دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۳
نظرات: ۰
۰
-
[ احمد بایبوردی] حکمرانی یکپارچه آب

بحران آب در ایران دیگر صرفاً یک مسأله اقلیمی یا فنی نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین مسائل حکمرانی، امنیت غذایی، توسعه منطقه‌ای و پایداری سرزمینی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، ادامه مدیریت منابع آب بر اساس مرزهای اداری، شهرستانی و استانی نمی‌تواند پاسخگوی پیچیدگی‌های امروز باشد.  آب تابع مرز سیاسی نیست؛   آب منطق طبیعی خود را دارد و  این منطق در قالب حوضه آبریز تعریف می‌شود.

مدیریت حوضه‌محور منابع آب یعنی برنامه‌ریزی، تخصیص، حفاظت و بهره‌برداری از منابع آب بر اساس واحد طبیعی حوضه آبریز؛ نه بر اساس تقسیمات اداری و فشارهای محلی.

در این نگاه، رودخانه، سد، آبخوان، اراضی کشاورزی، تالاب، دریاچه، مراتع، بارش، روان‌آب، مصرف شرب، صنعت و کشاورزی همگی اجزای یک‌سامانه به‌هم‌پیوسته هستند. هر تصمیم در بالادست، پیامدی مستقیم یا غیرمستقیم در پایین‌دست دارد و هر برداشت بی‌ضابطه از آب زیرزمینی می‌تواند جریان سطحی، کیفیت خاک، حقابه زیست‌محیطی و حتی امنیت معیشتی جوامع محلی را تحت تأثیر قرار دهد.
 
خطای راهبردی
وقتی یک دستگاه صرفاً مأمور تأمین آب شرب است، دستگاهی دیگر توسعه کشاورزی را دنبال می‌کند، نهادی سوم به صنعت مجوز می‌دهد و سازمانی دیگر مسئول محیط‌زیست است؛ اما میان آنها پیوند عملیاتی وجود ندارد، در نتیجه بارگذاری بر منابع محدود آب افزایش می‌یابد و افت آبخوان‌ها، کاهش جریان رودخانه‌ها، نابودی تالاب‌ها و شکل‌گیری تعارض اجتماعی میان استان‌ها، شهرها و بهره‌برداران تشدید می‌شود.

در مدیریت سنتی، معمولا مسأله آب با منطق «تأمین بیشتر» پاسخ داده می ‌شود؛ یعنی ساخت سد، انتقال آب، حفر چاه یا توسعه سازه‌های جدید. اما تجربه چند دهه اخیر نشان داده است که بدون مدیریت تقاضا، اصلاح الگوی مصرف، کنترل برداشت‌ها و رعایت ظرفیت اکولوژیک حوضه، هیچ‌سازه‌ای به تنهایی قادر به حل بحران آب نیست. حتی گاهی پروژه‌های تأمین آب در غیاب حکمرانی حوضه‌ای، خود به عاملی برای تشدید ناپایداری تبدیل می‌شوند.
 
تصمیم‌گیری واحد
در مدیریت علمی منابع آب، حوضه آبریز باید واحد اصلی تصمیم‌گیری باشد. این یعنی تمام مصارف و منابع در محدوده یک حوضه باید در قالب یک تراز آبی دقیق دیده شود. چه میزان بارش وارد حوضه می‌شود؟ چه مقدار آن تبخیر می‌شود؟ چه بخشی به روان‌آب تبدیل می‌شود؟ چه میزان به آبخوان نفوذ می‌کند؟ حجم برداشت کشاورزی، شرب و صنعت چقدر است؟ حقابه محیط‌زیست چه جایگاهی دارد؟ و در نهایت، آیا مجموع مصارف با توان طبیعی حوضه همخوانی دارد یا خیر؟

تا زمانی که پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، هر نوع توسعه جدید در حوضه می‌تواند به بدهی آبی بیشتر منجر شود. بدهی آبی یعنی مصرف امروز از ذخایر آینده؛ یعنی برداشت از آبخوان‌هایی که طی هزاران سال شکل گرفته‌اند؛ یعنی خشکاندن رودخانه‌ها و تالاب‌ها برای تأمین نیازهای کوتاه‌مدت و در نهایت، یعنی انتقال بحران از یک دولت به دولت بعدی و از یک نسل به نسل آینده.
 
پیوند آب سطحی و زیرزمینی
یکی از نکات کلیدی در مدیریت حوضه‌محور، توجه هم‌زمان به آب سطحی و زیرزمینی است. در بسیاری از مناطق کشور، این دو منبع به‌اشتباه جدا از هم مدیریت می‌شوند؛ در حالی که از نظر هیدرولوژیک به‌شدت به یکدیگر وابسته‌اند. کاهش تغذیه آبخوان‌ها، افت سطح آب زیرزمینی، نشست زمین و کاهش دبی پایه رودخانه‌ها، همگی نشانه‌های برهم خوردن این تعادل هستند.

