فاطمه یارمحمدی
حجت الاسلام والمسلمین محمدعلیرحمانی شاید یکی از جوانترین مبارزانی بودکه پس از تبعید امام خمینی (ره) به ترکیه، در سال ۱۳۴۴ از ایران خارج و راهی نجف شد و در آنجا علاوه بر ادامه تحصیلات حوزوی با ورود ایشان به عراق به مبارزان همراه امام پیوست. این عضوبیت امام، سابقه فرماندهی بسیج مستضعفین، نمایندگی رهبری انقلاب در نیروی انتظامی، عضو موسس مجمع روحانیون مبارز و ریاست ستاد جمع آوری کمکهای مردمی درجنگ ۸ساله را درکارنامه خود دارد .
درآستانه سالگرد ارتحال امام خمینی،خبرنگاراطلاعات با این یاردیرین و شاگرد مکتب امام راحل(ره)،گفتگویی داشته است که در زیر می خوانید:
*ابتدادرباره نحوه آشنایی تان با امام خمینی (ره) و اتفاقاتی که منجر به خروجتان از کشور شد، توضیح دهید.
-از سال ۱۳۴۴برای ادامه تحصیل حوزوی به عراق رفتم. امام در همان سال از ترکیه به نجف تبعید شدند و جمعی از طلاب و مبارزان از جمله مرحوم حاج آقا دعایی، آقای محتشمی و دیگران به تدریج به ایشان پیوستند.
در آغاز نهضت، درمشهد طلبه بودم و سپس با گسترش اعتراضات در ایران، بهویژه پس از ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی ، فضای سیاسی کشور به شدت ملتهب شد. امام با طرح این موضوعات ومخالفت جدی با اقدامات شاه و اعتراض به تغییرات قانونی، موج گستردهای از مخالفت عمومی را در کشور شکل دادند .
پس ازتصویب کاپیتولاسیون و سخنرانی معروف امام علیه آن، فشارهای سیاسی و امنیتی بر حوزههای علمیه و طلاب افزایش یافت. در پی حوادث ۱۵خرداد و تبعید امام، سرکوبها شدت گرفت و محدودیتها علیه طلاب گسترش پیدا کرد به طوری که لباس طلبهها را پاره می کردند.در همین شرایط، برای دور ماندن از فشارها و ادامه تحصیل، با تصمیم خانواده به عراق رفتم و بعد از آمدن امام ازترکیه به عراق در نجف به ایشان پیوستم و تا سالهای بعد در کنار ایشان بودم.
*بعد از تاسیس جمهوری اسلامی و استقرار ارکان نظام ، طبیعی بود که میان مسئولان در برخی سیاستها و رویکردها اختلاف سلیقه هایی بروز کند . امام وقتی از موضوع اختلافی بین قوا یا مسئولان مطلع میشدند چه برخوردی با آن داشتند؟
-امام خمینی در مواجهه با اختلافات میان قوا، ابتدا ماهیت اختلاف را بررسی میکردند و در صورتی که موضوع را اساسی و مؤثر بر اداره کشور میدانستند، شخصاً برای حل آن وارد عمل میشدند. در بسیاری از موارد، با دعوت از سران قوا و مسئولان عالیرتبه، جلسات مشترکی در محضر ایشان برگزار میشد تا مسائل کلان کشور با گفتگو و مشورت حلوفصل شود. امام در این جلسات با دقت به دیدگاههای مختلف گوش میدادند و در صورت لزوم نظر کارشناسی را ترجیح میدادند یا موضوع را برای بررسی بیشتربه کارشناسان ارجاع میدادند.
رویکرد اصلی ایشان پرهیز از تحکم و تصمیمگیری یکجانبه بود و تأکید داشتند که اختلافات باید از مسیر گفتگو و همفکری حل شود.
*در موضوع انتصابات آنجا که بنا به مسئولیت ایشان برمی گشت چگونه عمل می کردند؟
-در موضوع انتصابات، امام بر دو اصل اساسی تکیه داشتند: شناخت مستقیم از افراد و معرفی آنان از سوی اشخاص مورد اعتماد. معیار اصلی در انتخاب مسئولان نیز تعهد، تخصص، سوابق انقلابی، ایمان و کارآمدی بود. امام به استقلال نهادهای قانونی و بهویژه انتخابات آزاد اعتقاد داشتند و از دخالت مستقیم در رأی مردم پرهیز میکردند.در نگاه ایشان، مشروعیت مسئولان از رأی مردم و سازوکارهای قانونی مانند مجلس خبرگان و انتخابات عمومی ناشی میشد و وظیفه رهبری، حفظ سلامت این فرآیند و جلوگیری از انحراف آن بود، نه تعیین مصادیق بهصورت مستقیم.
*آیا امام انتخابات مجلس را تکلیف برای مردم میدانستند؟ آیا در انتخابات مداخله میکردند؟
-امام به اصل «انتخابات آزاد» در چارچوب ضوابط اسلامی و احترام به رأی مردم اعتقاد جدی داشتند. ایشان هیچگاه در روند انتخابات به معنای دخالت در رأی مردم یا جهتدهی مستقیم به انتخابها ورود نمیکردند .یکی از اصول مهم برای امام، پرهیز از دخالت مستقیم در مصادیق انتخاباتی بود. در انتخاباتهای مختلف، چه مجلس خبرگان و چه مجلس شورای اسلامی، افراد متعددی انتخاب میشدند و حتی اگر نسبت به برخی افراد ملاحظات یا نقدهایی وجود داشت، امام هیچگاه مانع انتخاب آزاد مردم نمیشدند. نمونههایی مانند بنیصدر نیز مطرح بود. امام او را از قبل میشناختند، هم از سوابق خانوادگی و هم از فعالیتهای سیاسیاش، اما زمانی که او در فضای انتخابات مورد اقبال مردم قرار گرفت، امام در رأی مردم دخالت نکردند.حتی در مواردی که برخی افراد از سوی گروهها یا جریانها معرفی میشدند یا مدارکی درباره آنها ارائه میشد، امام اصل را بر عدم دخالت درانتخاب مردم قرار میدادند و اجازه میدادند روند قانونی و مردمی طی شود.
*نگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره رابطه با کشورهای همسایه، اروپا و آمریکا چگونه بود؟
-امام مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی را بر اصل «نفی ظلم و حمایت از مظلوم» و قاعده «نه ظلم کنیم و نه زیر بار ظلم برویم» استوار کرده بودند.از نگاه ایشان، جمهوری اسلامی با هیچ ملت یا کشوری خصومت ذاتی ندارد و هر دولتی که بر پایه احترام متقابل و عدم دخالت در امور داخلی کشورها رفتار کند، میتواند با ایران روابط دوستانه داشته باشد. ایشان بارها تأکید میکردند که اسلام دین تعامل انسانی و همزیستی مسالمتآمیز است و سیاست خارجی نیز باید بر همین اساس شکل گیرد .
حتی درباره آمریکا نیز تصریح میکردند که اختلاف جمهوری اسلامی با مردم آمریکا نیست. ایشان بارها تأکید کردند که اگر دولت آمریکا حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسد، داراییهای ایران را بازگرداند و با ایران همچون یک کشور مستقل و برابر رفتار کند، زمینهای برای خصومت وجود نخواهد داشت. در جریان ماجرای گروگانها نیز امام بر همین نکته تأکید داشتند که حقوق ملت ایران باید محترم شمرده شود و روابط بر پایه احترام متقابل شکل گیرد.
*ایشان در مورد انتخاب رهبری بعد از خویش، چه نظری داشتند؟
-امام انتخاب رهبری را براساس سازوکارهای قانونی، بهویژه مجلس خبرگان رهبری که طبق نظرمردم انتخاب شده بود ، قبول داشتند و تأکیدشان هم براستقلال تصمیمگیری این نهاد بود.در مقطع طرح موضوع جانشینی، با توجه به شرایط جسمی امام، برخی چهرهها برای این مسئولیت مطرح شدند که از جمله آنان آیتالله منتظری بود. امام ضمن پذیرش روند قانونی و رأی خبرگان، نسبت به برخی ملاحظات و نگرانیها درباره آینده این انتخاب نیز اشاراتی داشتند.امام بعدها در نامهای تصریح کردند که از ابتدا تمایل نداشتند ایشان برای این جایگاه انتخاب شوند. حتی پیغامی به مرحوم آیتالله محمدی گیلانی داده بودند که اگر نظر شخصی من را بخواهید، نسبت به آینده نگرانیهایی دارم و شاید این انتخاب به مصلحت نباشد. با این حال، تأکید داشتند که هر آنچه از مسیر قانونی انتخاب شود، باید مورد احترام قرار گیرد؛اما تصمیم نهایی را به سازوکار رسمی واگذار کردند.پس از انتخاب آیتالله منتظری توسط مجلس خبرگان، امام این تصمیم را محترم شمردند.در ادامه، با بروزبرخی اختلافات، نگرانیهای پیشین امام درباره تأثیرپذیری اطرافیان وبین ایشان و برخی جریانهای پیرامونی تقویت شد؛ موضوعی که بعدها درنامهها و مواضع رسمی ایشان نیز بازتاب یافت.
*ازنظر امام راحل کدامیک از خصوصیات رهبر شهیدمان بارزتر بودو از این نظرهم شایسته رهبری بودند ؟
-امام به ویژگیهایی مانند شجاعت، قاطعیت، سلامت نفس و پاکدستی ایشان واقف بودند.آیتالله خامنهای از جمله شخصیتهایی بودند که به دلیل حضور مستمر در مبارزات انقلاب، تجربه مسئولیتهای حساس پس از پیروزی انقلاب داشتند و نقش ایشان در تصمیمگیریهای کلان مؤثربود وهمین مساله مورد توجه و اعتماد امام قرار داشت.از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان، توان مدیریتی، قدرت تحلیل سیاسی، تسلط بر امور اجرایی و همچنین توانایی در ارتباطات بینالمللی و تبیین مواضع جمهوری اسلامی در مجامع جهانی بود. در مجموع، انتخاب ایشان از سوی مجلس خبرگان، مبتنی بر مجموعهای از معیارهای انقلابی، مدیریتی و سیاسی بود که با تجربه عملی و سوابق طولانی در نظام جمهوری اسلامی همراه شده بود. امام نیز همواره براین اصل تأکید داشتند که تعیین رهبری باید از مسیر قانونی و با تشخیص نهادهای مسئول انجام شود، نه بر اساس ترجیح فردی.
*امام درباره جنگ، صلح، تمامیت ارضی و سیاستهای منطقهای چه دیدگاهی داشتند؟
-امام خمینی از آغازانقلاب، سیاست کلی جمهوری اسلامی را بر دفاع از استقلال کشور، حفظ تمامیت ارضی و پرهیز از وابستگی به قدرتهای خارجی بنا کرده بودند. در نگاه امام، صلح و جنگ هر دو باید در چارچوب حفظ حقوق ملت ایران و جلوگیری از سلطهپذیری معنا پیدا کند.
در موضوع جنگ تحمیلی، امام همواره بر جلوگیری از آغاز درگیری تأکید داشتند و تلاش برای حل اختلافات از مسیر مذاکره و دیپلماسی را مورد توجه قرار میدادند، اما پس از آغاز جنگ، بر مقاومت قاطع و حفظ انسجام ملی تأکید کردند. از نگاه ایشان، پذیرش صلح زمانی معنا دارد که تمامیت ارضی کشور تضمین شود و نیروهای متجاوز از خاک ایران خارج شده باشند.
* برخی انقلابیون اصیل، مخالف پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله به شکلی بودند که همگان ازآن اطلاع دارند. با این حال امام وقتی موضوع صلح مطرح میشدچه نظری داشتند؟
-امام سیاست کلی جمهوری اسلامی را بر نفی تجاوز و پرهیز از جنگطلبی قرار داده بودند و تأکید داشتند ایران نه آغازگر جنگ است و نه به دنبال توسعهطلبی نظامی.در نگاه ایشان، اصل اساسی «دفاع از حقوق ملت» و همزمان «پرهیز از تجاوز به دیگران» بود. بر همین اساس، جمهوری اسلامی در عین آمادگی دفاعی، همواره بر صلحطلبی مشروط به رعایت حقوق و امنیت کشورتأکید داشت.
با آغازجنگ تحمیلی، مجموعهای از تحرکات و تهدیدهای مرزی و داخلی پیش از تهاجم رسمی عراق قابل مشاهده بود و گزارشهای متعدد امنیتی از نهادهای مختلف توسط من که مسئول این کار در دفتر امام بودم تهیه وتوسط مرحوم حاج احمدآقا ، به امام ارائه میشد. این شرایط نشان میداد که کشوردر معرض یک تهدید تدریجی و سازمانیافته قرار دارد. امام همواره بر بسیج مردم، تقویت نیروهای مردمی و حفظ هوشیاری عمومی تأکید میکردند و امنیت کشور را صرفاً متکی به ساختار نظامی نمیدانستند. از سوی دیگر، ایشان در برابر پیشنهادهای صلح یا مذاکره نیز رویکردی مبتنی بر عقلانیت و هوشیاری داشتند؛ بهگونهای که هرگونه مذاکرهای را تنها در صورتی قابل بررسی میدانستند که با حفظ عزت ملی، جلوگیری از فریب سیاسی و تأمین واقعی حقوق کشور همراه باشد.
به همین دلیل امام از همان ابتدا شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» را مطرح کردند. این شعار برای بسیج ملت و ایجاد روحیه مقاومت ضروری بود. ایشان از آغاز، نسبت به ماهیت رژیم بعث عراق هشدار می دادندو آن را خطری جدی برای منطقه و ایران میدانستند. از دیدگاه ایشان، جنگ برای کشوری که تازه انقلاب کرده بود، خسارتهای گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به همراه خواهد داشت؛بر همین اساس، پیش از آغاز رسمی جنگ، بر مذاکره، کاهش تنش و استفاده از مسیرهای دیپلماتیک تأکید میشد و حتی پیامهایی برای گفتگو میان ایران و عراق و حل اختلافات از طریق مسالمتآمیز ارسال شد.
*امام در مورد فعالیتهای اقتصادی در کشور چه دیدگاهی داشتند و آیا فعالیت برخی نهادها در حوزه اقتصادی را میپذیرفتند ؟
-امام در تبیین وظایف نهادهای مختلف کشور، بر تفکیک روشن میان مأموریتهای اصلی هر نهاد و پرهیز از ورود به حوزههای غیرتخصصی تأکید داشتند.ایشان تصریح میکنند که نیروهای مسلح نباید وارد احزاب، جناحبندیها و حمایت از گروههای سیاسی شوند. حتی در این زمینه تعابیر بسیار صریح و هشداردهندهای دارند و تأکید میکنند که اگر نیروهای مسلح وارد چنین منازعاتی شوند، دیگر نمیتوانند نقش اصلی خود را درحفظ امنیت و تمامیت ارضی کشور بهدرستی ایفا کنند.
در سالهای پس از جنگ، بخشی از ظرفیتهای فنی و لجستیکی نیروهای مسلح در پروژههای بازسازی و سازندگی کشور به کار گرفته شد، اما از نگاه تحلیلی، این مشارکت نباید به معنای تبدیل شدن نهادهای نظامی به بازیگران اصلی اقتصاد تلقی شود .جمعبندی دیدگاه امام بر این اصل استوار بود که هر نهاد باید در چارچوب وظایف ذاتی خود عمل کند و تمرکز نیروهای مسلح بر امنیت، بازدارندگی و توان دفاعی کشور حفظ شود.
امام خمینی(ره) در کنار تأکید بر اصول شرعی و قانونی، همواره بر نقش مردم در پیشبرد امور کشور و کمک به محرومان تأکید داشتند. در طرحهایی مانند «حساب ۱۰۰»، مشارکت گسترده مردمی شکل گرفت و حتی اسناد ملکی نیز از سوی برخی افراد برای کمک به نیازمندان ارائه شد. امام بر این نکته تأکید داشتند که تمامی این اقدامات باید کاملاً در چارچوب ضوابط شرعی و حقوقی بررسی و اجرا شود.در نگاه امام، حضور زنان در جامعه جایگاه اساسی داشت و ایشان بر مشارکت فعال زنان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و حتی دفاعی تأکید میکردند.
خود ایشان به من فرمودند که بسیج باید شامل ۱۰میلیون مرد و ۱۰میلیون زن باشد و نباید نقش زنان در جامعه نادیده گرفته شود. حتی تأکید میکردند که برخی تصور میکنند انقلاب را فقط مردان به پیروزی رساندند، در حالی که زنان نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای داشتند.
*متن کامل این گفتگو را دراطلاعات آنلاین به نشانی eteelaat.comمطالعه فرمایید.
شما چه نظری دارید؟