روزنامه خراسان نوشت: اگر توئیتهای هماهنگ عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف بهعنوان نخستین نشانههای اتمام صبر تهران از نقض مکرر آتشبس در لبنان تفسیر میشد، تحولات چند ساعت بعد از آن نشان داد موضوع بسیار فراتر از یک موضعگیری رسانهای است. مجموعه پیامهای صادرشده از سوی رئیسجمهور، رئیس مجلس، وزیر امور خارجه، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح و همچنین اخبار منتشرشده درباره توقف تبادل پیام میان ایران و آمریکا، تصویر تازهای از رویکرد جمهوری اسلامی ترسیم میکند تصویری که حکایت از ورود جمهوری اسلامی به مرحلهای دارد که در آن، صرفاً نقض آتشبس را محکوم نمیکند، بلکه در پی بازتعریف موازنه هزینه و فایده برای آمریکاییهاست که تصور میکنند میتوانند بدون پرداخت هزینه، قواعد توافق را نقض کنند.نکته قابل توجه این است که سه سطح اصلی قدرت در ایران یعنی دولت، دستگاه دیپلماسی و نهادهای نظامی با ادبیاتی واحد سخن میگویند. عراقچی از منظر حقوقی و دیپلماتیک اعلام میکند که آتشبس بدون هیچ ابهامی شامل لبنان نیز میشود.
قالیباف از موضع سیاسی و امنیتی تأکید میکند که «صورتحساب» اقدامات آمریکا و اسرائیل در موعد خود پرداخت خواهد شد. رئیسجمهور نیز نقض مکرر آتشبس و حمایت واشنگتن از عملیات اسرائیل را «نگرانکننده» توصیف میکند. همزمان سخنگوی ارشد نیروهای مسلح نیز حملات اسرائیل را مصداق آشکار نقض توافقات موجود میداند.
این همصدایی حامل یک پیام روشن برای واشنگتن است؛ تهران دیگر تفکیک میان آمریکا و اسرائیل را در پرونده لبنان نمیپذیرد. از نگاه جمهوری اسلامی، آمریکا نمیتواند از یک سو خود را متعهد به آتشبس معرفی کند و از سوی دیگر با حمایت سیاسی، اطلاعاتی و نظامی از عملیات اسرائیل در لبنان، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. به بیان دیگر، ایران در حال تبدیل کردن هر حمله اسرائیل در لبنان به یک مسئله مستقیم در روابط تهران و واشنگتن است.اهمیت این تحول زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در کنار رفتار اخیر ایران در خلیج فارس قرار دهیم. تنها چند روز پیش، پس از حمله نیروهای آمریکایی به یک دکل مخابراتی در جزیره سیریک، نیروهای مسلح ایران با هدف قرار دادن پایگاه مبدأ حمله، نشان دادند که ملاحظات مربوط به مذاکرات مانع پاسخ متقابل نخواهد شد. این رخداد یک پیام مهم در خود داشت: تهران حاضر نیست برای حفظ روند گفتوگوها از بازدارندگی میدانی خود صرفنظر کند.
به همین دلیل، هشدارهای اخیر درباره لبنان را نباید صرفاً در چارچوب جنگ روانی یا فشار دیپلماتیک تحلیل کرد. در ذهن تصمیمگیران ایرانی، همان منطقی که پاسخ به اقدامات آمریکا در جنوب ایران را توجیه میکند، میتواند درباره لبنان نیز به کار گرفته شود. این همان نکتهای است که به توئیت قالیباف درباره «سررسید صورتحساب» معنا و وزن راهبردی میبخشد.
همزمان، خبر توقف تبادل پیامها و متون میان ایران و آمریکا از طریق میانجیها، نشانه دیگری از افزایش سطح نارضایتی تهران است. اگر این روند تثبیت شود، به معنای آن خواهد بود که ایران در حال استفاده از یکی از مهمترین اهرمهای فشار خود یعنی تعلیق فرایند سیاسی برای تغییر رفتار طرف مقابل است. در واقع تهران این پیام را ارسال میکند که مذاکرات و آتشبس دو پرونده جداگانه نیستند و نمیتوان در میز مذاکره از کاهش تنش سخن گفت اما در میدان لبنان شاهد تشدید عملیات نظامی بود.
در سطح منطقهای نیز شرایط در حال تغییر است. محکومیت رسمی حملات اسرائیل به لبنان از سوی عربستان سعودی نشان میدهد که دامنه نگرانیها نسبت به ادامه تنشها دیگر محدود به محور مقاومت نیست. ورود ریاض به این موضوع، هرچند از زاویهای متفاوت، میتواند نشانهای از شکلگیری یک اجماع منطقهای علیه گسترش بیثباتی در لبنان باشد. این تحول از آن جهت اهمیت دارد که هزینه سیاسی ادامه عملیات اسرائیل را افزایش میدهد و دست واشنگتن را برای نادیده گرفتن تحولات لبنان دشوارتر میکند.
برآیند تمام این نشانهها حاکی از آن است که تهران در حال بازتعریف معادله آتشبس است. در این معادله جدید، لبنان دیگر یک جبهه فرعی محسوب نمیشود، بلکه بخشی از بسته کلی توافقات و ترتیبات امنیتی منطقه است. بنابراین هرگونه نقض آتشبس در جنوب لبنان میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد.
در چنین شرایطی ایران دیگر در حال مطالبه اجرای آتشبس نیست، بلکه در حال بازتعریف هزینههای نقض آن است. به بیان دیگر، تهران میکوشد معادلهای را تثبیت کند که در آن آمریکا و اسرائیل نتوانند همزمان از مزایای آتشبس بهرهمند شوند و هزینههای نقض آن را به دیگران منتقل کنند.
۳ گام ایران برای هشدار به رژیم صهیونیستی
با توجه به این که منافع راهبردی ایران اقتضا می کرد در مقطع فعلی در حمایت از لبنان وارد عمل شود، به نظر می رسد ایران برنامه ای ۳ مرحله ای در ۳ جبهه دیپلماسی، نظامی و اقتصادی تدارک دیده است؛
گام نخست این برنامه را تسنیم خبر داده و نوشته « ایران در واکنش به نقض آتش بس در لبنان، تبادل پیام با آمریکا را متوقف میکند.» بنا بر این خبر، با توجه به این که آتش بس در لبنان، پیش شرط ایران در مذاکرات بوده، تیم مذاکرهکننده ایرانی «گفت و گوها و تبادل متون از طریق میانجی» را متوقف میکند. ایران اصرار دارد تا زمانی که نظر ایران و مقاومت در این زمینه تامین نشود، گفت و گویی در کار نخواهد بود.
در همین خبر گام دوم اشاره شده که عبارت است از باز شدن جبهه های جدیدی که پیشتر رهبر معظم انقلاب، هشدار داده بودند، مهمترین این جبهه ها انسداد کامل تنگه هرمز و البته انسداد تنگه بابالمندب است.
گام سوم هم در بیانات هشدارآمیز ساعتی پیش سرلشکر عبداللهی دیده می شود که با اشاره به هشدار تخلیه برای ضاحیه، صراحتاً تهدید کرده است: «با توجه به نقض مکرر آتش بس توسط رژیم، در صورت عملی شدن این تهدید به ساکنان بخش های شمالی و شهرک های نظامی در سرزمین های اشغالی هشدار میدهیم اگر نمیخواهند آسیب ببینند منطقه را ترک نمایند.»