب نمی‌شود تا چه رسد به آه شاعری که چند سده پیش از دنیا رفته باشد!

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی