سخن نخست: هنوز در ایام زمانناپذیر عروج ملکوتی امام خمینی قرار داریم. یاد باید کرد از امامی که با انقلابش جهانی را تکان داد و بعثتی ماندگار در مردمانش پدید آورد. او که دشمن ظالمان بود و در برابر اصحاب قدرت سخت و تسلیمناپذیر اما در پیشگاه خدا تسلیم و در مواجهه با مردم فروتن بود. توصیه همیشگیاش خدمت به مردم به ویژه محرومان و رسیدگی به آنان و بالاتر از آن نوکری مردم بود و همین عشق دو طرفه میان او و مردم موجب آن شد که با همان شیفتگی و شکوهی که در هنگامه ورودش به میهن پایکوبان و هلهلهکنان خیابانهای شهر را در مقدمش غرق گل و شیرینی کردند و عطر عشق فشاندند، در تشییع بیبدیلش نیز که تشییع قرن خوانده شد با شانههای زخمی و خسته و چشمانی که باران اشک شده بود به بدرقهاش آمدند. او که بهترین تعبیر برایش، عبد صالح خداست...
سخن دوم: با گذشت قریب ۵ دهه وفراز و فرودهای بسیار، نسل جدید شاید درباره میراث انقلاب خمینی داوری دیگری داشته باشد و نیز ابهامات و سوالاتی. مهمتر از همه اینکه با درک ضرورت قیام مردم علیه رژیم گذشته و اثبات حقانیت امام و مردم و قبول این خواست جمعی و با پذیرش تمام دلایل ضرورت ایجابی آن و نیز حتمیت برانداختن بساط سلطه و ستم و وابستگی رژیم گذشته که شرح آن مفصل است و در اثبات آن دهها دلیل موجود است، حال آیا انقلاب همچنان که در شعارها و غریو فریادها و بیان ارزشها در وعده بزرگانش و در مطالبه مردمان متجلی بود، به بار نشسته و محقق شده است؟ و آیا حق ما نیست که چون پدرانمان آمال و آرزوهای دیگری داشته باشیم و چیز دیگری بخواهیم؟ از جمله تحقق همان آرمانها و آرزوها و وعدهها در همین ساختار موجود و از همین حاکمیت؟ البته که هیچکس را چنین انتظاری نیست که انقلاب به همه اهدافش دست یافته است. گذشته از همه جنگ و دعواها و نزاعها و تنشها و دشمنیهای دشمنان که جنگی هویتی و معرفتی است و تمامشدنی هم نیست، آیا به جز آن هیچ انحرافی در مسیر و هیچ غفلت و ترک فعل و سوءمدیریت و کژکاری و انحصارطلبی و آشفتگیِ مدیریتیِ دیگری، رخ نداده است؟ البته که چرا... اما از دیدگاه علمی، دربررسی هر پدیدهای توجه به عنصر مکان و زمان از طرفی و دلایل عِلّی پیدایی آن از سوی دیگر ضروری است و مهم شناخت نقاط ضعف و جستجوی راههای برطرف کردن آن است. یعنی ضرورت پوستانداختنها و تغییر مسیرها و مقابله با آفات و صدماتی که در مواقع و مواردی باید فهم میشد و به موقع اقدام و انجام میشد و بعضاً مورد غفلت قرار گرفت.
مطلب سوم: پس از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بخش وسیعی از جامعه ایرانی با ساختاری که امام و به ویژه رهبر شهید در استقلال و خوداتکایی و قدرت سخت نظام در مقابله با تهاجم دشمنان و ایستادگی در برابر امکان تسلیم و تجزیه کشور ایجاد کردهاند بیشتر آشنا میشوند. حال با این مقاومت و ایستادگی که سرمایه اصلی عزت و استقلال ایران است بیشتر معلوم میشود که ایران دیگر لقمه چربی برای بلعیدن و هضم در هاضمه تمامیتخواه دنیای ظلمزده و جنگلوارِ کنونی نیست. شادانه آنکه ملت ایران نیز با وجود همه دشواریها و سختیها در بعثتی دوباره و نمایان که شگفتی جهانی را به همراه آورده به اعتبار فهم بصیرت ذاتی و پیشینه افتخارآمیز تمدنی خود، پای این مقاومت ایستاده است.
و مطلب چهارم : بارها گفته آمد که تا اینجای کار و اگر در همین حال توافقی صورت گیرد، ایران و ملت ایران برنده این جنگ است به شرط آنکه چند نکته را از یاد نبریم. بخشی از سرفصلها، به فهم نگارنده، اینهایند:
۱ـ حفظ انسجام ملی، پرهیز از دودستگی و تفرقه و جلوگیری از هر حرف و حرکت و شعار و اقدامی که خلاف این اصل باشد. وحدت و انسجام همه مردم ایران. همه مردم.
۲ـ توجه و رسیدگی به مشکلات پیش آمده، التیام زخمهای ناسور جسمی و روحی ناشی از جنگ، ایجاد گروهها و تشکلهای مردمی برای کمک به آسیبدیدگان و زندگی از دست دادگان و یتیمان و بیپناهان و وَر شکستشدگان و بیکاران و...
۳ـ کمک به دولت و درک ضرورت کنترل و مدیریت مطالبات، و فهم سطح و حجم مشکلات، و عدم تحمیل هزینههایی که تکلیف مالایطاق است و ممکن است تحت فشارهای رسانهای او را به انجام اقدامات شتابزده موقتی و مسکنهای موضعی برای کاهش فشار وادارد. از جمله تحت فشارگذاشتن او مثلا به افزایش میزان کالابرگ به جای تغییر در نحوه توزیع نادرست همگانی آن. میتوان گفت بهتر است به جای توزیع یارانه به همگان، با حذف یارانه طبقات برخوردار، یارانه افراد محروم را بیشتر کرد که نیازی به چاپ پول بیشتر نباشد.
۴ـ کمک مجلس و رسانهها و شخصیتهای بانفوذ و ائمه جمعه به دولت برای انجام اصلاحات سخت، از جمله رفع یا کاهش ناترازی انرژی به ویژه بنزین و گازوئیل، که در حال حاضر تنها در مورد بنزین به ۵۶ میلیون لیتر در روز رسیده است و خارجکردن آن از حوزة مسایل امنیتی...
۵ـ اعتماد به تیم دیپلماسی کشور که قاعدتاً تصمیمی بر خلاف نظر رهبری نخواهد گرفت و پرهیز از تضعیف این جبهه.