وقتی در بالادست یک حوضه، برداشت‌های بی‌رویه از چاه‌ها انجام می‌شود یا اراضی کشاورزی بدون توجه به ظرفیت آب توسعه می‌یابد، فقط همان منطقه آسیب نمی‌بیند؛ بلکه پایین‌دست هم با کاهش جریان، افت کیفیت آب، افزایش شوری و کاهش حقابه زیست‌محیطی مواجه می‌شود. بنابراین مدیریت آبخوان‌ها، کنترل چاه‌های غیرمجاز، نصب کنتورهای هوشمند، تعیین سقف برداشت و اجرای الگوی کشت متناسب با ظرفیت حوضه، بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت حوضه‌ای است.
 
نقطه کانونی اصلاحات
در ایران، بخش کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب است؛ اما نباید مسأله را صرفاً با نگاه محدودکننده به کشاورز دید. کشاورز آخرین حلقه زنجیره تصمیم‌گیری است و تا زمانی که سیاست‌های حمایتی، قیمت‌گذاری، بازار محصول، بیمه، الگوی کشت و فناوری آبیاری اصلاح نشود، نمی‌توان انتظار داشت مصرف آب به شکل پایدار کاهش یابد.

مدیریت حوضه‌محور ایجاب می‌کند الگوی کشت هر منطقه بر اساس ظرفیت واقعی آب، نوع خاک، اقلیم، بهره‌وری اقتصادی و نیاز بازار تعیین شود. کشت محصولات پرآب‌بر در مناطق کم‌آب، توسعه بی‌ضابطه باغات در اراضی شیب‌دار، برداشت‌های خارج از پروانه و نبود نظام دقیق پایش، همه نشانه‌های ضعف حکمرانی آب است و اصلاح این روند نیازمند ترکیبی از سیاست‌های تشویقی، محدودیت‌های قانونی، آموزش بهره‌برداران و توسعه فناوری‌های نوین آبیاری است.
 
شرط پایداری حوضه
یکی از خطاهای رایج در مدیریت منابع آب، نگاه درجه ‌دو به حقابه محیط‌زیست است. تالاب‌ها، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و زیست‌بوم‌های آبی، مصرف‌کننده اضافی آب نیستند؛ بلکه بخشی از سامانه طبیعی حوضه‌اند. حذف یا کاهش حقابه آن‌ها، در نهایت به شکل گردوغبار، شوری خاک، کاهش تنوع زیستی، مهاجرت، افت کیفیت زندگی و خسارت اقتصادی به جامعه بازمی‌گردد.

در حوضه‌هایی مانند دریاچه ارومیه، زاینده‌رود، هامون و بختگان تجربه نشان داده است که بی‌توجهی به حقابه زیست‌محیطی تنها یک خسارت محیط‌ زیستی نیست؛ بلکه مسأله‌ای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی است. بنابراین در هر برنامه حوضه‌ای، حقابه محیط‌ زیست باید نه در انتهای جدول تخصیص، بلکه به‌عنوان یکی از اولویت‌های اصلی و غیرقابل حذف دیده شود.
 
داده‌محوری و شفافیت
مدیریت حوضه‌ای بدون داده دقیق ممکن نیست. تصمیم‌گیری درباره آب باید بر پایه پایش مستمر بارش، روان‌آب، سطح آب زیرزمینی، کیفیت آب، تبخیر، مصرف واقعی و تغییرات کاربری اراضی باشد. در بسیاری از حوضه‌ها هنوز شکاف جدی میان داده‌های موجود، داده‌های قابل اعتماد و داده‌های مورد استفاده در تصمیم‌گیری وجود دارد.

ضروری است سامانه‌های پایش هوشمند در سطح حوضه توسعه یابد و اطلاعات پایه، به‌ویژه در زمینه تخصیص‌ها، برداشت‌ها، وضعیت سدها، آبخوان‌ها و حقابه‌ها، برای نهادهای تصمیم‌گیر و افکار عمومی شفاف شود. شفافیت داده‌ای، هم امکان تصمیم‌گیری علمی را افزایش می‌دهد و هم اعتماد اجتماعی را تقویت می‌کند.
 
حکمرانی مشارکتی
مدیریت حوضه‌محور صرفاً با بخشنامه و دستور اداری محقق نمی‌شود. ذی‌نفعان محلی، کشاورزان، صنعتگران، شهرداری‌ها، تشکل‌های مردمی، دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و دستگاه‌های اجرایی باید در فرآیند تصمیم‌سازی حضور داشته باشند. بدون مشارکت واقعی ذی‌نفعان، حتی درست‌ترین تصمیم‌های فنی هم در مرحله اجرا با مقاومت اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

شورای حوضه آبریز باید نهادی فعال، تصمیم‌ساز، پاسخگو و دارای ضمانت اجرا باشد؛ نه صرفاً ساختاری تشریفاتی. تصمیم‌های این شورا باید بر تخصیص آب، توسعه کشاورزی، صدور مجوزهای صنعتی، مدیریت سدها، کنترل برداشت‌ها و اجرای حقابه زیست‌محیطی اثر واقعی داشته باشد.
 
جمع‌بندی
ایران برای عبور از بحران آب، نیازمند تغییر پارادایم است؛ از مدیریت سازه‌محور به مدیریت تقاضامحور، از تصمیم‌های بخشی به حکمرانی یکپارچه، از نگاه استانی به نگاه حوضه‌ای و از مصرف بی‌محابا به بهره‌وری و پایداری.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی