چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۱
نظرات: ۰
۰
-
اسرائیل باید مهار شود؛ مدیر عامل ایرنا در گفتگو با اطلاعات از دلایل حمایت ایران از لبنان می‌گوید

حسین جابری انصاری، مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) به تازگی میهمان مؤسسه اطلاعات بود و با حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالرضا ایزدپناه، نماینده ولی‌ فقیه و مدیر مسئول روزنامه اطلاعات، دیدار و گفتگو کرد.

اطلاعات - فاطمه یارمحمدی: یکی از مهم‌ترین محورهای تبادل نظر دو مدیر ارشد رسانه‌های بزرگ کشور موضوع کارکرد رسانه‌ها در شرایط بحران و جنگ و چگونگی ایجاد همگرایی میان رسانه‌های مهم و تأثیرگذار داخلی برای مقابله با جریان رسانه‌ای دشمن بود که عموماً متحد و یکپارچه علیه موجودیت نظام فعالیت می‌کنند. جابری انصاری که پیش از مدیریت ایرنا سال‌ها در وزارت خارجه فعالیت کرده، معاون و سخنگوی این وزارتخانه بوده و سال‌ها تجربه سفارت و دیپلماتیک دارد، از کارشناسان برجسته حوزه غرب آسیا به ویژه لبنان و فلسطین به شمار می‌رود و تالیفات ارزنده‌ای نیز در این زمینه دارد.

او که پیش از دیپلمات شدن تجربه همکاری با روزنامه اطلاعات را نیز داشته است، در حاشیه حضور در مؤسسه و روزنامه اطلاعات به پرسش‌های خبرنگار گروه سیاسی روزنامه پاسخ داد که با حذف پرسش‌ها می‌خوانید:

خلق موازنه جدید

در پاسخ به پرسشی درباره مذاکره میان ایران و آمریکا: اگر ایران بتواند موازنه جدید خلق کند و آمریکا آن را بپذیرد، به توافق ولو موقت خواهیم رسید و فعلاً آتشباری متوقف خواهد شد، ولی اگر آمریکایی‌ها بخواهند اهداف قبل از جنگ و زیاده طلبی خود را تحمیل کنند، ایران نخواهد پذیرفت و دوباره صحنه‌های درگیری را در پیش خواهیم داشت.

اسرائیل ترامپ را فریب داد و  وارد جنگ مستقیم با ایران کرد. ترامپ نیز با این تصور که مساله "ایران" را که به زعم وی هیچ یک از روسای جمهوری قبلی کشورش نتوانسته بودند حل کنند، می تواند فیصله دهد و به نام خود ثبت کند، وارد جنگ با ایران شد. از جمله دلایل آنها هم این بود که بستر جامعه ایران مستعد به‌هم‌ریختگی و آشوب و فروپاشی است. به نظر من از بعد الهی و معنوی، بعثت و حرکت مردمی نوعی معجزه است، ولی دلایل و تحلیل مادی هم دارد. این از همان تمایزهای انقلاب ایران است که رهبری معنوی انقلاب و جمهوری اسلامی را از دیگر حکومت‌ها متفاوت می‌کند. در واقع حضور مردم در صحنه نقطه قوت اساسی ماست. انقلاب اسلامی با حضور مردم پیروز شده است و بدون مردم این اتفاق رخ نمی داد.

تحولات اخیر در لبنان

موضوع لبنان یک معادله چندمجهولی است که عوامل مختلفی در آن نقش دارد، ولی بیش از همه بازی صهیونیست‌ها و جناح حاکم در اسرائیل و شخص نتانیاهو را باید در نظر گرفت. ضمن این که در این موضوع ،ابعاد خاص لبنان، مدیریت صحنه رویارویی با ایران و مدیریت پرونده‌های منطقه‌ای را هم داریم. به عبارتی، تحولات اخیر لبنان ابعاد بین‌المللی دارد، ولی به نظر می‌رسد کسی که بیش از همه انگیزه دارد که از جبهه لبنان برای تاثیرگذاری‌های عمومی منطقه‌ای و بین المللی و تحت الشعاع قرار دادن اتفاقات و رویدادهای مختلف استفاده کند، شخص نتانیاهو و تیم حاکم برسرزمین های اشغالی است. آنها در آستانه انتخابات می‌دانند که لبنان و حزب الله درهم تنیده با ایران هستند واین بود که بعد از گفتگوهای ابتدایی اسلام‌آباد بلافاصله حمله شدید به لبنان انجام شد.

اکنون هم درحالی که همه خبرها حاکی از احتمال نوعی از توافق موقت در بستر مذاکرات اسلام آباد بین ایران و آمریکاست، اسرائیلی‌ها و نتانیاهو از لبنان به عنوان یک ابزار جدی برای به هم ریختن این بازی منطقه‌ای بین‌المللی استفاده می کنند، در حالی که بعضی از کشورهای عربی می خواهند توافق محقق بشود و آمریکایی‌ها هم دستیابی به توافق را امتحان می کنند، اما اسرائیلی‌ها به گونه‌ای دیگر به صحنه نگاه می‌کنند و درصددند بازی را به هم بریزند.

برخی اخبار حاکی است گفتگوی تندی بین ترامپ و نتانیاهو اتفاق افتاده که البته ممکن است این درز اطلاعاتی تعمدانه همراه با اغراق باشد، ولی شاید خالی از حقیقت هم نباشد. این همان تعارضی است که شاید آمریکایی‌ها دارند مسیری را امتحان می‌کنند که بدون امتداد درگیری و هزینه‌های بزرگ، بتوانند این جریان را مدیریت کنند و از باتلاقی که در آن گرفتار شده اند، رهایی یابند.

لبنان، نقطه آغاز پیروزی‌های جریان مقاومت

لبنان نقطه آغاز پیروزی‌های جریان مقاومت در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ بود و تا جنگ ۷ اکتبر هم نقطه قوت و قدرت جریان مقاومت به شمار می‌آمد. اسرائیلی‌ها تعمد دارند که این نقطه قوت را به نقطه ضعف از زاویه راهبردی نیازهای خودشان تبدیل  کنند، لذا اصرار به حملات پی درپی، پیشروی و به تعبیر عامیانه کوبیدن میخ خودشان در صفحات به اصطلاح لبنان در عرصه نظامی و سیاسی دارند.

این رژیم  از زاویه منافع و دید خود باید پرونده را از نقطه قوت بزرگ به یک نقطه ضعف در جریان مقاومت تبدیل و مختومه کند. البته در یکی دو ماه اخیر حزب الله نشان داد که به رغم همه حرف‌هایی که گفته می شد مبنی براین که به شدت تضعیف و از صحنه عمل خارج شده، با نوعی تغییر تاکتیک عملیاتی، نشان داد داستان به این سادگی‌ها نیست و پیچیدگی‌ها و تودرتوهای مختلفی دارد. بالاخره عناصر مختلفی با هم دخیل هستند و احتمال دارد با این روند تحولات، اسرائیلی‌ها مجبور باشند فضای جنگی درلبنان رادر این مقطع آرامتر کنند، ولی این زخم و این مساله همچنان هست و هر لحظه محتمل است که درگیری آغاز شود. از این زاویه عملاً موتور محرکه اسرائیلی درگیری در لبنان همچنان فعال است و حتی اگر اکنون هم فروکش کند، موقتی خواهد بود واسرائیل دوباره این خط را پیش خواهد برد تا قضیه لبنان را به نفع خود به پایان رساند. البته بستر درونی لبنان این ننگ و پیشروی اسرائیلی‌ها را نخواهد پذیرفت و مقاومت تشدید خواهد شد.

اسرائیل باید مهار شود

به عنوان کسی که سال‌ها تحولات رژیم صهیونیستی را دنبال می‌کند، معتقدم واقعیتی وجود دارد و آن اینکه تا وقتی منشأ بحران‌آفرینی، گسترش‌طلبی و هژمون‌خواهی در این منطقه بر بستر نظامیگری وجود دارد، عملا پروژه‌های ملی و توسعه مستقل معلول می‌مانند. یک داستان عامیانه را همیشه می گویم. کسی کنار آب ایستاده بود و خیک ماستی را روی آب دید که دارد حرکت می‌کند. به داخل آب پرید تا آن را بیرون بیاورد. آنها که همراهش بودند متوجه شدند دارد غرق می‌شود. به او گفتند خیک را رها کن و بیا بیرون. گفت من رها کرده‌ام اما خیک مرا رها نمی‌کند. در اصل خیک نبود، خرس بود. این  داستان اسرائیلی‌هاست که طی دهه‌ها، منطقه عربی و اسلامی را درگیر و دستخوش بحران کرده‌اند.

اسرائیل هیچ نیروی مستقل و هیچ مرکز فناوری و توسعه و رشد را در این منطقه برنمی‌تابد. در واقع می خواهد این منطقه یک بیابان سوخته باشد و همه ذلیل و تحت امر او باشند. اسرائیل می‌خواهد هژمون نظامی، فناوری، مالی و اقتصادی منطقه باشد؛ بنابراین لبنان خط مقدمی است که باید مساله افزون‌خواهی، هژمون خواهی و توسعه‌طلبی اسرائیل در آن مهار شود. اسرائیل باید یک عنصر طبیعی این منطقه بشود و افزون‌خواهی‌هایش را کنار بگذارد، اگر فقط مساله یهودیت است؛ اما اگر پادگان خط مقدم دولت‌های غربی و قدرت‌های جهانی است برای اینکه این منطقه را آشفته کند، منطقه هم هیچ راهی ندارد جز این که آن را ریشه‌کن کند. این عنصر افزونخواه باید مهار بشود. این رژیم همان خرسی است که مثال زدم. اینکه چگونه باید این اتفاق بیفتد، سئوالی است در برابر نخبگان ایران و همه کشورهای منطقه. اسرائیل مسالهِ مساله‌ها در منطقه است.

عرب‌ها دهه‌هاست مذاکره می‌کنند، اما راه حل مذاکراتی هم به بن‌بست رسیده است، زیرا اسرائیل مذاکره را به عنوان عملیات زیباسازی خودش می‌بیند نه  آنچه عرب‌ها می‌خواهند که صلح در برابرزمین باشد.همه کشورهای عربی این کار را کردند.به عنوان مثال، اسدها در سوریه، اسرائیل را به رسمیت شناختند و گفتند جولان را به ما بدهید تا به مخاصمه خاتمه بدهیم، اما به جایی نرسیدند. اسرائیل هم راه حل صلح در برابر زمین را به دلیل فزونخواهی نپذیرفته و می‌گوید همه باید تابع او شوند و مرکز منطقه باشد و همه را  اداره کند.

ببینید: بازدید مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران از موسسه اطلاعات

اسرائیل یک گره و عقده و واقعاً مسالهِ مساله‌هاست؛ آیا می شود آن را رها کرد؟! مساله  دیگر این است که اگر عرب‌ها رها کنند، اسرائیل اعراب را رها نمی‌کند. مساله همان ذات این موجود است که راضی نیست که عادی باشد. اسرائیل به عنوان منشأ تنش، یک مساله و عقده است و راه حل ساده هم برای رهایی از آن وجود ندارد. حال یک عده در ایران ممکن است بگویند اگر رهایش کنید، رهایمان می‌کند. در دو جنگ اخیر علیه کشورمان دیدیم که می‌خواستند همه  امکاناتمان را از بین ببرند و ما را از هستی ساقط کنند؛ بنابراین همه نخبگان ایران و منطقه باید برای مهاراین عنصر طغیانگر افزون ‌خواه راه‌حلی بیابند.

نقش رسانه در شرایط پساجنگ

معمولا در ایران عادت این است که گفته می‌شود رسانه‌ها همواره باید پیوست همه پروژه‌ها و کارها باشند؛ گرچه هنوز هم این امر محقق نشده است و رسانه‌ها را جدی نگرفته اند. در حالی که تحول ارتباطی و رسانه‌ای که در ایران و جهان اتفاق افتاده وضعیت جدیدی خلق کرده است، به این ترتیب که رسانه‌ها به متن تحولات آمده اند و مطلقاً پیوست نیستند. در دو جنگ‌ اخیر علیه ایران که اکنون تا حدود زیادی متوقف شده، می‌بینیم که جنگ رسانه‌ای، روانی و شناختی یک لحظه هم توقف نداشته و همچنان با قوت و قدرت ادامه دارد.

در حقیقت بخش مهمی از رویارویی‌ها در جهان امروز از طریق رسانه‌ها و بر بستر انواع شگردهای جنگ روانی و شناختی انجام می‌شود و این یک واقعیت است که ما کلا از آن عقبیم. برای اینکه ما همچنان در مرحله قبل مانده‌ایم  و حداکثر امتیازی که به رسانه‌ها می‌دهیم این است که می‌گوییم باید همه کارها پیوست رسانه‌ای داشته باشد و الا دچار مشکل خواهد شد، ولی همین را هم انجام نداده ایم، در حالی که رسانه نقش بسیار حیاتی و اساسی دارد؛ نکته ای که در شرایط فعلی کشور باید همه به آن  توجه کنیم و در ادبیات رهبر شهید انقلاب بوده و در ادبیات رهبر انقلاب هم با صراحت هست و حتی در پیام‌های اخیر ایشان «بحث انسجام و اتحاد ملی در برابر دشمنان» موج می‌زند.

متاسفانه بخشی از رسانه‌های کشور کارکرد احزاب و گروه‌ها و باندهای سیاسی پیدا کرده اند و به جای اینکه کارکردهای ملی با هدفگیری‌های درست در مسیر انقلاب، ملت و دولت داشته باشند، کار شبانه روزی آنها، تشدید تناقض‌ها و درگیری‌ها و دو قطبی‌ها و دامن زدن به اختلافات است؛ در حالی که رهبر انقلاب صراحتاً در پیام‌های اخیرشان تاکید کردند حتی به دلایل موجه هم نباید به اختلافات دامن زد.  به نظر من،  بخش مهمی از کار ما در جاهایی مثل خبرگزاری جمهوری اسلامی و موسسه اطلاعات که طینتش در دهه‌ها بر بستر سیاست‌های ملی، آرمان های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی شکل گرفته، این  است که با این نگاه جامع  بر بستر آرمان‌های ملی و باهدفگیری کانونی حفظ اتحاد و انسجام ملی تلاش کنیم و نباید مبنای دوگانه‌سازی‌ها و دوقطبی‌سازی‌ها و دامن زدن به اختلافات باشیم. فکر می‌کنم روزنامه اطلاعات و ایرنا در این مسیر و مجرا حرکت می‌کنند و خوب است هم‌افزایی داشته باشیم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی